” آتنا” فریاد تلاش هایی که به سیاه نمایی تشبیه شد !

نگارش سند امنیت کودکان و زنان و اصرار شهیندخت مولاوردی بر تسریع روند تصویب آن نه برخاسته از اندیشه سیاسی بلکه برگرفته از دغدغه هایی مبتنی بر حوادث پیرامونمان است که بعضا به گونه ای دیگر تعبیرش کردند !
 امروز کودک بی گناه ٧ ساله ای در دل خاک ارام گرفت ، واقعه تلخ و شراوری که تکرار دردناک اتناهایی است که در سالهای اخیر شاهدش بودیم . یک روز به نام ستایش و روزی دیگر به نام اتنا و فردا به چه اسمی خواهد بود! 

به یاد دارم در نیمه دولت یازدهم که معاونت امور زنان و خانواده ریاست جمهوری برای اگاه سازی نسبت به شیب رو به صعود اسیب های اجتماعی ( اعتیاد ، زنان تن فروش، ازار جنسی کودکان ،طلاق ، ایدز ، فقر ،کودکان بدون هویت و شناسنامه و … )  تلاش می کرد ، با انواع ناملایمتی ها به سیاه نمایی و تنش افرینی محکوم می شد و با هجمه های بسیار مواجه می شدیم و همان منتقدان غافل از این بودند که پنهان سازی واقعیت های اجتماعی که پیرامونمان می گذرد خالق اتناهای اجتماع مان خواهند شد .

پدیده دستفروشی یکی از زاییده های فقر است و شیوع ازار و تجاوز جنسی به کودکان برای دزدی های ناچیز حاصل اعتیاد که به بیماری اجتماعی تبدیل شده است و ایا تلاش برا اگاهی بخشی و تمرکز جهت ریشه کن کردن انها به منزله سیاه نمایی است !

نگارش سند امنیت کودکان و زنان و اصرار شهیندخت مولاوردی بر تسریع روند تصویب آن نه برخاسته از اندیشه سیاسی بلکه برگرفته از دغدغه هایی مبتنی بر حوادث پیرامونمان است که بعضا به گونه ای دیگر تعبیرش کردند !

برنامه ریزی برای توانمند سازی زنان و اموزش دختران نه در راستای اسناد و نسخه های غربی بلکه برای کاهش اسیب ها و معضلات اجتماعی است که برخی  با تحریف سند ٢٠٣٠ تلاش کردند تا آن را وارونه جلوه دهند ! ولی واقعیت ان است که سند ۲۰۳۰ دهها بند دارد، از جمله اموزش کودک و والدین برای انکه چگونه با مسائل مختلف جنسی و بلوغ (و از جمله با کودک‌آزاری) برخورد کنند و ای کاش کسانی که به بزرگنمایی معایب ان که بارها تاکید شد ایران بدان قسمتها تعهدی و الزامی ندارد پرداختند به این مهم توجه می کردند که سیر تحولات اجتماعی ما را ملزم به اموزش دخترانمان می کند .

شاید بیراه نباشد که به فراکسیون زنان مجلس هم یاداور شویم که تلاش برای تسهیل تصویب قانون “حمایت از خانواده”  می تواند راهکاری برای کنترل حداقلی فقر باشد ؛ و اینکه رفع  نواقص و خلاء جدی قانون در مجازات کودک‌آزاران  مرجعی برای کاهش این پدیده شوم و شرم اور .

برای آتنا با بغض باید گریست و نمی توان حرفی زد ولی فراموش نکنیم که “آتنا” هنوز حرف های بسیاری دارد و امید است که واقع بینانه و بدور از حب و بغض های سیاسی به انچه پیرامون جامعه مان می گذرد بنگریم .

فراموش نکنیم که ماجرای ” اتنا” در همین کلانشهر تهران نیز تکرار حادثه تلخی است که قبلا نسبت بدان نیز هشدار داده ایم و بد نیست که اگر برای برخی مسولان سر زدن به روستای پارس اباد دشوار است به همین زیرگذر راه اهن در منطقه ١٧ تهران سر بزنند !

واقعیت ها را بدرستی ببینیم و برای ” اتنا” و ” ستایش ” های ایران فکری کنیم