دوقطبی کردن جامعه هزینه سنگینی تحمیل می‌کند / خاورمیانه بحرانی و ضروت وحدت ملی

 

صادق ملکی، کار‌شناس و تحلیلگر ارشد سیاسی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می‌نویسد: امروز جامعه و صحنه سیاسی ایران بیش از هر زمان دیگری نیازمند وحدت در سایه اعتدال می‌باشد.

نویسنده: صادق ملکی، کار شناس و تحلیلگر ارشد سیاسی
دیپلماسی ایرانی:
ایران بزرگ است و این بزرگی اگر برای ایرانیان مایه افتخار است برای بسیاری عامل حسد و بازدارندگی در طمع به این خاک است. تزلزل را به این ساختار راه ندهیم. با خویش، خویشان و همه با هم مهربان باشیم و نه عقده گشایی، بلکه گره گشایی را راهنمای عمل کنیم. اگر راهی جز این برویم تضمینی برای ماندگاری این بزرگی نیست. گرگ ها به کمین نشسته اند، با حفظ وحدت، بزرگ بمانیم.
در خاورمیانه بحرانی، آرامش، امنیت، آزادی، برگزاری انتخابات باشکوهی را که در سایه وحدت تحقق یافته است پاس بداریم. از حادثه تروریستی تهران درس بگیریم و اگر نگیریم تضمینی برای سوری و عراقی شدن ایران نیست. پیشگیری قبل از درمان، تبلور عقلانیت است. از خویش گذشته، فقط به ایران بیاندیشم. خانه های امان ما، حاصل خیابان های امن است. با خویشتنداری همچنان بر مدار وحدت و تقویت انسجام ملی گام برداریم.
بس است. باید به آتش به اختیار ها، فرمان آتش بس داد. تلخی روز قدس، تریبون نماز جمعه و تاختن به رئیس جمهور، پاسخ های تند، دعوا ها، شمشیر را از رو بستن و ترس از اینکه این شمشیر رخ یار را بجای دشمن زخمی نماید، می رود که به دغدغه اصلی ایرانیان تبدیل گردد. این در حالی است که ایران باید دغدغه اصلی همه ما باشد. نگرانیم و حق داریم که نگران باشیم. هر آن کس که به ایران و سربلندی آن می اندیشد، باید نگران باشد. نگاهی به وضعیت منطقه و در این میان نگاهی به عراق و سوریه، شاید برای دلایل این نگرانی، کافی باشد. درحالی که خاورمیانه دچار بحران و بازی چندوجهی و پیچیده است، ما در ایران، بیش از هر زمانی به وحدت، آرامش و همدلی نیاز داریم. امروز آن مرد بزرگی که وحدت کلمه را کلید موفقیت و استقلال ایران می دانست، در میان ما نیست، اما کلام او باید همچنان نافذ بوده و مهم ترین سلاح و عامل عبور موفق ایران، از دوران پر تلاطم خاورمیانه باشد.
تنوع قومی، مذهبی، اعتقادی، آزادگی اندیشه و… برای هر ملتی در خاورمیانه اگر یک تهدید بوده، برای ایران و ایرانیان فرصتی برای تبلور یکرنگی، در تنوع رنگ ها بوده است. غنای فرهنگی حاصله از تعامل و مدارای ایرانیان با یگدیگر، سبب گردیده مردم ایران، بحران هایی چون درگیری های داخلی عراق، ترکیه و… را تجربه ننمایند، تجربه ای که این کشور ها هنوز درگیر تلخی های آنند.
چند صدایی عامل پویش اجتماعی، رشد سیاسی، توسعه اقتصادی و از همه مهم تر غنای فرهنگی بوده و می باشد. ایران کانون وحدت این چند صدایی است. همه ایرانیان فقط و تنها، در ذیل نام ایران و برای حفظ تمامیت ارضی، از چند صدایی به وحدت یک صدایی می رسند. آنچه ایران را از خطرات مترتب بر آن تاکنون حفظ کرده است، وحدت مردم، در چارچوب منافع ملی بوده است. همان وحدتی که جنگ و بحران هسته ای را قرین پیروزی کرد.
استیلای مغول، افغان، نفوذ روس، انگلیس و آمریکا بر ایران، بیش از هر چیزی در سایه افتراق ملی بوده است. تاریخ گواه آن است که ما بیش از هر چیزی زخم خورده تفرقه و چند دستگی بوده ایم. با انقلاب و در سایه وحدت کلمه آن مرد بزرگ، توانستیم ضمن غلبه بر این نقیصه ملی، به استقلال، احترام و بزرگی دست یابیم. ما در ایران برای اولین بار در تاریخ معاصر در جنگی نه با عراق، بلکه با دنیا، نه تنها خاکی از دست ندادیم، بلکه علیرغم همه دشواری ها، جنگ بسترساز نهادینه شدن هویت ملی ایرانیان در خاورمیانه ای شد که کشورهای آن، همچنان درگیر بحران هویت اند.
باور کنیم که حفظ این وحدت و انسجام ملی، زیر سایه نام ایران، باید امروز کماکان مهم ترین دغدغه ایرانیان از هر جنس و مرام باشد. هوشیار باشیم تلاش برای دو قطبی کردن جامعه، بحران سازی، نشان دادن ناکارآمدی دولت، ایجاد شبهه مشروعیت با محاسبه معادلات داخلی، می تواند هزینه سنگین خارجی غیرقابل جبرانی، به ایران تحمیل نماید. انتخاباتی باشکوه برگزار شد، آن را ذبح نکنیم و بجایی مرثیه سرایی جناحی، به مدح مشارکت و نظام مردم سالاری ایران پرداخته، تعمق نماییم که این شکوه بیش از هر سلاح و موشکی عامل بازدانده ایران از هر گزند و تجاوزی بوده و می باشد. ما خسته و ناامید نیستیم، اما دوستان ناآگاه و دشمنان آگاه، دست اندرکار خسته نمودن ما هستند. تلاش دارند با دست خود، ما را ناامید نموده و به بی تفاوتی بکشند. سخنان محمد بن سلمان مبنی به کشاندن درگیری ها به خاک ایران را، فقط به حمایت از گروه های مسلح محدود ننماییم. سلمان و تمام دشمنان و رقبای ایران می دانند که انسجام داخلی ایران زرهی است که باید شکسته شود. لذا او و اربابش امریکا بیش از هر چیزی، وحدت ایرانیان را نشانه رفته است. از خودزنی دست بکشیم و از حق خود بخاطر ایران کوتاه بیایم. اخلاق، خروش و سکوت، خانه نشینی و حکومت مداری را، از علی (ع) یاد بگیریم. نه برای خویش، برای ایران اسلامی فریاد بزنیم.
نکته آنکه هر تریبون و صحنه ای که در خدمت تضعیف و تزریق اختلاف میان رهبری و ریاست جمهوری باشد، در خدمت اهداف دشمن بوده و خواهد بود. قامت بلند جامعه و مقامات ایرانی نشان داده است دوره شاه قلی و نادرقلی ها پایان یافته است. ایرانیان در روندی آرام از کاریزمای فردی وارد کاریزمای سیستمی عدالت محور می شوند که بیش از هر چیزی بر مدار عقلانیت می چرخد. با قبول و تن دادن به قواعد دموکراسی، بدانیم امروز جامعه و صحنه سیاسی ایران بیش از هر زمان دیگری نیازمند وحدت در سایه اعتدال می باشد. به افراط گرایان اصولگرا و اصلاح طلب نه تنها نباید میدان داد، بلکه باید آنان را دعوت به اصلاح راه و اگر میسر نشد، قانونی تادیب کرد.