ابوالفضل فاتح: ایران عمق استراتژیک تشیع است / در نقد تعرض به سفارت ایران و شدت گرفتن برخی اختلاف های مذهبی در جهان تشیع

کانون نواندیشی دینی مدارا _ به گزارش شفقنا

 

ابوالفضل فاتح در متنی با عنوان نگاهی از بیرون به نقد تعریض به سفارت ایران در لندن و اختلافات مذهبی اخیر پرداخته است.

  • همواره یکی از مصالح عمده قم و نجف صیانت از ایران بماهو ایران، به عنوان بزرگترین کشور شیعه بوده است حتی در دوران شاه، موضوع «شاه شیعه» از موارد تحفظ بوده است
  • ممکن است کسانی باشند که برخی از  مبانی یا مواضع حکومت از جمله ولایت فقیه را قبول نداشته باشند و حرفهایی بزنند، ضرورتی به تهدید و به کار گیری احیانا خشونت و حبس در برابر آنان نیست. مگر همین حرفها در جای دیگر زده نمی شود؟ مگر با کسانی که جمهوریت را از اساس انکار می کنند و مبنای جمهوری اسلامی امام خمینی (ره) را بی مبنا معرفی می کنند، برخورد می شود؟ مهم این است که در عمل همه تابع حاکمیت قانون باشند.
  • متاسفانه تریبونهایی هستند که خود را علاقمند و یا وابسته به آیت الله سید صادق شیرازی و یا به اصطلاح جریان شیرازی ها  معرفی می کنند و, بحث های اختلافی بین «شیعه و سنی» و یا «شیعه با شیعه» را با غلیظ ترین ادبیات ممکن مطرح کرده و دامن می زنند 
  •  شخصا در روز عاشورا در کربلای معلا هزاران نفر را دیده ام که قمه می زنند و تردیدی هم در شیفتگی آنان به اهل بیت علیهم السلام ندارم. البته آن را مفید برای ترویج تشیع در دنیای امروز نمی دانم.
  • شعائر و سنت های پذیرفته شده توسط مراجع کبار به مراتب تاثیری بیشتر از تاکید بر  شیوه هایی نظیر قمه زنی و امثال آن و یا ورود به بحث های غلیظ اختلافی خواهد داشت. انتظار می رود این جریان در تفقه و خوانش خود از عمق استراتژیک شیعی تجدید نظر کند
  • تعرض به سفارت ایران و پایین کشیدن پرچم ایران اقدامی  باورنکردنی، بسیار تلخ، محکوم و قطعا در تعارض با منویات مراجع عظام تقلید و جامعه بزرگ شیعیان و ناشی از فقدان درک صحیح از عمق استراتژیک شیعی است.
  • جالب آن که این افراد صرفا متوجه ایران هستند و انتقادات خود را متوجه حکام جائر منطقه و ستم هایی که به شیعیان در دیگر کشورها می شود نمی کنند و وقتی بن سلمان به لندن می آید واکنشی ندارند و از چند صد متری سفارت عربستان رد هم نمی شوند
  • متاسفانه در کشورمان در دهه های گذشته  شاهد تعریض به حریم علما و حوزویان منتقد یا مخالف از جمله برخی از خاندان شیرازی ها بوده ایم. امید است موضوع اخیر موجب تعریضات جدیدی نشود. مصالح عالیه جهان تشیع نیازمند تامل و تحفظ بیشتر است. علاوه آنکه اشتباهات برخی افراد را نمی توان به حساب همه نوشت.
  • افرادی هم هستند که در آن حوزه  و یا حوزه های دیگر عراق و یا دیگر کشورها با بهره گیری از فضای باز موجود، مدعی مرجعیت شده اند و حرفهای سستی زده و حتی علیه مرجعیت عالی موضع گرفته اند، اما کسی هم آنان را حبس و حصر نکرده و بساطشان را بر هم نزده است. جمهوری اسلامی نیز می تواند در قم این تنوع را به شکل جدی تری بپذیرد
  • انتظار می رود، آیت الله سید صادق شیرازی و حلقات نزدیک به ایشان در عمل و کلام موضع صریح و قاطع و بدون هرگونه شائبه ای در برابر تعریض به سفارت و پرچم ایران و ادبیات نفرت پراکنی تریبون های مدعی پیروی از ایشان برای همیشه بگیرند و هر راهی که به این رفتارهای افراطی و انحرافی  منتهی می شود ببندند.
  • حرکت اخیر تهدیدی علیه مصالح آتی و آینده تشیع است. تشیع نباید از پشت خنجر بخورد و ایران عمق استراتژیک تشیع است.

در متن یادداشت ابوالفضل فاتح آمده است:

بسمه تعالی

ایران عمق استراتژیک شیعه است

نگاهی از بیرون: در نقد شدت گرفتن اختلاف های مذهبی در جهان تشیع

جریانات اصلی فقهی – فکری تشیع از نجف اشرف و قم مقدسه سرچشمه گرفته و بخش اعظم جامعه شیعیان جهان در شعاع این دو مرکز قرار می گیرند. این دو مرکز با همه تفاوت نظرها به ویژه  در تعریف از اسلام سیاسی، همواره مراقبت داشته اند مصلحت کلی شیعیان در چالش تفاوت نظر این دو مرکز گرفتار نشود . همواره یکی از مصالح عمده این دو مرکز و به طور کل روحانیت شیعه صیانت از ایران بماهو ایران، به عنوان بزرگترین کشور شیعه بوده است حتی در دوران شاه، موضوع «شاه شیعه» از مواردی بوده که تحفظ هایی را در حوزه نسبت به رژیم گذشته موجب می شده است، این نکته در دوران صفوی نیز مطرح بوده است. در نمونه ای متاخر، با همه فشارهای رژیم بعثی صدام به حوزه نجف اشرف و شخص حضرت آیت الله العظمی خویی برای محکومیت ایران در جریان جنگ، این حوزه هرگز حاضر نشد کلامی در نفی و محکومیت ایران بگوید و هرکز کسی نتوانست حوزه نجف را مستمسکی برای توجیه حمله و تجاوز به ایران قرار دهد. به تبع این دو حوزه، شیعیان نیز همواره جانب حمایت و همراهی با جمهوری اسلامی  را داشته اند و چه بسا مواردی که سیاست اتخاذ شده در تهران موجب تحت فشار قرار گرفتن شیعیان سایر کشورها شده، اما آنان فداکارانه تحمل کرده و حتی اگر سیاست ایران را قبول هم نداشته اند سکوت کرده اند.

در شرایطی به سر می بریم که تخریب وجهه اسلام و تغییر نقشه خاورمیانه و تضعیف اندیشه و اراده اسلامی هدف قدرت های جهانی، صهیونیسم و متاسفانه برخی حکام جدید منطقه  است. با وجود این واقعیات، توجه به چند نکته اهمیت اساسی دارد:

پذیرش تنوع در جهان فرهنگی شیعی: شیعه به عنوان یک اقلیت حق طلب در جهان اسلام  اگر می خواهد تاثیر گذار بماند نیازمند آن است تا جایی که ممکن و معقول و مشروع است، جامعه بزرگ خود را با همه تفاوت های  فکری و فرهنگی به رسمیت بشناسد. اهمیت وحدت در جهان اسلام بارها یادآوری شده است، ضرورت راهبردی همگرایی در جهان تشیع و پرهیز از عمق بخشیدن به شکاف ها در میان شیعیان نیاز به تاکید مضاعف دارد. نگاهی به سیره ی ائمه شیعه  علیهم السلام در برخورد با مخالفان فکری،  نوعی تنوع اندیشه و نگاه چند فرهنگی را تداعی می کند و این موضوع، فخر تشیع است و اکنون نیز شیعه می تواند پرچمدار آن باشد. انتظار می رود ایران، به عنوان ام القرای تشیع، تنوع فکر و تکثر روش در این مکتب را پذیرفته باشد و همه شیعیان و پیروان ولایت علی ابن ابیطالب (علیه السلام) را در کنف حمایت خود بگیرد.

در سابقه هزار ساله حوزه نجف نیز در مواضع و آثار فحول علمای شیعه از شیخ کلینی و ابن بابویه و شیخ طوسی گرفته تا صاحب جواهر و شیخ انصاری و متاخرین، تکفیر و تفسیق اهالی و پیروان نحل اسلامی دیده نمی شود یا بسیار نادر است. این درحالیست که بانگ کریه تکفیر و ترفیض همواره از جانب برخی بزرگان اهل سنت علیه شیعیان بگوش می رسیده و می‌رسد. خوشبختانه اندیشه های تکفیری و خشونت ایدئولوژیک ، برخلاف جهان تسنن، زمینه ای برای رشد در بستر تشیع نداشته اند و این افتخاری بزرگ است که حکایت از عقلانیت و منطق استوار و استحکام مبانی فقه شیعه دارد. در دوران اخیر نیز همین رویکرد و تنوع فقهی و فکری در حوزه نجف به نشاط آن حوزه افزوده و فضای فراخی برای رشد اندیشه و تفقه  فراهم آورده است. در این حال افرادی هم هستند که در آن حوزه  و یا حوزه های دیگر عراق و یا دیگر کشورها با بهره گیری از فضای باز موجود، مدعی مرجعیت شده اند و حرفهای سستی زده و حتی علیه مرجعیت عالی موضع گرفته اند، اما کسی هم آنان را حبس و حصر نکرده و بساطشان را بر هم نزده است. جمهوری اسلامی نیز می تواند در قم این تنوع را به شکل جدی تری بپذیرد و ضرورتا هر تفاوت نظر را تحت فشار قرار نداده و یا منتسب به یک دولت خارجی نداند.  باید مراقبت شود، انگیزه های مبتنی بر صیانت از حکومت و حفظ قدرت، زمینه پیدایش جریانات سیستماتیک طرد و تکفیر حکومتی و خشونت ایدئولوژیک را فراهم نسازد . ممکن است کسانی باشند که برخی از  مبانی یا مواضع حکومت از جمله ولایت فقیه را قبول نداشته باشند و حرفهایی بزنند، ضرورتی به تهدید و به کار گیری احیانا خشونت و حبس در برابر آنان نیست. مگر همین حرفها در جای دیگر زده نمی شود؟ مگر با کسانی که جمهوریت را از اساس انکار می کنند و مبنای جمهوری اسلامی امام خمینی (ره) را بی مبنا معرفی می کنند، برخورد می شود؟ مهم این است که در عمل همه تابع حاکمیت قانون باشند. حکومت با آن همه امکانات و تریبون که نباید نگران اظهار نظرها و مخالفت های افراد باشد. می توان از تریبونی دیگر پاسخ داد. البته هیچکس نباید به هتک دیگری روی آورده و یا مرزهای قانون را در هم نوردد. همین طور کسانی  هستند که قائل به شیوه های خاصی از عزاداری از جمله قمه زنی بوده و به هیچ دولت بیگانه ای هم وابسته نیستند. اینجانب شخصا در روز عاشورا در کربلای معلا هزاران نفر را دیده ام که قمه می زنند و تردیدی هم در شیفتگی آنان به اهل بیت علیهم السلام ندارم. البته  آن را مفید برای ترویج تشیع در دنیای امروز نمی دانم. آری فتوای رهبری انقلاب اسلامی منع برخی از این شیوه هاست اما ممکن است کسانی باشند که به فتوای دیگری عمل کنند. نه باید آنان را منکوب و نه باید آنان را وابسته معرفی کرد اما باید درباره ضرورت های امروز جهان تشیع و راه های بهتر ابراز شیفتگی به اهل بیت علیهم السلام با آنان گفت وگو کرد.. وقت آن است که ضرورت سعه صدر حاکمیت نسبت به آزادی، کرسی های تفکر و تفقه در حوزه  و دانشگاه و تحمل نقد و نظریه پردازی های حوزوی و دانشگاهی نسبت به حکومت در اسلام جدی گرفته شود و از مرحله شعار عبور کند شاید برای عبور از تنگناها اجتهادهای خلاقانه تری صورت پذیرد.
پرهیز از تفرقه افکنی با تریبونهای غلیظ: انتظار می رود تریبون هایی که خود را معرف جریان شیعه معرفی می کنند  به سنت های مراجع کبار و عالی شیعه و همچنین مصالح عالی جهان تشیع پایبند باشند. متاسفانه تریبونهایی هستند که خود را علاقمند و یا وابسته به آیت الله سید صادق شیرازی و یا به اصطلاح جریان شیرازی ها  معرفی می کنند و, بحث های اختلافی بین «شیعه و سنی» و یا «شیعه با شیعه» را با غلیظ ترین ادبیات ممکن مطرح کرده و دامن می زنند و در شعائر به ترویج شیوه هایی می پردازند که  بعید است برای معرفی تشیع به جهان امروز کمکی کند بلکه ممکن است موجب شبهات و شائبه هایی نیز شده و لطمه هایی جدی نیز وارد سازد. چگونه می توان با هتک و تفرقه  به  صیانت از مصالح جهان اسلام و مکتب اهل بیت پرداخت؟ روشن است در دنیای امروز تاکید بر اخلاق و معارف شیعی و شعائر و سنت های پذیرفته شده توسط مراجع کبار به مراتب تاثیری بیشتر از تاکید بر  شیوه هایی نظیر قمه زنی و امثال آن و یا ورود به بحث های غلیظ اختلافی خواهد داشت. انتظار می رود این جریان در تفقه و خوانش خود از عمق استراتژیک شیعی تجدید نظر کند و مراقب نفوذی ها هم باشد و از مکر دشمنان خارجی تشیع غفلت نکند. فراموش نشود که هم قم و هم نجف  با اتخاذ رویکردهای  غلیظ  و اختلاف افکن قویا مخالفند.

تعرض به ایران تعرض به عمق استراتژیک تشیع است: تعرض به سفارت ایران و پایین کشیدن پرچم ایران اقدامی  باورنکردنی، بسیار تلخ، قبیح و محکوم، مورد انزجار قاطبه ایرانیان با هر گرایش سیاسی  و قطعا در تعارض با منویات مراجع عظام تقلید و جامعه بزرگ شیعیان و ناشی از فقدان درک صحیح از عمق استراتژیک شیعی است. عراق و پاکستان و افغانستان و آذربایجان و لبنان و سوریه و بحرین و یمن همه ژئوپولتیک شیعه و ایران مرکز و دژ آن است. کسی که به نام مذهب، به پرچم ایران تعدی می کند، هم تشیع و هم ایران را هدف گرفته است. بعید است آنان قبح عمل خود و یا وسعت جریحه دار شدن احساسات شیعیان در پی این عمل زشت را پیش بینی نکرده باشند. هر اندازه هم که کسی با تهران اختلاف نظر داشته باشد، بعید است نداند پرچم ایران برای همه ایرانیان و شیعیان یک حریم و نماد هویتی است و قداست دارد. بسیار دشوار است که باور کرد این افراد که با لهجه عربی و شعارهای افراطی و غلط خود احتمالا تحت تاثیر احاساسات پان عربیک هم بوده اند صرفا برای اعتراض به دستگیری آقای سید حسین شیرازی به چنین اقدام هتاکانه ای دست زده باشند. آنان اغراض، اهداف و وابستگی هایی فراتر داشته اند. جالب آن که این افراد صرفا متوجه ایران هستند و انتقادات خود را متوجه حکام جائر منطقه و ستم هایی که به شیعیان در دیگر کشورها می شود نمی کنند و وقتی بن سلمان به لندن می آید واکنشی ندارند و از چند صد متری سفارت عربستان رد هم نمی شوند. حساب عموم مردمی که به دلیل شیفتگی به اهل بیت علیهم اسلام در مجالس و محافل مذهبی این جریان و یا آن جریان شرکت می کنند از حساب این چند نفر و طراحان چنین نقشه های شومی علیه وحدت و مصالح جهان تشیع و تریبونهایشان جداست.

متاسفانه در کشورمان در دهه های گذشته  شاهد تعریض به حریم علما و حوزویان منتقد یا مخالف از جمله برخی از خاندان و بیوت شیرازی ها بوده ایم. امید است موضوع اخیر موجب تعریضات جدیدی نشود. مصالح عالیه جهان تشیع نیازمند تامل و تحفظ بیشتر است. علاوه آنکه اشتباهات برخی افراد را نمی توان به حساب همه نوشت. در این حال انتظار می رود، آیت الله سید صادق شیرازی و حلقات نزدیک به ایشان در عمل و کلام موضع صریح و قاطع و بدون هرگونه شائبه ای در برابر تعریض به سفارت و پرچم ایران و ادبیات نفرت پراکنی تریبون های مدعی پیروی از ایشان برای همیشه بگیرند و هر راهی که به این رفتارهای افراطی و انحرافی  منتهی می شود ببندند. فراموش نکنیم هیچ کس از خطا و انگیزه های سیاسی خاص مصون نیست. مگر تریبون های و مجالس شیعی نباید زینت اهل بیت علیهم السلام باشد؟ نباید از احساسات پاک شیفیتگان به اهل بیت علیهم السلام سوء استفاده شود. حرکت اخیر تهدیدی علیه مصالح آتی و آینده تشیع است و هشیاری همگانی را می طلبد. تشیع نباید از پشت خنجر بخورد و ایران عمق استراتژیک تشیع است.