رئیس پژوهشکده مهدویت در لندن :انتظار واقعی در رفتار و زندگی افراد تجلی پیدا می کند

کانون نواندیشی دینی مدارا _ رئیس پژوهشکده مهدویت در لندن معتقد است :وجوه افتراق میان اسلام واقعی و وهابیت آن قدر زیاد است که در این مجال نمی گنجد اما آنچه در اینجا می توان مطرح کرد این است که میوه وهابیت ناامیدی و حکم رانی انسان است در حالی که میوه اسلام و اعتقاد به مهدویت امید و حکم رانی خداوند است. لذا می توان با سلاح امید به جنگ وهابیت رفت و آینده ای که با ظهور منجی تحقق پیدا خواهد کرد را زودتر بنا نهاد.

 

در ادامه متن گفت وگوی شفقنا با حجت الاسلام سید سعید جلیلی بنیانگذار و رئیس پژوهشکده مهدویت در لندن را می خوانید:

*از نظر شما منتظر بودن به هر منجی که در ادیان مختلف آمده، چه قدر می‌تواند امید به آینده را در انسان تقویت کند و باعث رونق اخلاقی و اقتصادی در جامعه شود؟

یکی از وجوه افتراق جامعه اسلامی با سایر جوامع در حال حاضر اعتقاد به مهدویت و اعتقاد به این امر است که منجی عالم روزی جهان را پر از عدل و داد خواهد کرد؛ اما در بیشتر جوامع اسلامی این امر به فراموشی سپرده شده است، اعتقاد به مهدویت می تواند به عنوان ظرفیت و انگیزه ای برای تلاش و کوشش جوامع اسلامی مورد استفاده قرار گیرد و افراد جامعه می توانند با همسو کردن افعال و اعمال خود برای تعجیل در ظهور جامعه را به رشد و تعالی در عرصه اخلاقی، دینی و علمی برسانند. اینکه بیان می شود با اعتقاد به مهدویت جامعه می تواند به لحاظ علمی رشد کند مبتنی بر این امر است که در مکتب انتظار فرد باید خود را برای ظهور آماده کند و این آمادگی از این جهت است که در عرصه فردی باید عنصر مفیدی باشد و همواره در حال تلاش و کوشش باشد و خود را برای روزی که بتواند به امام مهدی کمک کند آماده کند در عرصه اجتماعی هم فرد باید همه تلاش خود را برای اعتلای جامعه منتظر انجام دهد و باید سایر افراد جامعه را یاری کند تا همه با هم زمینه را برای ظهور منجی آماده کنند.

از سوی دیگر روحیه امیدواری که اعتقاد به مهدویت در جامعه ایجاد می کند خیلی مهم است و همین روحیه امیدواری نسبت به آینده مسئله ای بسیار مهم است که مسلمانان می توانند از آن به عنوان انگیزه قوی برای حل مشکلات خود بهره ببرند.

*در میان هر دینی و هر امتی به زبان هر پیامبری، سخن از موعود رفته است؛ سوشیانتِ دین زرتشت ، بودای پنجمِ بودائیان، مسیحِ عیسویان و مهدیِ مسلمانان؛ وجه اشتراک منجی‌ها در ادیان چیست؟

تمام ادیان ابراهیمی به تعبیر بهتر ادیان الهی اعتقاد دارند که منجی عالم روزی خواهد آمد و مشکلاتی که بر اساس ازدیاد نسل بشر و تزاحم خواسته ها و زندگی جهانی پیدا شده است را برطرف خواهد کرد، سایر ایدئولوژی ها همچون زرتشت نیز متاثر از ادیان ابراهیمی هستند و متاثر از این ادیان آنها هم اعتقاد به ظهور منجی دارند که بدی ها را از بین می برد و خوبی ها را جایگزین آن می کند. نکته مشترک تمام ادیان اعتقاد به منجی است و به تعبیر من همان حبل المتینی است که در قرآن به آن اشاره شده است در واقع می توان گفت این اعتقاد به منجی می تواند وجه اشتراک همه ادیان و عامل پیوند آنها به یکدیگر باشد، لذا می توان گفت اگر سایر ادیان در خصوص قران توافقی با ما مسلمانان ندارند. در بحث وجود منجی عالم با هم اشتراک داریم و همین امر می تواند باعث ایجاد وفاق و نزدیکی بین ادیان مختلف شود و اختلافات بین الادیانی را کاهش دهد.

*منجی گرایی در اسلام و مسیحیت چه وجه اشتراکاتی دارند؟

وجه اشتراک اسلام و مسیحیت این است که هر دو دین بر این اعتقاد هستند که فردی خواهد آمد و جهان را پر از عدل و داد خواهد کرد و بی عدالتی و ظلم را در جهان از بین خواهد برد و همچنین هر دو دین بر این اعتقاد هستند که این منجی کل بشریت را نجات خواهد داد در مصادیق اختلافاتی بین اسلام و مسیحیت وجود دارد ضمن اینکه اسلام بر این عقیده است که حضرت مسیح در رکاب امام زمان خواهد بود و همراه ایشان خواهد بود.

*در عصر امروزه درمان های متنوعی غیر از درمان های دارویی (از جمله خنده درمانی، رنگ درمانی، موسیقی درمانی و…) وجود دارد. آیا منجی درمانی یعنی انتظار فرد موعود را کشیدن، می‌تواند به عنوان درمان معنوی به کار گرفته شود؟ چگونه؟

در این زمینه دو بحث مطرح است اجازه دهید با یک مثال توضیح دهم کسی بچه خود را از دست داده و از نظر روانی توانایی پذیرش این مسئله را ندارد و از زندگی ناامید شده است برای این فرد ممکن است به او گفته شود که فرزند او زنده و در جای دیگری است شاید این امر در ابتدا تسلای فرد باشد اما واقعیت تغییر نمی کند چرا که فرزند او مرده است و بالاخره باید این امر را بپذیرد و با آن کنار بیاید اما اگر بداند که فرزند او در بهشت جای دارد و او او هم بعد از مرگ به او ملحق خواهد شد راحت تر می تواند با این قضیه کنار بیاید حال در زمینه منجی درمانی هم دو بحث وجود دارد بحث اول این است که فرد منتظر در زندگی خود امید دارد و این امید می تواند روشن کننده زندگی او در واقع انگیزه او برای مقابله با مشکلات زندگی و گرفتاری ها باشد و این امید را داشته باشد که روزی مشکلات برطرف خواهد شد که این امر از منظر روان شناختی بسیار نافع است و فردی با نگاه مثبت و پر امید به دنیا قطعا در زندگی فردی و اجتماعی خود موفق تر خواهد شد. بحث دیگر در این زمینه این است که وجود مقدس امام زمان به کسانی که منتظر ایشان هستند و برای ظهور ایشان تلاش می کنند و به یاد ایشان هستند نظر لطف دارند و آنها را مورد عنایات خود قرار می دهند که این امر هم خیلی مهم است و می تواند اثرات مثبتی بر زندگی فرد داشته باشد.

لذا می توان گفت خود انتظار شفادهنده است و انتظار واقعی که در رفتار و زندگی افراد تجلی پیدا می کند می تواند سبک زندگی فرد را تغییر دهد و افرادی مفید به جامعه تحویل دهد که تلاش می کنند زمینه ساز ظهور عدالت در جامعه باشند.

*نقش انتظار در زمینه مقابل با داعش و تکفیری‌ها و فسادهای دیگر چیست؟

گروه های تکفیری و داعش دارای ریشه مشترکی هستند و ریشه این گروه ها همان وهابیت است فرق وهابیت با ادیان ابراهیمی این است که وهابیت گرایشی انسان ساز است و این گرایش اعتقادی به ظهور منجی ندارد و از اسلام به جز الله اکبری که تنها بر زبان پیروان آنها جاری است چیز دیگری نمی دانند. اسلام و اموزه های آن هیچ سنخیتی با این گرایش انسان ساز ندارد اما همین گرایش امروزه تبدیل به مشکلی برای کشورهای مسلمان شده است. در اسلام تاکید شده است که کشتن پیروان سایر ادیان حرمت دارد و حتی شرایط زندگی آنها در جامعه اسلامی هم بیان شده است. اما وهابیت با پیروان سایر ادیان و حتی با مسلمانان با خشونت رفتار می کند و عدم اعتقاد به منجی در میان پیروان این گرایش انسان ساز باعث شده است که فرد ملاک رفتار قرار گیرد و به راحتی درباره زندگی و مرگ انسان دیگر تصمیم بگیرد و فردی که هوای نفس بر او غلبه کرده انسانی را که متفاوت از او می اندیشد نمی پذیرد و تلاش می کند او را از بین ببرد. مسلمانان باید از اعتقاد به منجی به عنوان عاملی برای وحدت بهره ببرند و مانع از سیاه نمایی این گرایش بشر ساخته شوند. وجوه افتراق میان اسلام واقعی و وهابیت آن قدر زیاد است که در این مجال نمی گنجد اما آنچه در اینجا می توان مطرح کرد این است که میوه وهابیت ناامیدی و حکم رانی انسان است در حالی که میوه اسلام و اعتقاد به مهدویت امید و حکم رانی خداوند است. لذا می توان با سلاح امید به جنگ وهابیت رفت و آینده ای که با ظهور منجی تحقق پیدا خواهد کرد را زودتر بنا نهاد.

*نظرتان درباره هریک از کلمات زیر چیست؟ ( دریک جمله بیان فرمایید)

اسلام: راه روشن

مسیحیت: دین ابراهیمی

محمد (ص): آخرین نبی الهی

حضرت مسیح: ایشان هم برادر پیامبر ما هستند.

جایگاه ادیان در جوامع تکنولوژیک صنعتی امروز: خیلی عالی است. واقعا دارند پیشرفت می کنند من در آن جا بودم می بینم در یهودی ها و مسیحی و هم چنین در مسلمان ها یک انگیزه ی جدید ایجاد شده، دارند تفکر می کنند و در مرحله ی بعدی ما می بینیم به هم نزدیک می شوند که در نهایت توسعه ی اسلام به این سرعت در انگلستان و آمریکا و کشورهای غربی خیلی چشم گیر است و جای امیدواری است.