رهایی از شرارتهای آمریکا / سیاوش ایراندوست

کانون فعالان سیاسی ایرانی مقیم ترکیه _ به گزارش ایران لیبرال

 

پس از شکست داعش در عراق و سوریه، و در حین تدارک آمریکا برای آغاز فاجعه ای جدید در سوریه، فضای مجازی توییتر با هشتگهای فحش به فرمانده ایرانی عملیات شکست داعش شلوغ شد. اینکه فاجعه سازی اخیر آمریکا در سوریه پس از جنایتهایتش و گرفتن جان انسانهای بیگناه با شکستش مواجه خواهد شد به پشتوانه ی بلبشوی سیاست تجاوزکارانه ی آمریکا قابل پیش بینی است. اما موضوع این مقاله در رابطه با رهایی از شرارتهای آمریکا در مبارزه ی مردم ایران با حکومت دیکتاتوری اسلامی و سخنی چند با کاربران فضای مجازی در این رابطه است.

فریب آمریکا را نخورید

به برخی کاربران فارسی زبان توییتر که از سر استیصال آمریکا در طرحهای جنایتکارانه اش در منطقه پس از فجایع بیشمارش به فحش به فرمانده عملیات شکست داعش روی آورده اند، همین ابتدا بگویم که حرص نخورید، آمریکا بالاخره مجبور خواهد شد که واقعیت قدرت منطقه ای ایران را بپذیرد و نباید پول کارتن خوابها و طوفان زده های آمریکا را صرف پشتیبانی و مسلح کردن جانیانی چون داعش و انداختنشان به جان مردم منطقه بکند. این را از آن جهت گفتم که در توییتر به قاسم سلیمانی «به خاطر حیف و میل کردن پول دختران چادرنشین کرمانشاه در سوریه و لبنان و غزه و یمن» فحش می دادند، گویی فرمانده نظامی را با وزیر مسکن اشتباه انداخته اند اما کسی به رئیس جمهور آمریکا به خاطر حیف و میل کردن پول کارتن خوابها و طوفان زده های آمریکا برای کشتار مردم خاورمیانه فحش نمی داد.

معلوم است که نومحافظه کاران آمریکا و مزدوران مجازی اش از شکست داعش بد جوری سوخته اند که به فرماندهی که نیروهایش، وحشی های داعشی مزدور آمریکا را شکست داد، فحش می دهند. علاوه بر این فحشهای تیپیک، یک عده مزدور نومحافظه کار در فضای مجازی راه افتاده اند که ایران را فرو بپاشانند. نمونه اش اینکه می خواستند در اعتراضات اخیر دلقکی سیاسی چون شازده را رهبر کنند، دلقکی که به فدرالیسم و فروپاشی ایران نزد نومحفاظه کاران آمریکا در همراهی با اسرائیل و عربستان ایمان آورده است. این لشکر مجازی دور افتاده اند به تمجید از دیکتاتوری قبلی و زمینه سازی برای دیکتاتوری بعدی.

فریب اینها را نخورید، همه ی دنیا به جز این پهلوان پنبه های مجازی می دانند که داعش با پشتیبانی آمریکا و اسرائیل عمل می کرد و هدف اصلی و لقمه ی بزرگ طرح خاورمیانه ی جدید، ایران است. ایستادگی جمهوری اسلامی مقابل شرارتهای آمریکا و تثبیت قدرت منطقه ای و استقلال سیاسی ایران دستاورد مهم همین دیکتاتوری فعلی است که باید این ارث مهمش به دموکراسی بعدی ایران برسد و باید از تمامیت ارضی ایران و استقلال ایران با تمام وجود دفاع کرد و برای دستیابی به دموکراسی مبارزه کرد. دموکراسی بدون استقلال، وجود نخواهد داشت.

آمریکا با حماقتهای نومحافظه کاران و به خواست اسرائیل برای اجرای طرح خاورمیانه ی جدید برای دوختن خاورمیانه به قامت کوتوله و فاشیستی قومی مذهبی اسرائیل، منطقه را شخم زده و صدها هزار انسان بیگناه را کشته و میلیونها انسان را بدبخت و بی خانمان و آواره کرده، و ایران جلوی جنایتهایش ایستاده و حالا شده مسبب فجایع از نگاه خیالبافان مجازی. این فرافکنی ها ادامه ی همان روشهای مفتضح آمریکاست.

یاوه های آمریکا را تکرار نکنید

دروغهای شاخدار آمریکا نسبت به ایران، از کشفیات یک پهلوان مجازی که در راکتهای شیمیایی اسد یک نوع عایق ساخت آلمان کشف شده که آن عایق هم به ایران فروخته شده بود تا خزعبلاتی که داعش را ابزار جمهوری اسلامی بیان می کند تا انقلاب سوریه را به جنگ داخلی بکشاند، همه در راستای لوث کردن مسئولیت و نقش اصلی آمریکا در این همه جنایات علیه بشریت در منطقه است.

می گویند که قاسم سلیمانی شده قهرمانتان و از جمهوری اسلامی طرفداری می کنید. مسئله طرفداری و قهرمانی نیست، تبلیغات یاوه ای است که جنایتکاریهای آمریکا را توجیه می کند و برای طرح خاورمیانه ی جدید اسرائیل، جا اندازی می کند. سلیمانی قهرمان ما نیست، از مردمی که از شر داعش خلاص شده اند، بپرسید قهرمانشان را نشانتان خواهند داد. و همان مردم مستحق هستند که قهرمان را معرفی کنند نه جنایتکاران نومحافظه کار.

مسئله این است که تبلیغات یاوه ی نومحافظه کاران آمریکا و نوکران منطقه ای اش مانند عربستان را در باره ی جمهوری اسلامی تکرار نکنیم. اینکه با حکومتی مخالف باشیم، دلیل نمی شود که یاوه های آمریکا را در باره اش تکرار کنیم. مشکل ما با حکومت کشورمان به خودمان مربوط است و آمریکا به هیچ وجه صلاحیت و حق دخالت در مشکل ما را ندارد. آمریکا توان مقابله با مقاومت ایران در منطقه را ندارد، سعی دارد با همین روشهای تبلیغات مجازی و یاوه پراکنی های رسانه ای، از توان مردم ایران و مخالفتشان با دیکتاتوری حاکم سؤاستفاده کند.

بلوغ سیاسی مردم ایران باید اینها را تشخیص دهد وگرنه تمجیدهای مجازی از دیکتاتوری دست نشانده ی حاصل کودتای ۲۸ مرداد جا می افتد و آش دیکتاتوری دست نشانده ی دیگری که در رسانه های وابسته به نومحافظه کاران آمریکا تبلیغ می شود، به اسم آزادیخواهی و بشردوستی به حلقوم ملت ریخته می شود.

نسبت به جنایتکاری آمریکا حسن نیت نداشته باشید

مسئله ساده است. طرح خاورمیانه ی جدید ساخته ی ما نیست. لیبی الان در چه وضعیتی است، و مسبب فجایع لیبی و سوریه و عراق کیست؟ داعش را آمریکا با کمک نوکران منطقه ای احمقش مانند عربستان ساخت و پشتیبانی کرد. ایدئولوژی اسلامگرایی وهابی هم بهتر از این وحشی ها نمی تواند به بار بیاورد، مثل سگهای وحشی که بعداً از کنترل اربابشان خارج می شوند و تا دست آمریکا را گاز نگیرند، با اینکه هزاران خاورمیانه ای را کشته اند، خطری محسوب نمی شوند.

طرح خاورمیانه ی جدید آمریکا در عراق و سوریه با مقاومت و توان و تدبیر ایران شکست خورد، و به همین خاطر دشنام و تبلیغات یاوه نثار ایران می شود. مشکل آمریکا با جمهوری اسلامی بر سر دموکراسی و حقوق مردم ایران نیست، بر سر اقتدار و استقلال ایران است وگرنه اگر همین جمهوری اسلامی چناچه خواست رفسنجانی و اصلاح طلبان بود، مطیع آمریکا بشود، هیچ مشکلی با آن نخواهد داشت چنانچه با عربستان ندارد، ولی عاقبت نوکر آمریکا شدن قربانی شدن در پای طرح خاورمیانه ی جدید و شرارتهای منطقه ای آمریکا است و بر باد دادن موجودیت کشور به خاطر خواست آمریکا برای برقراری سروری اسرائیل در منطقه.

البته که اسرائیل چنین توانی ندارد ولی توهمش را دارد و این همه جنایات جنگی و جنایات علیه بشریت در منطقه، این طرح احمقانه ی آمریکا را تحقق نخواهد بخشید. مشخص است و چنانچه واضح هم تبلیغ می کنند دشمنی آمریکا با قدرت منطقه ای و استقلال ایران است، با واقعیت هم نمی شود برای همیشه دشمنی کرد.

خلاصه کنم که دشمن ما یکی نیست، دو تاست. آمریکا که فعلاً به طور رسمی دشمنی با کشور ایران را پیش می برد، مزاحم اصلی ما برای پس زدن حکومت دیکتاتوری و برقراری دموکراسی در ایران است. دشمن نادان جمهوری اسلامی باعث تقویت و سر پا ماندنش است و مزاحم اصلی ما. باید هر دو را با هم پس زد، مضاف به اینکه دفاع از کشورمان ایران حیاتی است و جای هیچ درنگی ندارد، این یعنی دفع شرارتهای دشمن فوری یعنی آنی که قصد فروپاشاندن ایران را دارد، باید با همان قاطعیت مبارزه با دیکتاتوری پیگیری شود.

ماجرای آلمان و ژاپن بعد از جنگ جهانی دوم و پیشرفتهای کره جنوبی را برای فریب دادنتان جار می زنند، گذشته از از اینکه موفقیتهای آنها به توان خودشان اتکا داشت، آمریکا به شما اینگونه نگاه نمی کند و شما را چنان می بیند که به لیبی و سوریه و عراق طمع داشت. مسئله این است که زورش به شما نمی رسد و در صدد فریب شماست تا طرح شوم خودش را پیش ببرد. دوست شمردن کسی که موجودیت شما را تهدید می کند و اقتدار کشورتان را دشمن اصلی برای اجرای طرح احمقانه و جنایتکارانه اش در خاورمیانه به حساب می آورد، نشان حسن نیت نیست، نشان ساده لوحی است.

قدرتی که با طمع برای تصاحب کشور شما می آید، با قدرت کشور شما مهار می شود نه با ابراز حسن نیت شما. و همین قدرت ایران به داد شما در مقابل شرارتهای آمریکا می رسد و فاجعه سازیهای آمریکا را از شما دور می کند، وگرنه بعد از فاجعه، کمک صلیب سرخ جهانی و بشردوستی سازمان ملل هم کشک است، کشک را به کمک نطلبید.

مسیر درست را بروید

مشکل سیاست داخلی ایران با برقراری نظام سیاسی دموکراسی لیبرال و لائیک جمهوری ایران حل خواهد شد: از طریق مبارزه ی سیاسی با پیگیری استراتژی براندازی دیکتاتوری و برقراری دموکراسی در ایران * و پیروی از رهبری سیاسی که استقلال و اقتدار و آزادی ایران را با هم می خواهد و در برنامه اش قرار دارد؛ نه با تکرار تبلیغات یاوه ی آمریکا معطوف به سیاست خارجی و خواست کاهش قدرت منطقه ای ایران برای بلعیده شدنش توسط جنایتکاران نومحافظه کار آمریکا.

فریب تبلیغات یاوه ی آمریکا و دست نشاندگانش را نخورید. این حداقل انتظاری است که باید برآورده شود تا بتوانید دموکراسی در ایران برقرار کنید. وقتتان را به جای تکرار یاوه های آمریکا در فضای مجازی و رسانه ها، برای تبلیغ برقراری دموکراسی واقعی در ایران و همت و عمل در این راه بگذارید. مرجع انجام چنین کاری برای ایران هم در سایت ایران لیبرال ** موجود است. وقت و تلاشتان را در مسیر درست به کار بگیرید.

جدایی دین و سیاست در ایران با برقراری دموکراسی و اجرای لائیسیته انجام خواهد شد. ایران از ابتدای قرن بیستم در منطقه راهبر بوده و هر چه در آن واقع شود، بر منطقه تأثیر می گذارد. با جدایی دین و سیاست در کشورهای منطقه، خاورمیانه از شر آمریکا و سؤاستفاده هایش از اختلاط شوم دین و سیاست خلاص می شود و تو خود بخوان که فاشیسم مذهبی اسرائیل چرا از برقراری دموکراسی و جدایی دین و سیاست در کشورهای منطقه می ترسد، جدایی دین و سیاست ماهیت فاشیستی مذهبی اش را فرو می پاشد.

تجربه ی اصلاح طلبی در جمهوری اسلامی هم ثابت کرد که اصلاحات در دیکتاتوری معنی ندارد. اگرچه از لحاظ نظری نیازی به تکرار این تجربه نبود. مشخص است که رهایی از چنگ حکومت دیکتاتوری و برقراری دموکراسی جز با کامیابی در انقلاب امکانپذیر نیست، و تنها دموکراسی چارچوبی نهادی برای انجام اصلاحات با استفاده از عقل و بدون خشونت فراهم می آورد.

در مبارزه ی سیاسی نداشتن استراتژی مشخص و عدم پیگیری برنامه و مسیر مشخص برای رسیدن به هدف، می تواند ما را آلت دست و بازیچه ی دیگران چه آمریکا و دست نشاندگانش و چه اسلامگرایان بکند. رسیدن به هدف برقراری نظام سیاسی دموکراسی لیبرال و لائیک جمهوری ایران از طریق پیگیری استراتژی مشخص با پیروی از رهبری سیاسی مشخص، و همت و عمل در این مسیر درست صورت می گیرد. باید آگاه بود و راه درست را رفت.

سخن پایانی ام با کاربران فضای مجازی این است که همزمان با مبارزه با دیکتاتوری، شرارتهای آمریکا را هم دفع کنیم. وقت و همتمان را به جای تکرار یاوه های آمریکا در باره ی جمهوری اسلامی، صرف ترویج و گسترش استراتژی براندازی دیکتاتوری و برقراری دموکراسی در ایران بکنیم که رواج هر چه بیشتر آن منجر به کاهش خشونت در انقلاب و مانع دخالت آمریکا در مبارزه ی مردم ایران با دیکتاتوری می شود.

کامیابی در براندازی دیکتاتوری و برقراری دموکراسی در ایران به همت مردم ایران بستگی دارد. هر چند که امکانات رسانه ای و تبلیغی ما در مقایسه با حکومت اسلامی و آمریکا اندک است، اما قدرت اصلی یعنی توان مردم ایران از دسترس آن دو خارج است و باید در مسیر درست به کار گرفته شود. تبلیغ و ترویج مسیر درست مهمترین مرحله ی مبارزه است هر چند که شور و هیجان اندکی دارد و بعضی وقتها هم مثل پاشیدن بذر در زمین بزرگ، خسته کننده می شود، اما کار اساسی همین است که کامیابی در انقلاب برای برقراری دموکراسی در ایران را تضمین می کند.