پرونده تخلفی به بزرگی ۷/۳ ریشتر/ درباره مسکنی به نام “مهر” در استان کرمانشاه/ فرامرز سیدآقایی

دیده بان ایران– فرامرز سیدآقایی : در این یادداشت قصد نداریم کسی را به خیانت یا جرم و جنایتی متهم کنیم، بلکه فقط نگاهی گذرا می اندازیم با هدف آسیب شناسی بر مساله ای به نام پروژه های مسکن مهر.

تصور دردآوری است اینکه کشور ما سالانه هزاران مهندس در دانشگاه هایش تربیت می کند، صدها تن از این مهندسان را به اروپا و امریکا صادر می کند و در عین حال بناهای دولتی ساز(که باید الگوی معماری، استحکام، اطمینان و اعتبار مهندسی کشور باشد) با زلزله ای فرو می ریزد.
مسکن مهر، پروژه ای دولتی است که در دولت های نهم و دهم پایه گذاری شد و با وجود رشد شدید درآمدهای نفتی ایران در فاصله سالهای ۸۴ تا ۹۲، از آن درآمدهای افسانه ای کمترین بهره به ساختمان های ساخته شده به نام مسکن مهر رسید. کاش نام این پروژه را “مهر” نمی گذاشتند تا امروز شاهد مرگ انسانهای طبقه ضعیف زیر آوارهای مسکن مهر  نباشیم.
پروژه دولتی مسکن مهر، پروژه ای نسنجیده هم در مفهوم اصلی خود و هم در اجرا است که متاسفانه بدلیل نبود نظارت بر رفتار دولت های نهم و دهم به شکلی بد و خطرآفرین اجرا شده است. این پروژه را اگر هم اکنون در مناطقی که نیمه کاره مانده است مانند مسکن مهر فاز ۱۱ پردیس بررسی کنید، به وضوح می توانید آینده آن را پیش بینی کنید کما اینکه هنگام ساخت پروژه های مسکن مهر استان کرمانشاه و بقیه استانها بارها کارشناسان نظام مهندسی در رسانه ها درباره کیفیت پایین اجرای آنها هشدار داده اند اما دهان شان در همان سالها مُهر شده و صاحبان آن دهانها به فتنه گری علیه دولت کریمه متهم شده اند.
مهندسی ساختمان از نظر علمی بر سه پایه استوار است: دانش و فناوری، مواد و مصالح، طراحی و نقشه کشی. در بررسی و بازدید پروژه های مسکن مهر در استان های متعدد، به وضوح ضعف در هر سه پایه فن ساختمان سازی در این پروژه ها مشاهده می شود. بدون استثنا پروژه های مسکن مهر با دانش و فناوری بسیار عقب افتاده ساخته می شود که متعلق به دهه ۷۰ میلادی قرن پیش در غرب است. شاید فقط اندکی در ایمن سازی اسکلت پیشرفت کرده باشیم که البته کافی نیست. بطوری که در تصاویر ساختمان های مسکن مهر استان کرمانشاه دیده می شود، اسکلت تعداد کمی از بلوک ها آسیب کمتری دیده است اما زیر آوار همین ساختمانها مردم جان باخته اند.
در کارگاه های  پروژه های مسکن مهر از ماشین آلات با تکنولوژی قدیمی، مصالح ساختمانی ارزان و بی کیفیت ساخت کارخانه های داخل(که هنوز با فرمول ها و روش های قدیمی و کیفیت پایین تهیه می شود)، کارگران غیرماهر و آموزش ندیده و کارفرماهایی استفاده می شود که قادر نیستند مسئولیت کامل پروژه را اجرا کنند. در بازدید از این پروژه ها به طراحی ضعیف و غیرکاربردی برجها و آپارتمان ها پی می برید. جای طراحی مسکن به مفهوم محل سکونت و ضمنا محل سکنی و کسب آرامش انسان در این پروژه ها خالی است. مثل خیلی از برج هایی که هر روز در شهرهای بزرگ کشور ساخته می شود، مشاعات این ساختمان ها مستلزم تزاحم و امکانات داخلی آن ناقص یا مفقود است. این برجها و بناها فاقد تاسیسات ایمنی است و بدون استثنا آپارتمان ها بدون هیچ نوع امکاناتی تحویل مالکان داده شده است به طوری که مالک پس از تحویل گرفتن آپارتمان، خود باید به دنبال تاسیسات داخلی آن برود تا خانه اش قابل سکونت شود. قرار بود,اینچنین طبقه ضعیف و کم درآمد تکریم شود؟ هنوز یادمان نرفته تبلیغات مداومی که برای مسکن مهر از سوی دولت های نهم و دهم می شد و مخالفان این طرح به انواع و اقسام اتهامات متهم می شدند.
بحث کرامت انسان شد، جا دارد بپرسیم اساسا چرا رشته معماری از مهندسی ساختمان در دانشگاه ها جدا از هم تدریس می شود. معماری رشته ای است فنی، هنری و انسانی اما ساختمان سازی رشته ای است صرفا فنی. در معماری شخصیت، روح و روان و آسایش همه جانبه انسان با استفاده از فن مهندسی و هنر در طراحی کلی و جزئی درنظر گرفته می شود به همین دلیل شهرسازی و معماری همیشه دو حلقه یک زنجیر به حساب می آید. در پروژه های مسکن مهر فقط مهندسی ساختمان آنهم نه با رعایت آن سه پایه اصولی اجرا شده و از معماری و شهرسازی کمتر بهره برده است کما اینکه برخی پروژه ها در مکان های کم آب و برخی بدون درنظر گرفتن توان گازرسانی و برق رسانی ساخته شده است. برخی از این پروژه ها بدون پیش بینی امکانات شهری اعم از مدرسه و تفریحگاه و مراکز بهداشت و بقیه امکانات شهری ساخته شده و پس از اسکان مردم، مسئولان آن یادشان افتاده اینجا قرار است شهر بشود و شهر شدن با ساختن بیست یا سی بلوک سیمانی و ریختن مردم در آنها امکانپذیر نیست.
مساله مهمی که نباید فراموش شود اینکه بخش عمده ای از پروژه های مسکن مهر در طول سالهای ۸۴ تا ۹۲ ساخته شده و مردم بدون آنکه حق شهروندی داشته باشند، حتی بدون آنکه حق اعتراض داشته باشند خانه های خود را تحویل گرفته و در آنها ساکن شده اند اما امروز با وقوع زلزله در کرمانشاه و تخریب ساختمان های این پروژه دولتی مردم به این فکر افتاده اند که آیا پول خود را دور ریخته ایم؟ آیا با خریدن مسکن مهر مسکن آخرت خود را خریده ایم؟ اکنون با حقیقتی تلخ روبروییم؛ اینکه پروژه های فروریخته مسکن مهر در سرپل ذهاب و بقیه مناطق زلزله زده مالکانی دارد که پول زیادی بابت آن پرداخته اند و هنوز اقساط آن را نیز می پردازند بنابراین باید تکلیف بقیه اقساط این خانه ها معین شود. بابت خانه هایی که با بی مسئولیتی دولت وقت و پیمانکاران ساخته شده و فروریخته است چه مقدار دیگر باید قسط پرداخت؟
راه حل این مشکل چیست؟ آیا این که چند مهندس را احضار کنیم، چند شرکت پیمانکاری را به دادگاه فرابخوانیم و برای تخلف احتمالی یا کوتاهی آنها در ساخت اصولی مسکن مهر حکم مجازات تعیین کنیم درد مردم زلزله زده حال و آینده  دوا می شود؟ شرکت های پیمانکاری را وزارت مسکن و شهرسازی دولتهای نهم و دهم احتمالا با مناقصه برگزیده اند. پرونده این حادثه تلخ باید با دقتی فراتر از یک پرونده قضایی ساده رسیدگی شود. بحث اعتماد عمومی به پروژه های دولتی مطرح است و تنها چند تن مهندس در آن دخیل نبوده اند. وزارت مسکن دولتهای نهم و دهم، مجلس وقت، دستگاه های بازرسی بر پروژه های دولتی،  شهرداری ها، ناظران شهرداری ها، پیمانکاران و مهندسان مجری همگی متهم این پرونده بزرگ قضایی هستند و البته مسئولیت سنگین تر بر دوش رئیس دولتهای نهم و دهم است که خود دکترای مهندسی عمران دارد. انتظار افکار عمومی بطور عام و مالکان آسیب دیده مسکن مهر استان کرمانشاه بطور خاص محاکمه، مجازات، ایفای مسئولیت و همچنین استرداد خسارت توسط همه متهمان ریز و درشت این پرونده است؛ البته اگر پرونده ای تشکیل شود.
همچنین، این هشداری برای دولت آقای روحانی است که با تشکیل ستادی(در کنار همه ستادهای بدیع الظهور) کار بررسی و بازبینی بقیه پروژه های مسکن مهر را آغاز و در صورت وجود نقص در ساخت آنها(از لحاظ فنی و شهرسازی) دستور اصلاح صادر کنند تا در آینده از تکرار این تجربه تلخ در مسکن مهر بقیه استانها پیشگیری شود