یادداشت : چرا کوروش به مثابه نماد احترام گذاشتن به دیگر اقلیت ها،نتوانسته است الگوی جمهوری اسلامی باشد؟ / علیرضا حق پرست

 

 

هفتم آبان یا ۲۹ اکتبر روز جهانی کوروش کبیر است.

مردی که الگو و نماد صبوری و احترام به دیگر مذاهب لقب گرفته است.

کوروش در بین یهودیان از احترام بسیاری برخوردار است، او یهودیان بابل را آزاد کرد.

موسس سلسله پادشاهی هخامنشی در طول ۳۰ سال پادشاهی و کشور گشایی ، خود به ادیان سایر مذاهب احترام می گذاشت.

منشور حقوق بشر کوروش کبیر همچون سندی گویای این ویژگی اوست.

حاکمیت جمهوری اسلامی اما دل خوشی از هفتم آبان ندارد، او با نظامی گری و لشکرکشی های خود مردم را از رفتن به پاسارگاد منع می کند.

به راستی چرا رژیم از این خیزش ملی گرایانه مردم ترس دارد؟

چرا او را همچون یک نماد نمی بیند؟

انقلاب اسلامی از همان ابتدا گویی واکنشی بود بر علیه ملی گرایی حکومت پهلوی.

تزِ ملی گرایانه حکومت پهلوی، آنتی تز اسلام گرایانه را در خود می پرورید.

آنتی تزی که اکنون به سمت عقب در حال پیشروی است.

هر چقدر حکومتی یک وضعیت را محکم بگیرد و به وضعیت مقابل بی توجه باشد، به مرور این واگرایی جنبه معکوس پیدا خواهد کرد.

رژیم جمهوری اسلامی به نظر نتوانسته است از آن واگرایی پهلوی، یک همگرایی را به وجود بیاورد بنابراین با رفتن به سمت نیروی مقابل، مجدد

همان عدم تعادل را ایجاد کرده است.

اکنون به خوبی شاهد این عدم تعادل نیروها هستیم، حکومت به شدت از ملی گرایی ابا و ترس دارد، مردم اما به همان شدت به سمت ملی گرایی

کشش دارند.

بنابراین فرق حکومت امروز با حکومت دیروز در جنبه معکوس این داستان است؛ هیچ یک نتوانستند یک سنتز یا همگرایی نیروها ایجاد کنند،

بنابراین لاجرم تنش، عدم تعادل و جدال بی پایان را سبب شده اند.

اگر نگاهی به اقلیت های مذهبی و دینی کشور بیندازیم به خوبی می بینیم که این حکومت حتی نسبت به حضور و فعالیت های سایر اقشار دینی نیز

بی تحمل و کم صبر و خشن است.

مردم سنی مذهب سیستان و بلوچستان در فقر و فلاکت به سر می برند، کولبرهای سنی مذهب کردستانی همینطور؛ بهایی ها و دراویش گنابادی نیز

به همین طریق!

بدبختانه حکومت جمهوری اسلامی نه تنها ملی گرایی را قلع و قمع می کند، بلکه تکثرگرایی ادیان و مذاهب را نیز نادیده می گیرد.

یعنی یک یکسویی افراطی.

حاکمیت باید بداند با سرکوب سایر افکار و ادیان و مذاهب نمی تواند وحدت در کشور ایجاد کند.

وحدت دینی و ملی و توسعه سیاسی و فرهنگی در نتیجه حضور فکری همه نیروهاست.

وگرنه با فربه کردن یک طرف و نحیف گذاشتن طرف دیگر، فرزند ناقص الخلقه و بدترکیبی به وجود می آورد که می تواند بلای جانش باشد!

 

منبع : نگام ؛ ناگفته های ایران ما