آذر منصوری :روحانی وزیر زن انتخاب کند

 

زنان اصلاح‌طلب در دو انتخابات گذشته برای گرفتن سهمیه جنسیتی تلاش کردند و در انتخابات مجلس دهم در سال ٩۴ و انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا گام‌هایی را برای افزایش سهم زنان در لیست‌های انتخاباتی برداشتند. با این حال جریان اصلاحات برای حضور بیشتر زنان در پست‌های انتصابی نیز باید برنامه و رایزنی داشته باشد. روزهایی که تا معرفی کابینه دوم دولت روحانی فرصت باقی است فعالان زن اصلاح‌طلب و دیگر چهره‌های این جریان سیاسی تلاش می‌کنند تا برای افزایش حضور این قشر در مدیریت کشور افرادی را به روحانی معرفی کنند. به خصوص که حسن روحانی در روزهای انتخابات ٩۶ تاکیدش بر توجه به مسائل و مشکلات زنان در کشور بود. از این طریق نیز توانست رای بیش از پنجاه درصدی زنان را از آن خود کند. حالا او به عنوان رییس‌جمهور همه مردم باید برای رفع تبعیض از زنان برنامه‌های خود را ارایه کند. یکی از مهم‌ترین برنامه‌های عملیاتی در این راستا استفاده از زنان در سمت‌های مدیریتی انتصابی در دولت است. بنابراین زنان اصلاح‌طلب این خواسته را از رییس‌جمهور دارند که در سطوح مختلف مدیریتی و به خصوص در کابینه از ظرفیت زنان استفاده شود. آذر منصوری، عضو شورای مرکزی حزب اتحاد ملت ایران معتقد است که روحانی در وزارتخانه‌ها نیز از زنان استفاده کند. او معتقد است امروز زنان با تجربه و شایسته‌ای وجود دارند که می‌توانند در این سمت‌ها حضور داشته باشند و این امر به عنوان نمادی از توجه به مسائل زنان از سوی دولت دوازدهم می‌تواند اجرایی شود.

 

حضور زنان در کابینه و سمت‌های مدیریتی دولت چقدر می‌تواند در پیشروی جنبش زنان و رفع تبعیض از زنان موثر باشد؟این امر برای اصلاح‌طلبان چقدر اهمیت دارد؟

امروز زنان اصلاح‌طلب برای حضور نمایندگانی از این قشر در دولت دوازدهم تلاش می‌کنند. در انتخابات ٩۶ یکی از موضوعاتی که فعالان زن اصلاح‌طلب به طور جدی دنبال می‌کردند و در سخنرانی‌ها و اعلام مواضع بر آن تاکید می‌کردند، توجه به مطالبات زنان و حقوق زنان بود. انتظاری که وجود داشته و دارد این است که دولت دوم آقای روحانی توجه بیشتری را نسبت به این مطالبات داشته باشد و برای پر کردن شکاف‌های جنسیتی در ایران چاره‌ای بیندیشد و گامی در این راستا بردارد. با وجود همه تلاش‌هایی که فعالان حوزه زنان داشتند در انتخابات شوراهای شهر و روستا با وجود اینکه در شهرهایی مثل تهران توانستیم تعداد زنان را در لیست افزایش دهیم یا در استان سیستان وبلوچستان زنانی که رای آوردند تعداد قابل توجهی بودند اما در مجموع نرخ حضور زنان در شوراهای اسلامی شهر و روستا کاهش پیدا کرده است. این امر ضرورتی توجه جدی دولت را در این راستا می‌طلبد. دولت باید ظرفیت‌هایی را ایجاد کند که به نوعی بیانگر رویکرد تبعیض مثبت دولت به قشر زنان باشد. اراده دولت باید در جهت پر کردن شکاف‌های جنسیتی باشد.

مجموعه زنان اصلاح‌طلب برای حضور در کابینه و دولت دوازدهم چه اقداماتی را انجام داده اند؟

بنا بر ضرورتی که احساس شد نخستین قدمی که دولت آقای روحانی می‌تواند بردارد توجه به حضور زنان در ترکیب کابینه است. در این ترکیب حضور زنان می‌تواند به عنوان نماد و نشانی از توجه دولت دوازدهم نسبت به مساله زنان باشد. با توجه به ظرفیتی که در دولت یازدهم ایجاد شده و مشارکت بیش از پنجاه درصدی زنان در انتخابات ریاست‌جمهوری، آقای روحانی باید در معرفی کابینه به مجلس دهم به این مساله توجه کند و علاوه بر معاونت‌هایی که در دولت یازدهم به زنان اختصاص پیدا کرد در دولت دوازدهم برخی وزارتخانه‌ها را نیز مشمول این تغییرات بداند و چند زن را به عنوان وزیر پیشنهادی خود به مجلس معرفی کند. به نظر می‌رسد که این ظرفیت در مجلس شورای اسلامی هم برای رای اعتماد دادن به زنان وجود داشته باشد. به هر حال مجلس معتدل‌تر و اصلاح‌طلبانه‌تری روی کار آمده است. در سطح گفتمان‌سازی برای حضور زنان و توجه به مطالبات زنان تلاش‌هایی صورت گرفته و باید ادامه پیدا کند. همچنین گفت‌وگوهایی در حال شکل‌گیری است تا طی آن در زمان آغاز به کار دولت دوازدهم پیشنهاداتی برای معرفی اعضای کابینه جدید به دولت داده شود تا بتوانیم حضور زنان شایسته‌ای را در کابینه دولت دوم آقای روحانی شاهد باشیم. این امر نه‌تنها به لحاظ نمادین بسیار حایز اهمیت است بلکه این پیام را به نیمی از جمعیت کشور می‌رساند که دولت آقای روحانی نه تنها در شعار بلکه در عمل نیز به حضور زنان در تعیین مقدرات اساسی مملکت توجه دارد و این حضور را یک الزام جدی برای توسعه و پیشرفت کشور می‌داند.

برای حضور در چه وزارتخانه‌هایی زنان متخصص و مناسب برای حضور از سوی اصلاح‌طلبان وجود دارد؟در این مورد نیز در بین مجموعه زنان اصلاح‌طلب صحبت‌هایی شده است؟

به نظر من بین وزارتخانه‌هایی که زنان می‌توانند در آنها ایفای نقش کنند، نباید تفکیک شود. ظرفیت علمی و بستر آموزش عالی در کشور ما حداقل در ١٠ تا ١٢ سال گذشته مجموعه‌ای از زنان متخصص، مدیر و آموزش دیده را به عنوان ظرفیت بالقوه در کشور ایجاد کرده است. همچنین حضور زنان در مدیریت‌های میانی در دولت گذشته ظرفیتی در سطح مدیران کل به وجود آورده است. با توجه به این ظرفیت‌ها به اعتقاد من نباید تفکیکی بین وزارتخانه‌ها قایل شویم. مثلا اینکه زنان نمی‌توانند در وزارتخانه‌ای مثل جهاد کشاورزی یا صنایع و معادن حضور داشته باشند، نباید پذیرفته شود. نباید فقط حوزه‌های خاصی را به زنان اختصاص دهیم. نگاه تفکیک‌کننده مقدمه‌ای را ایجاد می‌کند که باعث می‌شود به نتیجه مورد نظرمان نرسیم. اگر اراده دولت در به کارگیری زنان باشد و بخواهد این ظرفیت را برای زنان ایجاد کند، فارغ از اینکه در کدام وزارتخانه باشد، زنان شایسته‌ای وجود دارند. در بین مجموعه زنانی که در هیات‌های علمی حضور دارند و البته تجربه مدیریتی نیز دارند، این ظرفیت وجود دارد که دولت بتواند به نیمی از جامعه یعنی زنان اعتماد کند. دولت باید تجربه کشورهای دیگر را که امروز از حضور زنان در مناصب مختلف دولتی حتی در نیمی از کابینه بهره می‌برند، استفاده کند. باید دید که چه زنانی در این سطوح به کار گرفته شده‌اند. من تفکیک وزارتخانه‌ها را از نظر توانایی حضور زنان اساسا نمی‌پسندم. با این حال برخی از وزارتخانه‌ها هستند که می‌توانند زمینه بیشتری را برای قدم‌های بعدی افزایش مشارکت زنان در سیاست فراهم کنند. مثلا وزارت آموزش و پرورش، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و وزارت علوم از جمله وزارتخانه‌هایی هستند که به نظر می‌رسد ظرفیت‌های بیشتری دارند. لیکن نباید تفکیکی بین وزارتخانه‌ها برای حضور زنان قایل شد. کافی است به تجربه کشورهای موفق در حوزه حضور زنان در سیاست نگاه کنیم. زنان بسیاری در توسعه و پیشرفت همه‌جانبه کشورها تاثیرگذار بوده‌اند و در ایران نیز این امر باید اجرایی شود. البته دولت در کنار معرفی وزرا در رده معاونت‌های وزرا، مدیران کل و رده‌های دوم مدیریتی هم باید اهتمام جدی در این دوره در معرفی و انتصاب زنان داشته باشد.

زنان اصلاح‌طلب و تشکل‌های زنانه این جریان سیاسی برای کادرسازی در حوزه زنان چه اقداماتی باید انجام دهند؟

این امر منحصر به احزاب زنانه نیست. اتفاقا این یک نقد است که به کل احزاب ایران وارد است. احزاب برنامه و استراتژی خاصی در رابطه با تربیت مدیران زن و مرد ندارند. احزاب هیچ ماموریتی در ارتباط با ارایه برنامه برای اداره کشور ندارند. اگر احزاب برای تدوین استراتژی و برنامه اداره کشور ماموریت‌هایی را برای خود در نظر بگیرند و تربیت مدیران برای اداره کشور را برای معرفی به عنوان کاندیدای انتخابات در برنامه‌های خود قرار دهند، احزاب هم جایگاه مناسب‌تری را می‌توانند ایفا کنند. از این طریق می‌توان بیشترین ظرفیت را در جهت پرکردن شکاف‌های جنسیتی استفاده کرد. در مجموع چنین ویژگی‌ای در احزاب کشورمان شاهد نیستیم. نقدی جدی از این نظر به احزاب وجود دارد. احزاب زنانه که به اقتضای همین شرایط امروز ایران شکل گرفتند باید بتوانند در این رویکرد اثرگذار باشند. اول باید با ارایه برنامه در جهت پرکردن شکاف‌های جنسیتی کشور و دوم با تربیت و معرفی مدیران و کاندیداهای زن که با برند مشخص چنین تشکل‌های شناسنامه داری بتوانند ایفای مسوولیت کنند و در جایگاه خود نیز موثر باشند. احزاب زنانه باید به این سمت حرکت کنند و تلاش‌شان اگر در این راستا نباشد در هنگامه‌ای که باید حضور جدی داشته باشند دست‌شان خالی خواهد بود. در ادامه فعالیت تشکل‌های زنان این دو مساله باید مورد توجه جدی باشد.