جشنواره گوتنبرگ؛ تصویر محدودیت‌ها در داخل و خارج از ایران / عکس

کانون فرهنگی هنری خنیا _ برودت هوا چیزی از گرمای بزرگ ترین جشنواره سینمایی کشورهای اسکاندیناوی کم نمی کند؛ جشنواره جهانی فیلم گوتنبرگ که امسال چهل و یکمین دوره اش را جشن گرفت. جشنواره ای برای تماشای مهمترین فیلم های سال از کشورهایی چون سوئد و دانمارک و ایسلند- که هر سال شماری از بهترین فیلم های جهان را عرضه می کنند- و البته در کنار آن، گزیده ای از مهمترین فیلم های سال از سراسر جهان که در نهایت شمار فیلم های نمایش داده شده در این جشنواره یازده روزه را به رقم شگفت انگیز ۳۹۹ فیلم رساند.

 

 

به گزارش بی بی سی فارسی ، امسال طبق معمول فیلم های کشورهای اسکاندیناوی برای دریافت جایزه دراکن(اژدها) جشنواره که یکی از بزرگ ترین جوایز نقدی جهان در جشنواره های سینمایی است (یک میلیون کرون سوئد، معادل حدود صد هزار یورو)، با هم رقابت کردند و در کنار آن برای اولین بار بخش مسابقه بین المللی هم افتتاح شد که البته به جهت تازه بودن این بخش، حس و حال لازم برای یک مسابقه جهانی را نداشت و غالباً فیلم هایی در این بخش نمایش داشتند که پیشتر در جشنواره های دیگر نمایش داده شده بودند.

سینمای ایران

جشنواره گوتنبرگ طی سال ها توجه ویژه ای به سینمای ایران داشته و هر ساله میزبان تعداد قابل توجهی فیلم از سینماگران ایرانی داخل و خارج از کشور بوده است. نمایش فیلم های ایرانی غالباً با استقبال گسترده همراه است، از این رو که تعداد ساکنان ایرانی این دومین شهر بزرگ سوئد، چشمگیر است و از طرفی سوئدی ها هم توجه ویژه ای به سینما و فرهنگ ایران دارند و بسیاری از آنها چند کلمه فارسی از فارسی زبانان این شهر فراگرفته اند.

امسال حضور سینماگران ایرانی در این جشنواره، به ویژه در بخش های مسابقه ای آن قابل توجه بود. میلاد عالمی فیلمساز ایرانی/سوئدی با فیلم افسونگر نامزد دریافت جایزه یک میلیون کرونی بود؛ فیلمی درباره یک پناهجوی ایرانی در دانمارک که به نظر می رسد زندگی خوشی با زن های مختلف دارد، اما خیلی زود می فهمیم که او در واقع در جست و جوی یافتن یک رابطه با یک زن دانمارکی است تا بتواند مشکل اقامت خود را در این کشور حل کند. فیلم تصاویر نسبتاً حساب شده ای دارد و در بخش هایی می تواند تماشاگر را با خود همراه کند، اما انتهای فیلم به طرز عجیبی کلیشه ای است و پیش از تصمیم پایانی این شخصیت و تمام سکانس های پایانی در ایران، می توانست به سادگی – بدون جست و جوی پاسخ و بدون ارائه این راه حل کلیشه ای- به پایان برسد.

آوا ساخته صدف فروغی، نامزد دریافت جایزه اینگمار برگمان بود؛ جایزه ای که به اولین یا دومین فیلم سینماگران اهدا می شود و مسابقه ای است بین فیلمسازان همه کشورهای جهان که تا سال ۲۰۰۷ که برگمان زنده بود، تحت نظارت این فیلمساز برجسته سوئدی اهدا می شد و پس از آن هر سال یک هیات داوری سه نفره دارد که امسال بهتاش صناعی ها از ایران- سازنده احتمال باران اسیدی- یکی از داوران این بخش بود.

آوا که سازنده اش ساکن کاناداست، اول بار در جشنواره تورنتو نمایش داده شد و این فیلم نامزد دریافت چند جایزه سالانه کاناداست؛ فیلمی درباره موقعیت یک دختر نوجوان در ایران امروز و مساله سکس و محدودیت های موجود.

اسرافیل ساخته آیدا پناهنده که اول بار در جشنواره لندن نمایش داده شد، امسال در بخش مسابقه بین المللی جشنواره گوتنبرگ شرکت داشت اما از جوایز نصیبی نبرد. این فیلم هم باز سعی دارد به موقعیت زنان در یک جامعه بسته سنتی بپردازد، اما شخصیت های زنی که ترسیم می کند به شدت منفعل و اسیر جبر شرایط به نظر می رسند . فیلمساز به مانند اثر قبلی، هنوز جسارت روایت زنانی را ندارد که بتوانند علیه این محدودیت ها بشورند و حاضر به پذیرش جبر از پیش نوشته شده نباشند.

آوا که سازنده اش ساکن کاناداست، اول بار در جشنواره تورنتو نمایش داده شد و این فیلم نامزد دریافت چند جایزه سالانه کاناداست؛ فیلمی درباره موقعیت یک دختر نوجوان در ایران امروز و مساله سکس و محدودیت های موجود

 

دیپلماسی شکست ناپذیر آقای نادری، ساخته بهتاش صناعی ها و مریم مقدم که یکی از بهترین مستندهای ایرانی امسال بود، با حضور سازندگانش در گوتنبرگ نمایش داشت؛ فیلمی درباره یک شخصیت غریب که می خواهد با فرستادن فرشی که تصاویر روسای جمهور آمریکا روی آن نقش بسته، روابط ایران و آمریکا را بهبود ببخشد و روایت ایده ها و دنیای این شخصیت به راحتی تماشاگر را با فیلم همراه می کند. رابطه شخصیت اصلی با کارگردان- که در انتها به مشاجره و دعوا هم می رسد- یکی از جذاب ترین بخش های فیلم است.

۲۴ فریم آخرین ساخته عباس کیارستمی که اولین نمایشش را در جشنواره کن تجربه کرده بود در جشنواره گوتنبرگ هم نمایش داشت. فیلمی در بیست و چهار قسمت شامل تصاویر ثابتی که جان می گیرند؛ ویدئوآرت هایی که می توانند با نمایش در بیست و چهار اتاق یک موزه، اثر جذاب تری باشند تا در یک تالار سینما.

پنج فیلم دیگر از سینماگران ایرانی ساکن خارج از کشور هم در این جشنواره شرکت داشتند: قوی تر از گلوله ساخته مریم ابراهیمی ( درباره یک عکاس جنگ ایران و عراق به نام سعید صادقی که عکس هایش برای پروپاگاندای جنگ توسط ریم ایران استفاده شده و حالا این عکاس اظهار ندامت می کند)، در جست و جوی ام کلثوم، روایت شیرین نشاط از ام کلثوم، خواننده اسطوره ای مصر( فیلمی که در ترکیب دنیای خود فیلمساز با دنیای این خواننده موفق نیست)، تهران تابو ساخته علی سوزنده (انیمیشنی تند و تیز درباره مشکلات جامعه ایران و محدودیت های آن که اما به مرز شعار می غلتد)، پیش از پایان تابستان ساخته مریم گورمتقیق( درباره سفر جاده ای سه جوان ایرانی در فرانسه که باز روایت شعاری ای است از جامعه ایران) و آیه های نسیان ساخته علیرضا خاتمی(روایت کشتار سیاسی که داستان آن در شیلی می گذرد؛ با چند تصویر سوررئال جذاب اما روایتی به شدت کند). دو انیمیشن کوتاه از شیوا صادقی اسدی هم در این جشنواره به نمایش درآمد.

جوایز جشنواره

امسال نامزدهای دریافت جایزه بهترین فیلم جشنواره، چندان چشمگیر نبودند و اثری وجود نداشت که همگان بر ارزش های آن توافق داشته باشند، ضمن این که نامزدی برخی فیلم های این بخش( از جمله تعطیلات ساخته ایزابلا اکلوف و نوازنده ویولن ساخته پاوا وستربرگ) سوال برانگیز بود.

در نهایت جایزه یک میلیون کرونی بهترین فیلم اسکاندیناوی امسال به فیلم آماتور ساخته گابریلا پیچلر رسید؛ فیلمی که جشنواره با آن افتتاح شده بود. این فیلم داستان چند نوجوان را روایت می کند که قرار است با دوربین هایی کوچک مستندهایی درباره شهر خود بسازند تا باعث رونق یک سوپر مارکت شوند.

برنده جایزه اینگمار برگمان امسال، فیلم جذاب تری بود؛ منینا ساخته کریستینا پینهیرو از فرانسه که داستان یک خانواده مهاجر پرتغالی را در فرانسه چند دهه قبل روایت می کند. داستان واقعی زندگی خود فیلمساز که در آن رابطه احساسی یک دختر بچه با پدرش- که راز بیمار بودن اش را برای او فاش می کند- محور اصلی است و فیلمساز می تواند ما را در دنیای کودکانه یک دختر بچه و مفهوم غریبگی، مهاجرت و مرگ درگیر کند.