درد جوانی و دو نسخه متفاوت … / هادی سروش

کانون نواندیشی دینی مدارا _ به گزارش جماران

 

کیست که در سن جوانی باشد یا جوانی را سپری کرده باشد و از “درد دوران جوانی” که اضطراب و التهاب و دلشوره گی نسبت به خود و آینده است، بی اطلاع یا بی تجربه باشد؟
خوب؛ این درد است و درد علامت بیماری بوده که باید برای معالجه چاره کرد. و اگر یک جوان، بخواهد از کنار این بیماری به راحتی عبور کند، قطعا از انبوهی از برکات و موفقیت ها و از انرژی مثبت برای انجام کارهای بزرگ درمانده می شود! این بیماری روحی و روانی حتما نسخه و دارو و درمان اختصاصی خود را دارد.

نسخه اول: بعضی از روشنفکران در دنیای مدرن امروز برای دست یابی جوانان به آرامش و لذت نسخه ای را تجویز نموده که با داوری ساده شما نتیجه بخش بودن یا نبودنش خیلی مشکلی نیست. و آن رها کردن جوان ، جوانی خود را در یک بستر آزاد و بدون قوانین دینی و قواعد اخلاقی است. به این معنا یک جوان برای دستیابی به “حس آرامش” ارتباط با جنس مخالف برقرار نموده و از دوست آنچنانی خود، انتطار کامیابی داشته باشد !
خوب، این یک نسخه است، اجازه دهید بررسی کوتاهی کنیم آیا این نسخه کور می کند یا شفا می دهد؟

اولا: این نسخه مورد پسند خدای مهربان نیست که فرمود:

«وَ لا مُتَّخِذاتِ أَخْدانٍ » [نساء/۲۵۵] به آنانکه دوست پنهانی (از جنس مخالف) بگیرند، روی خوش نشان نداده و در ازدواج، راهنمایی می فرماید از این گروه جوانان که دارای دوست جنس مخالف هستند ،صرف نظر کنید !!

روشن است که بی توجهی به سخن آنکه از مادر به آدمی مهربان تر ، و در نهایت دانایی است که البته دانایی ش نهایت ندارد ، بسیار گران خواهد بود و کمترین ضرر آن؛ قطع ارتباط ما با مرکز فرمان “بشودها و نشودها” می شود، همان مرکزیتی که زمام همه زندگی و آینده و امیدهای ما را دارا می باشد.

خوب؛ فردا ما در مریضی ها و گرفتاری ها و… که در همه جای زندگی بشر سایه افکنده، چه کسی را و با چه رویی صدا بزنیم تا با عنایتش ، گره از کار ما باز کند ؟!

ثانیا: این نسخه؛ التهابات روحی و اضطرابات روانی نه تنها کم ، که افزایش می دهد، چون این چنین ارتباطات غیر اخلاقی، به یک دوست و دو دوست ختم نمی شود بلکه در هر زمانی می تواند دستیابی به دوست جدیدی حاصل شود و همه قول و قرارهای گذشته را، به آنی هوس رانیِ جدید، بفروشد!

یادم نمی رود در محله ما در نارمک تهران، شبی در خیابان، دختری چه جور اشک می ریخت و کاپشن جوانی را می کشید و می گفت: تو به من قول داده بودی دوست دیگری نگیری و باهام ازدواج کنی ولی حالا با فلانی دوست شدی و مرا هم که نابود کردی !!

یک قاعده ساده بگویم؛ اگر شخصی به دوست قبل خود خیانت کرد حتما به دوست جدید خود خیانت بیشتری خواهد کرد و این ادعای تلخ ، ریشه در روحیه تنوع طلبی در آدمی دارد، که هیچ گاه با یکی و دو نفر و… رام و آرام نمی شود!

ثالثا: این نسخه ای که در دنیای امروز دست به دست می چرخد و جوانان را به کام‌ خود می کشد، مشکل و عارضه دیگری دارد و آن اینکه ؛ آینده انسان در زمینه تشکیل زندگی را ، پر از مخاطره می کند!

مگر امکان دارد یک جوان با شخصیت، همسر خود را از میان “جوانان هر جایی” انتخاب کند ؟! بله چه زیبا امام صادق (ع) فرمود: “همسر آینده خود را گرچه زیبا باشد، ولی از لجن زار انتخاب مکنید” .

به نظرم ناخدا آگاهانه، ویل دورانت تمدن شناس معروف، چرایی این حدیث امام صادق(س) را، زیبا گفته: زنان بی شرم، جز در لحظاتی زودگذر برای مردان جذاب نیستند. مردان جوان به دنبال چشمان پر از حیا می باشند و بدون آنکه بدانند حس می کنند این خودداری ظریفانه (یک جوان در زندگی)، از یک لطف و رقت عالی خبر می دهد.
بله؛ غیر از سه عارضه ای که از عوارض بسیار بد این “نسخه ” بود، عارضه منفی دیگری هم دارد و آن؛ تنزل موقعیت اجتماعی یک جوان و باز ماندن از موفقیت های درسی و شغلی یا ورزشی و هنری و … می باشد .

فکر نمی کنم هیچ کسی که مختصر عقلی داشته باشد آن هوس های با این همه چم و خم را جایگزین چنین موقعیت های برتری کند.

نسخه دوم: از کتاب آسمانی استفاده می شود و مشحون به انبوهی از تجربیات موفق بوده و آن در یک کلمه ؛ “ایمان” است .

مقصودم از ایمان، نماز و دعای کمیل و اعتکاف و … نیست. بلکه یعنی اینکه؛ هر موجود ضعیفی باید برای ادامه حیات و زندگی و امید و آرامش خود به یک وجود قوی و مهربان و آگاه از همه چیز ، تکیه کند و هیچ گاه و در هیچ کجا خود را تنها نبیند ، این می شود “ایمان” .

در مرحله بعد آنچه در آرامش یک جوان عزیز نقش مهمی دارد این است که خود را از آتشی که وقتی بر دل افتد زبانه کشیده ومی سوزاند، دور نگه دارد .
ناگفته پیداست که آتش سوزاننده دل، از جنس روح و روان است و مادی نیست.

نوشته مان کمی طولانی شد، در فرصت دیگر این بخش پایانی را ادامه می دهیم. انشالله