نقش بی بی سی در برکناری آیت الله ؛ چگونه یک خبر پازل عزل منتظری را تکمیل کرد / حسن ابوالوفا

کانون فعالان سیاسی ایرانی مقیم ترکیه _ به گزارش ملی مذهبی

 

زمانی که تارنمای بی بی سی فارسی را باز می کنید یا سراغ برنامه های دیداری و شنیداری آن می روید، سرعت انتشار اخبار، ‏تنوع موضوعات و بازتاب دیدگاه های “گوناگون”، فاصله حرفه ای آن را با دیگر رسانه های هم ترازش، به مانند صدای آمریکا یا ‏من و تو، نشان می دهد. در زمانه ای که سیاست های صدا و سیما ریزش بی سابقه مخاطبان داخلی را در پی داشته است و طیف ‏گسترده ای از فعالان از تریبونی فراگیر برای بیان دیدگاه های خود محروم هستند، اقبال به بی بی سی و دیگر رسانه های خارج از ‏کشور رو به افزایش بوده است. حضور برخی روزنامه نگاران حرفه ای ایران دراین رسانه، امکانات بخش جهانی بی بی سی و پشتیبانی دولت انگلیس از این دستگاه در راستای اهداف سیاست خارجی آن، دست به دست هم داده تا خروجی بی بی سی فارسی جذابیت ‏بیشتری برای مخاطبان ایرانی داشته است.

با این حال در ورای ظاهر حرفه ای، مرور سیاست های بی بی سی در خصوص تحولات داخلی و خارجی مرتبط با ایران نشان می دهد که این مجموعه در بزنگاه های تاریخی، نقشی بسیار سوال برانگیز و ضد ملی داشته است. یکی از این موارد نقش بی بی سی در کودتای ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲ علیه دکتر مصدق است. رادیو بی بی سی علاوه بر نقش فعالی که در تبلیغات علیه دولت ملی مصدق داشت؛ در نیمه شب ۲۴ مرداد ۳۲ با تغییر طلیعه برنامه با گفتن «اینجا لندن است و اکنون ساعت دقیقا ۱۲ نیمه شب است»، به شاه اطمینان لازم درمورد حمایت انگلیس و آمریکا از کودتا را داد. هرچند کمتر کسی است که درباره نقش  بی بی سی در کودتای ۲۸ مرداد  نداند، اما در دوران اخیر این سیاست ضد ملی خصوصا در مقاطع خاصی، ادامه یافته و تکرار شده است. این نوشتهبه معنای این نیست که بخواهیم ثابت کنیم بی بی سی فارسی “مستقل” نبوده یا رویکرد رسانه ای آن “بی طرف” نیست. چراکه این دو مفهوم نسبی هستند و بندرت بتوان رسانه فراگیری را یافت که مصداق مستقل و بی طرفی باشند. اما شرایط پر چالش امروز کشور در عرصه های داخلی و بین المللی، اهمیت دوچندانی به ‏بررسی کارنامه بی بی سی و چگونگی تعامل نیروهای سیاسی با آن می دهد.  ‏

***

محور این نوشته نقش بی بی سی فارسی در زمینه چینی برکناری آیت الله حسینعلی منتظری از قائم مقامی رهبری در فروردین سال ۱۳۶۸ است؛ نقشی که کمتر مجال گفتگو درباره آن وجود داشته است.[i] زمانی که موضوع منتظری و بی بی سی مطرح می شود، شاید برجسته ترین خاطره تماس تلفنی خبرنگار آن با آیت الله منتظری در آخرین روز حصر ایشان در سال ۱۳۸۱ باشد. مصاحبه ای که با توجه به حجم دروغ پردازی های گسترده صداوسیما درباره پذیرش شرط از سوی منتظری برای رفع حصر و نگاه بلند و پدرانه وی در تعامل با همه رسانه ها و جریان های مختلف، صورت پذیرفت. اما واقعیت این است که بزرگترین نقش بی بی سی فارسی در زندگی سیاسی آیت الله منتظری نه این مصاحبه، بلکه در برکناری آیت الله بود. عزلی که تنها چند هفته پیش از درگذشت آیت الله خمینی یکی از تحولات مهم و پردامنه تاریخ معاصر کشور ما را رقم زد.

اما نقش شیطنت آمیز بی بی سی در برکناری آیت الله منتظری از قائم مقامی رهبری چه بود؟ داستان به همان اوایل سال ۱۳۶۸ باز می گردد، درست در همین روزهایی بهاری فروردین ماه که بیماری سرطان رهبر ایران به مرحله ای حساس وارد شده بود و تنها تعداد انگشت شماری از افراد نزدیک به وی می دانستند که هر لحظه احتمال وخامت حال و مرگ وی وجود دارد.  وضعیت جسمی آیت الله خمینی به گونه ای بود که ارتباطات و ملاقات های وی را نسبت به پیش محدودتر می کرد. از سوی دیگر مدت ها بود که خمینی با موجی از دروغ پردازی های مخالفان منتظری محاصره شده بود که به او می گفتند “لیبرال ها” و عناصر مجاهدین خلق در دفتر آیت الله نفوذ دارند و نزدیکان قائم مقام رهبری با بیگانگان ارتباط پیدا کرده اند.

کسانی که تاریخ روابط دو آیت الله را از سالهای دور پیش از انقلاب می دانند، شهادت می دهند که روابطی بسیار نزدیک و صمیمی میان آنها وجود داشت. معروف است که آیت الله‏ ‏خمینى در ملاقاتى که سران قوا نیز در آن حضور داشتند به ایشان مى‎گوید: ” من مخلص‏ ‏شما هستم “. وی در این ملاقات تعابیر دیگرى از قبیل ” شما برج بلند اسلام‏ ‏هستید ” و ” شما امید همه ما و از رهبران مملکت هستید ” و ” حفظ شما براى‏ ‏همه ما لازم است ” بکار مى‎برد که سید احمد خمینی پس از آن دیدار به شوخی مى‎گوید: ” امام در همه عمر خویش در برابر خدا اینگونه‏ ‏تواضع نکرده بود!”

اما هرچه سرطان آیت الله خمینی پیشرفته تر و انزوای وی بیشتر می شد، تاثیر شایعه پراکنی ها و دروغ ها بر روابط وی با این یار قدیمش افزایش پیدا می کرد.‏ ‏در هفته هاى اواخر سال  ۱۳۶۷  که رهبر وقت انقلاب در بحران روحى و جسمى‏ ‏ناشى از وسعت و پیشرفت سرطان بسر مى‎برد، دروغ پردازی ها سرانجام وی را به موضعگیرى غیر مستقیم علیه جانشینش کشید. خمینی در تاریخ  دوم فروردین ۱۳۶۸ ‏در نامه اى خطاب به مهاجرین جنگ با عراق نوشت:

“غرب و شرق تصمیم گرفته اند به هر وسیله ممکن اسلام را نابود کنند… ‏ ‏و اگر هیچ کدام از اینها نشد ایادى خود فروخته خود از منافقین و لیبرالها‏ ‏و بى دینها را که کشتن روحانیون و افراد بى گناه برایشان چون آب خوردن است‏ ‏در منازل و مراکز و ادارات نفوذ مى‎دهند که شاید به مقاصد شوم خود برسند و‏ ‏نفوذیها بارها اعلام کرده اند که حرف خود را از دهان ساده اندیشان موجه مى‏ ‏زنند.من بارها اعلام کرده ام که با هیچ کس در هر مرتبه اى که باشد عقد اخوت‏ ‏نبسته ام…. ما باید مدافع افرادى‏ ‏باشیم که منافقین سرهاشان را در مقابل زنان و فرزندانشان در سر سفره افطار‏ ‏گوش تا گوش بریدند. ما باید دشمن سرسخت کسانى باشیم که پرونده هاى همکارى‏ ‏آنان با آمریکا از لانه جاسوسى بیرون آمد. ما باید تمام عشقمان به خدا باشد‏ ‏نه تاریخ ، کسانى که از منافقین و لیبرالها دفاع مى‎کنند پیش ملت عزیز و‏ ‏شهید داده ما راهى ندارند  “.
با توجه به اینکه به نظر می رسید مخاطب این سخنان آیت الله منتظری باشد، دو روز بعد، ‏در تاریخ چهارم فروردین ۱۳۶۸، وی نامه اى به رهبر انقلاب نوشته و تاکید می کند:

“در مورد منابع اطلاعاتى اینجانب نیز به عرض مى‎رسانم : یکى از مهمترین‏ ‏منابع، بسیارى از مسئولین ارگانهاى انقلابى و دولتى است که دائما مشکلات ارگانهاى‏ ‏خود و راه حلها را مستقیما با من مطرح مى‎کنند و براى حل آنها از من استمداد‏ ‏مى‎جویند، و دیگرى بولتنهاى محرمانه کشور است… بعلاوه مراجعات متفرقه مردم و ائمه‏ ‏جمعه… اینجانب تا حال معتقد بوده ام که تذکرات و انتقادات من نه فقط موجب تضعیف‏ ‏نظام نمى شود بلکه از این نظر که اکثریت مردم را امیدوار ساخته و مسئولین‏ ‏را نیز درصدد رفع نواقص و توجه بیشتر به مسائل مى‎سازد، موجب تقویت انقلاب‏ ‏و نظام هم مى‎باشد. مع ذلک اگر حضرتعالى تشخیص مى‎دهید که این شیوه به مصلحت‏ ‏نیست و موجب تضعیف نظام و انقلاب مى‎باشد اینجانب شرعا نظر حضرتعالى را بر‏ ‏نظر خود مقدم مى‎دانم و هیچ گاه غیر از خیر اسلام و انقلاب را در نظر نداشته‏ ‏ام”.‏

‏این ‏نامه به تاریخ چهارم فروردین پیش از عزل نوشته و ارسال می شود. طبیعی است که تصور می شد در پاسخ به این نامه دوستانه، آیت الله خمینی پاسخی مشوقانه یا حداقل متناسب با آن بدهد. اما عکس آن اتفاق افتاد که عملا عزل آیت الله منتظری را رقم زد.

در تاریخ ششم فروردین‏ ‏ناگهان نامه بسیار تندی، که ظاهرا دست خط آیت الله خمینى بود، خطاب به جانشینش نوشته می شود که آیت الله منتظرى را با عبارت های بی سابقه ای متهم به جفا و خروج از عدالت می کرد، از جمله اینکه: “شما اسرار نظام را به استکبار داده اید” و “شما سهم مبارک امام را به حلقوم منافقین ریختید”.
‏‏به گفته کسانى که در آن روز با آیت الله خمینی دیدار داشته اند، از جمله آقایان مهندس میرحسین موسوی، هاشمی رفسنجانی، خامنه ای و موسوی اردبیلی و همینطور برخى از‏ ‏اعضاى آن زمان هیات رئیسه خبرگان، وی بشدت خشمگین و عصبانی بوده است. از روی شواهد می توان گفت که این خشم و عصبانیت زمینه نگارش نامه تند موسوم به ۶/۱ آیت الله خمینی بود.

نکته شگفت انگیز اینجا بود که نامه تند ششم فروردین ‏نمى توانست پاسخ نامه صمیمانه دو روز قبل منتظرى ‏باشد. نزدیکان آیت الله در قم می گویند بدون تردید در فاصله چهارم تا ششم فروردین مساله ای باید رخ داده باشد که هم نامه دوستانه  آیت الله‏ ‏منتظرى را بی اثر کرده باشد و هم اینکه موجب خشم شدید آیت الله خمینی شود. اما آن واقعه چه بود؟
خبر بی بی سی در روز سرنوشت ساز  

جریانى از مدتها پیش برای برکناری منتظری تلاش و برنامه ریزى کرده و گام به گام پیش می رفت تا ضربه نهایی را برای عزل قائم مقام رهبری وارد کند. درست در اوج روزهاى بحرانى و وخامت حال خمینی که باید این پروژه به مرحله عمل می رسید، نامه صمیمانه چهارم‏ ‏فروردین منتظرى ارسال می شود. این نامه و لحن آن همه این برنامه ریزی ها را به هم می زند.
جریان مخالفان منتظری که به خوبی از پیشرفت سرطان خمینی آگاه بوده و می دانست زمانی برای از دست دادن ندارد، باید دست به کاری می زد. چراکه به زیر کشیدن شخصیتی چون منتظرى، فقط می توانست  به دست خود امام انجام شود و در صورت مرگ وی شانسی برای اجرا نمی یافت. در همین بزنگاه، رادیویی بی بی سی فارسی نقشی اساسی ایفا می کند.

‏‏در فاصله روزهای سرنوشت ساز چهارم تا ششم فروردین، یعنى پنجم فروردین ماه، اخبار شامگاهى بی بی سی متن نامه ای را از آیت الله منتظری که ماه ها پیش درباره اعدام زندانیان و اعضای مجاهدین خلق به رهبر انقلاب نوشته شده بود، پخش می کند که بشدت اعضای بیت آیت الله منتظری را شوکه کرد.[ii] از یک سو این نامه محرمانه بود و از سوی دیگر زمان نگارش و ارسال آن به هفت ماه پیش از این تاریخ باز می گشت. دقیقا مشخص نیست که ارسال و پخش این نامه در رادیوی بی بی سی چگونه صورت می گیرد. اما این نکته روشن است که این کار تاثیر مهمی بر نگارش نامه شش فروردین آیت الله خمینی و برکناری منتظری داشت. نباید از یاد برد که مشهور بود که ایت الله خمینی به اخبار رادیو لندن گوش می دهد.
‏پخش نامه مربوط به اعدام ها از لندن با این چاشنی که محتوای آن از بیت آیت الله منتظرى به بیرون درز داده شده و در اختیار رادیویی بیگانه قرار گرفته است، تایید این دروغ پردازی ها بود که ” لیبرالها و منافقین ” در بیت قائم مقام رهبری نفوذ کرده اند. به علاوه، انتشار آن، آیت الله منتظرى را فردی دروغگو و دو رو نزد آیت الله خمینی جلوه می داد؛ که می خواسته در نامه دوستانه اش در تاریخ چهارم فروردین حقایق مربوط به دفترش را کتمان کرده و او را فریب دهد.

تاثیر پخش محتوای نامه اعدام ها از رادیو لندن در نامه تند مشهور به “شش یک” آیت الله خمینی کاملا آشکار است. به گونه ای که آیت الله خمینی مبناى عدم عدالت و صلاحیت منتظرى را اینگونه متذکر می شود که شما اسرار‏ ‏نظام را به استکبار داده اید که در واقع اشاره است به انتشار نامه خصوصى آیت الله منتظرى‏ ‏به امام درباره اعدامها از رادیو بى بى سى یک روز پیش از آن (پنجم فروردین). به این ترتیب طرح برکناری آیت الله منتظری با توطئه بی بی سی درست در آخرین روزهای عمر آیت الله خمینی عملی  شده و فردای آن روز منتظری با نگارش نامه هفتم فروردین خطاب به خمینی کنار می رود.

 

رادیو لندن به دنبال گسترش اختلاف میان منتظری و خمینی

شاید برخی از مخاطبان این نوشته بگویند که بی بی سی فارسی تنها نقش خبررسانی خود را ایفا کرده است و بدون اینکه در پشت پرده برنامه ریزی برای عزل آیت الله باشد، بطور اتفاقی محتوای این نامه را در آن روز پخش می کند. اما نگاهی به سیر تلاش رادیو لندن برای ایجاد اختلاف میان آیت الله خمینی و منتظری نشان می دهد که بی بی سی بطور حساب شده، بخشی از بازی عزل قائم مقام رهبری بوده است. نقش شیطنت آمیز بی بی سی که در ادامه برخی از ابعاد آن بازگو می شود، چنان بود که به برخورد آیت الله سید هادی هاشمی، رییس دفتر آیت الله منتظری با نماینده این رسانه می انجامد.

در همان روزها که در محافل سیاسی کشور جنجالی درباره درز کردن نامه مربوط به اعدام ها به راه افتاده بود، سید هادی هاشمی از سوی برخی جریان ها متهم می شود که این نامه محرمانه را برای ضربه زدن به رهبری به رادیو لندن داده است. حتی کسانی مدعی شده بودند که “خودم شنیدم که ‏سید هادى هاشمى گفت … که من این نامه را به بى بى سى فرستاده ام”. این درحالیست که اطرافیان آیت الله منتظری می گویند که ‏ ‏اگر قرار بود آنها این چنین نامه هایی را از دفتر قائم مقام رهبری به بیگانگان بدهند، قاعدتا مى‎بایست نامه هاى به مراتب مهمتر از آن به مانند‏ ‏قسمتى از نامه  ۱۷ مهر ۱۳۶۵  آیت الله منتظرى را به خارج درز می دادند.[iii]

ارتباط با رادیو لندن در حالی به سید هادی هاشمی نسبت داده می شد که وی چندی قبل نماینده بى بى سى در ایران را محترمانه از دفتر آیت الله منتظری بیرون انداخته بود. ‏در اوایل بهمن سال ۱۳۶۷، نماینده بى بى سى فارسی در تهران به نام نوذرى به قم رفته و ‏به دفتر منتظرى مراجعه می کند. وی می گوید که به مناسبت سالگرد‏ ‏انقلاب اسلامی می خواهد با شخصیتهاى نظام، از جمله قائم مقام رهبری، مصاحبه کند. اصرار وی برای مصاحبه در حالی بود که بنا به گفته اعضای دفتر، آیت الله منتظری از نحوه انعکاس اخبار رادیو لندن و تلاش آن برای ایجاد تضاد با خمینی شدیدا ناخرسند بود.

به دنبال مراجعه مکرر وی برای گرفتن مصاحبه با قائم مقام رهبری، سید هادی هاشمی به نماینده بى بى سى مى‎گوید: ‏ ‏”این چه خطى است که بى بى سى دو سه سال است براى اختلاف بین امام و آیت‏ ‏الله منتظرى تعقیب مى‎کند؟ ” نماینده بى بى سى پاسخ مى‎دهد: ” بى بى سى اختلافى‏ ‏را تعقیب نمى کند و چون آزاد است هر خبرى که واصل شود آن را پخش مى‎کند “. ‏ولى سید هادی هاشمى می گوید که واقعیت غیر از این بوده و بى بى سى خط ایجاد تضاد میان منتظری و رهبر انقلاب ‏را دنبال مى‎کند.
‏نماینده بى بى سى سپس موضوع دیگری را درخواست می کند که باعث شگفتی سید هادی هاشمی می شود. وی می گوید: ” حاج آقا مى‎خواستم نسخه اى از نامه‏ ‏آیت الله منتظرى به امام را در اعتراض به اعدامها به من بدهید “. آیت الله هاشمى‏ درباره وجود چنین نامه ای تجاهل کرده و مى‎گوید: ” کدام نامه ، همچین نامه اى در کار نبوده‏ ‏است “. نماینده رادیو لندن جواب می دهد: ” من نسخه اى از آن را دیده ام “.

آقاى هاشمى‏ ‏می گوید: اگر دیده اید براى ما هم بگویید تا با خبر شویم . نماینده بی بی سی هم ‏محتواى نامه را بیان مى‎کند که شگفتی رییس دفتر آیت الله منتظری را دو چندان می کند.

سید هادی هاشمی مى‎پرسد: ” شما آن را در‏ ‏کجا دیده اید؟ ” آن شخص پاسخ داده که نامه را از یکى از دوستانم در شوراى‏ ‏عالى قضایى گرفته و خوانده ام و مجددا اصرار می کند که نسخه اى از نامه را از شخص سید هادی هاشمى‏ ‏دریافت کند.

هاشمى می گوید : ” کسى حق نداشته نامه را به شما بدهد‏ ‏و ما هم نمى دهیم ” و پس از آن به قصد خروج از اتاق خود و جدا شدن از نماینده‏ ‏بى بى سى برمى خیزد که وى تا بیرون دفتر همراه وی آمده‏ ‏و برگرفتن نامه اصرار مى‎کند ولى سودى نمى برد.

پس از این برخورد، رییس دفتر آیت الله که جریانی توطئه آمیز را در شرف تکوین می بیند، با اداره‏ ‏کل مطبوعات خارجى وزارت ارشاد تماس می گیرد و می پرسد: ” آیا نمایندگان خبرگزاریها‏ ‏حق سفر و دیدار با اشخاص را در داخل کشور دارند؟ ” مدیر کل اداره مطبوعات خارجى‏ در پاسخ می گوید: ” مجاز هستند ولى براى هر دیدار و مصاحبه اى باید قبلا این اداره‏ ‏را آگاه کنند و اجازه بگیرند. ”

هاشمى دوباره می پرسد: ” آیا نماینده بى‏ ‏بى سى با اطلاع شما به دفتر آیت الله منتظرى در قم آمده است ؟ ” به وی جواب داده می شود که نماینده رادیو لندن بدون اطلاع وزارت ارشاد آمده و تخلف کرده است.

اعضای دفتر آیت الله منتظری بر این باور هستند که سفر نماینده بی بی سی فارسی به قم و  آمدن وی به دفتر قائم مقام رهبری با هماهنگی دست هایی در وزارت اطلاعات انجام شده بود؛ وزارتی که وزیر وقت آن، محمدی ری شهری، نقش تعیین کننده در پرونده سازی علیه بیت و اطرافیان منتظری و تخریب وی در ذهن رهبر انقلاب داشت.[iv]

پس از آن برخورد در دفتر آیت الله، تماس های مکرر نماینده بی بی سی فارسی و اصرار برای گرفتن مصاحبه با قائم مقام رهبری یا دریافت نامه های وی ادامه پیدا می کند تا آنجا که سید هادی هاشمى ناگزیر می شود به تلفنخانه دفتر ابلاغ کند که هر بار بی بی سی تماس گرفت در‏ ‏جواب بگویید که وى حضور ندارد.

‏ پس از رویدادهای برق آسای فروردین ماه ۱۳۶۸، برخی ابعاد هدف ماموریت نماینده رادیو لندن در قم روشنتر شد. با توجه‏ ‏به اینکه مقدمات برای برکناری آیت الله منتظرى مدتها در حال چیده شدن بود، می توان گفت که نماینده بی بی سی می خواسته است با انجام مصاحبه با آیت الله منتظرى یا گرفتن آن نامه از دست رییس دفتر وی و پخش آن از رادیو لندن، مهر تاییدی بر دروغ پردازی ها درباره دفتر قائم مقام رهبری بزند. این اتفاق می توانست تایید سخنان کسانی باشد که مرتب به آیت الله خمینی می گفتند عناصر نفوذی در بیت قائم مقامش با خارج از کشور ارتباط دارند و پخش مصاحبه و دریافت نامه از رییس دفتر او شاهد این ادعاست.

بنا به گفته آیت الله سید هادی هاشمی، وی در دیداری که پس از برکناری قائم مقام رهبری با سید احمد خمینی داشته است موضوع آمدن نماینده بی بی سی را مطرح کرده و خواستار پیگیری آن می شود که بعد هم مشخص نمی شود که اساسا کسی دنبال آن را گرفت یا خیر.

این نوشته به معنای آن نیست که برکناری آیت الله منتظری از قائم مقامی رهبری در آنسوی مرزها، در لندن یا واشنگتن، برنامه ریزی شده بود. زمینه اصلی عزل در داخل کشور شکل گرفت، اما بی بی سی در لحظه ای سرنوشت ساز نقشی اساسی در آن ایفا کرد. شاید در آینده ابعاد بیشتری از این ماجرا روشن شده یا افرادی در این مجموعه از روی شرافت، بخشی از اسرار پشت پرده را علنی کنند. کما اینکه این رسانه  نهایتا پس از سالها سکوت، با ساخت یک مستند، به نقش خود در کودتای ۲۸ مرداد اعتراف کرد و از این حقیقت پرده بر داشت که کارکنان بی بی سی فارسی به سیاستهای این شبکه در مورد دولت مصدق معترض بوده و حتی دست به اعتصاب زده بودند. آیا بی بی سی که از شفاف سازی سخن می گوید، درباره روند تصمیم گیری و انتشار نابهنگام متن نامه پنجم فروردین توضیح داده و نقش خود در برکناری آیت الله منتظری روشن خواهد کرد؟

پاسخ به این سوال به بی بی سی فارسی باز می گردد، اما بازگو کردن ماجرای بخش شامگاهی پنج فروردین لندن از این جهت اهمیت دارد که به مانند روزهای آخر عمر آیت الله خمینی، ایران باردیگر در وضعیتی پر تلاطم به سر می برد. این درحالیست که سویه افکار عمومی مردم به شکل خطرناکی متوجه رسانه های خارجی است. برکناری آیت الله منتظری، نه اولین و نه آخرین بزنگاه تاریخ ایران است که بی بی سی فارسی در آن نقشی ضد ملی ایفا می کند. ۲۴ مرداد و ۵ فروردین های بعدی کی خواهد رسید و آن روز ما کجا خواهیم بود

[i]  محورهای اساسی این نوشته و نقل قول های آن، بر اساس مطالبی است که در تارنمای آیت الله منتظری و خاطرات ایشان منتشر شده است.

[ii]  نامه آیت الله منتظری در مورد کشتار مجاهدین خلق در ۹ مرداد تابستان سال ۱۳۶۷ نوشته شده و به شکل کاملا محرمانه برای آیت الله خمینی و سران سه قوه ارسال می شود.

[iii]  در این نامه بسیار صریح که در تاریخ ۱۷ مهر ۱۳۶۵ نوشته شد، آیت الله منتظری خطاب به امام خمینی می نویسد: آیا می دانید در زندانهای جمهوری اسلامی به نام اسلام جنایاتی شده که هرگز نظیر آن در رژیم منحوس شاه نشده است؟! آیا میدانید عده زیادی زیر شکنجه بازجوها مردند؟… قطعا به حضرتعالی خواهند گفت اینها دروغ است و فلانی ساده اندیش.

[iv] در رابطه با تلاش های محمد محمدی ری شهری، وزیر وقت اطلاعات برای خراب کردن ذهن آیت الله خمینی مناسب است که خاطره ای نقل شود که به فهم کلیت بحث این نوشته در خصوص تخریب سیتماتیک ذهن وی درباره جانشینش کمک می کند. همسر شهید مطهری یکبار به خانواده آیت الله  منتظری از قول همسر آیت الله خمینی چنین می گوید: هربار ری شهری پیش آقای خمینی می آید، یکباره حال وی دگرگون می شود. قبل از ملاقات، با ما می گوید و می خندد. اما وقتی که ری شهری می آید و می رود، آقای خمینی از این رو به آن رو شده و آثار ناراحتی شدید در چهره او نمایان است.