نخستین تلاش‌های شیعی در تفسیر کتاب مقدس: مصباح الظلمات فی تفسیر التورات/حیدر عیوضی

کانون نواندیشی دینی مدارا _خاستگاه مشترک ادیان ابراهیمی، ضرورت شناخت متون مقدس را برای پیروان سه دین یهودیت، مسیحیت و اسلام ایجاب می‌کند. اما شناخت واقعی نیازمند پیش‌نیازهای متعددی است که مهمترین آن دانش زبان اصلی این متون می‌باشد. مؤلف رساله مصباح الظلمات فی تفسیر التورات در حدود ۲۰۰ سال قبل با استفاده از متون درجه اول یهودی مانند تلمود، عین یعقوب و … به معرفی تورات پرداخته است. طبق تصریح نویسنده، این رساله تنها درآمدی بر تفسیر مفصل او بر تورات بوده، اما ظاهرا موفق به نگارش آن نشده و یا به دست ما نرسیده است. به رغم اینکه عتباتی در تألیف خود مبتکر بوده و رساله حاضر متضمن نوآوری‌های خوبی در مطالعات تطبیقی می‌باشد، با همه این توصیف‌ها رویکرد وی کاملاً انتقادی است و این اثر نیز جزء میراث ادبیات ردیّه‌نویسی به شمار می‌رود.

کتابی که مسلمانان به عنوان تورات می‌شناسند، نزد یهودیان «تَنَخ/תנך» نام دارد. واژه تَنخ برگرفته از سه حرف نخستین تورا /תורה ، نویِّیم/ נביאים و کتوبیم/ כתובים است(حرف כ در ابتدا و وسط کلمه ک و در انتها خ/ ך تلفظ می‌شود)، هر یک متضمن شماری کتاب‌اند که در مجموع ۳۹ عدد می‌باشند: الف) توراه مشتمل بر پنج سِفر حضرت موسی. ب) نویِّیم همان کتاب‌های انبیا. ج) کتوبیم یا نوشته‌ها، مجموعه‌ای متنوع با موضوعاتی مانند نیایش‌های شاعرانه، داستان‌ها، عبارات حکیمانه و سروده‌ها که بیانگر فرهنگ، تاریخ و ادبیات یهودیت باستان هستند. گاهی تورا/ تورات گفته می‌شود و مقصود کلّ تنخ است و گاهی تنها به اسفار خمسه اشاره دارد. در سراسر مقاله حاضر به تبعیت از رساله مصباح الظلمات فی تفسیر التورات، منظور از تورات همان توراه، یعنی اسفار خمسه موسی است.

مؤلف رساله
زین‌العابدین بن محمد عتباتی عالم شیعی زنده در نیمه اول قرن ۱۳ هجری قمری در عراق، مؤلف رساله مصباح الظلمات فی تفسیر التورات می‌باشد. «عتباتی» لقبی است که ما بر اساس مقدمه رساله (برگ ۴) به او داده‌ایم:
«چنین گوید بنده حقیر فقیر و کمترین مسکین مستکین ابن ملّا میرزا محمد، زین‌العابدین عتباتی المسکن و المدفن انشاء الله تع. بنوک خامه شبرنگ بلبل فصاحت … .»
کلمه عتبات جمع عَتَبَه در لغت بمعنی آستانه[۱]، به مزار امامان شیعه در عراق گفته می‌شود که شامل شهرهای نجف، کربلا، سامرا و کاظمین می‌باشد؛ روشن نیست که وی در کدامیک از این شهر‌ها می‌زیسته. دانشنامه‌های بزرگ در شرح حال عالمان شیعه مانند اعیان الشیعه، طبقات اعلام الشیعه و … نامی از ایشان نبرده‌اند، حتی در الذریعه نیز اشاره‌ای به این رساله نشده است. بر اساس یاداشت تملک در برگ نخست، احتمال می‌رود که کتابت آن در کاظمین بوده، چه اینکه تاریخ تملّک و کتابت یکی است یعنی سال ۱۲۶۳ق.؛ و این البته حدود ۴۰ سال پس از تاریخ تألیف یعنی ۱۲۲۶ق. می‌باشد. تنها منبع فعلی ما از حیات مادی و معنوی مؤلف همین رساله است که در کتابخانه گلپایگانی قم نگهداری می‌شود. نویسنده با شعر و ادبیات نیز مأنوس بوده و خود نیز دستی در سرودن شعر داشته است.

جایگاه علمی نویسنده و رساله
طبق مقدمه رساله مؤلف ما از عنفوان جوانی علاوه بر اکتساب علوم دینی، در شناخت ادیان و مذاهب دیگر، علوم غریبه و نیز زبان عبری مجدّ بوده است. هر چند رساله حاضر نسخه به خط مؤلف نیست، چه اینکه برخی حذفیات و ثبت مغلوط واژگان عبری در آن رخ داده (نک. ادامه)، با این وجود متن رساله نشان از دانش گسترده نویسنده آن در تورات عبری، تفسیر راشی، کتاب عین یعقوب (خلاصه تلمود به عبری) دارد.
عتباتی ارادت خاصی نسبت به اهل بیت داشته و از اینرو در مطلب یازدهم رساله که به پیشگویی‌های تورات راجع به نبوت پیامبر اسلام است، تلاش کرده مؤیداتی از تورات بر ولایت امامان شیعه بیابد.

استادان و شاگردان
تا کنون هیچ اطلاعی از استادان و شاگردان مؤلف در دست نداریم و در خود رساله نیز توضیحی در این باب نیامده است. از آنجایی که ایشان به علوم دینی اشتغال داشته (در صفحه نخست برگ ۱۱)، می‌توان احتمال داد که محضر عالمان بزرگ عراق آن عصر همچون شیخ جعفر کاشف الغطاء (۱۲۲۸ق.) را درک کرده باشد. اما به هر حال این موضوع برای ما مبهم است.
آثار نویسنده
رساله مصباح الظلمات فی تفسیر التورات تنها اثر شناخته شده این نویسنده می‌باشد. البته رساله حاضر تنها مقدمه‌ای بر تفسیر تورات بوده و طبق توضیحات پایانی رساله، نویسنده در اینجا قصد داشته تنها ۱۲ مطلب در باب آشنایی با تورات را بگوید، و این در واقع درآمدی بر تألیف تفسیر تورات وی بوده است. مؤلف در موارد متعددی در نسخه موجود نیز وعده تشریح برخی از موضوعات را در آینده داده است. در انتهای رساله، برگ ۵۹ آمده:
«تمام شد دوازده مطلب با پنج سفر و پنجاه و چهار پاراشات[۲] کتاب تورات و اکنون وقت آن شد که کمیت خوش خرام قلم بر صفحه میادین اوراق جولان داده بذکر نگارش آن پردازد، مأمول این مذنب شرمسار از عنایت حضرت آفریدگار آنکه بدرقه توفیق را هم عنان این مسافر زنگبار روم گرداند، تا آنکه شروع کنم در مقصود، متوکلاً علی الله المعبود، فإنّه خیر شاهد و مشهود، سنه ۱۲۲۶.»
اگر عتباتی موفق به نگارش تفسیر شده، و نیز اگر آن نسخه از بین نرفته باشد، نگارنده به رغم تلاش‌های بسیار هنوز به آن دست نیافتم.

مصباح الظلمات فی تفسیر التورات
مشخصات ظاهری نسخه
عنوان: مصباح الظلمات فی تفسیر التوارت
مؤلف: زین العابدین بن میرزا محمد عتباتی (ق. ۱۳)
زبان: فارسی/ محل تألیف: عراق
نسخه‌های موجود: دو نسخه، یکی کامل و دیگری ناقص هر دو در کتابخانه آیت الله گلپایگانی قم[۳]
تاریخ تألیف: ۱۲۲۶ق./ تاریخ کتابت: ۱۲۶۳ق./ موضوع: مقدمه‌ای بر تفسیر تورات
به درخواست: میرزا عیسی قائم مقام*
* میرزا عیسی ملقب به سید الوزاء[۴]، پدر قائم مقام فراهانی مشهور از مردان نیک و دوراندیش عصر خود بوده است، همو در اثبات نبوت خاصه و جوابیّه بر مبلغان مسیحی رساله دارد که در انتهای مقاله خواهد آمد.
مهدیّ الیه: فتحعلی شاه قاجار و فرزندش عباس میرزا
کاتب:‌ حسین بن محمدمحسن الإصفهانی
تملک: در برگ اول یاداشت تملک محمد بن حاج عبدالرحیم قزوینی به تاریخ ۱۲۶۳ق. در کاظمین و مهر مربع «یا محمد» و مهر بیضوی «علی نقی بن محمد» دیده می‌شود. ۵۸ برگ، ۱۴ سطر،  ۱۵× ۲۰س.[۵]
شماره نسخه در فهرست: ۱۳۷۰۲۰ ؛ شماره نسخه در قفسه: ۴۰۲۶ـ ۱۴۶ / ۲۰
آغاز: الحمدلله الذی یدرک الأبصار ولا تدرکه و کان منها خفیا … اما بعد چنین گوید حقیر فقیر و کمترین مسکین …
انجام: مأمول این مذنب شرمسار از عنایت حضرت آفریدگار … تا آنکه شروع کنم در مقصود، متوکلاً علی الله المعبود، فإنه خیر شاهد و مشهود، سنه ۱۲۲۶، کاتب الحروف حسین بن محمدمحسن الإصفهانی سنه ۱۲۶۳، التماس دعا دارم.»
فهرست مطالب:
مقدمه: تمجید حاکمان قاجار، انگیزه از تألیف رساله و فهرست مطالب
مطلب اول: در اشتقاق لفظ جلاله در تورات./ مطلب دوم: در وجه تسمیه بعضی از اسامی انبیا در تورات./ مطلب سوم: در بعضی عقاید فاسده یهود./ مطلب چهارم: در عدد آیات و کلمات و حروف تورات./ مطلب پنجم: در عدد اوامر و نواهی و مسائل تورات./ مطلب ششم: در فِرَق طایفه یهود./مطلب هفتم: در صحف سماویه./ مطلب هشتم: در اصطلاحات و نسبت‌ها./ مطلب نهم: در قربانها و  عدد اوصیاء./ مطلب دهم: در کیفیت وضع تورات./ مطلب یازدهم: در اثبات پیامبر اسلام و اصیای آن حضرت./ مطلب دوازدهم: در فهرست‌ سِفرهای تورات.
رساله به درخواست مجدَّد میرزا عیسی قائم مقام (فوت ۱۲۳۷ق./ ۱۸۲۲م.) نگارش یافته است. دفعه نخست مؤلف به علت ضعف جسمی و دشواری کار خود را معذور داشته، اما پس از اصرار میرزا عیسی قائم مقام ضرورت کار را احساس کرده و به قصد دانش افزایی اهل اسلام در مواجهه با یهود به نگارش آن دست یازید(برگ ۱۱).
اسلوب رساله
الف) اسلوب در لغه عبری
در پایان مقدمه (برگ ۱۱) مؤلف می‌گوید فقراتی که از تورات نقل خواهم کرد بر سه شکل خواهد بود:

متن عبری به خط عبری
لفظ عبری با خط عربی
ترجمه فارسی
اما در نسخه حاضر شکل اول دیده نمی‌شود. به نظر می‌رسد کاتب به دلیل دشوار بودن نگارش متن عبری آنها را حذف کرده است. و به این موضوع باید ضبط اشتباه برخی از اسامی و اصطلاحات عبری را افزود مانند:
عاسو، به جای «عیسو»
هیوشع، به جای «یهوشع» و …
ب) ویژگی‌های زبانی و کتابت
ساختار جملات به طور کامل فارسی دوره میانه است: … پیغمبری برپا کنم، … میتواند بود.
ج) شکل خاصی از کتابت برخی حروف
حرف اضافه ب در همه جا به کلمه بعد از خود چسبیده: «به ایشان» به صورت «بایشان»، «به سیّد» به صورت «بسیّد» و … .
«تورات» به صورت «توریه»؛ حرف گ بدون سرکش
محتوای رساله

۱

مقدمه مدح حاکمان قاجار، انگیزه تألیف و فهرست رساله ۱۸ ص.: برگ ۳ـ ۱۳

رساله همچون بسیاری از متون این دوره با مدح مفصل حاکمان قاجار، فتحعلی شاه، ولیعهد عباس میرزا و میرزا عیسی قائم مقام شروع می‌شود. در این میان، نویسنده به طور خاص در توصیف عباس میرزا از مضامین کتاب مقدس بهره‌ گرفته است. در صفحه دوم از برگ ۸ آمده:
« … و بِیُمن عدل و رعیّت پروری و نهایت انصاف و دادگستری، … میش با گرگ آغاز أخوت نموده، شیر با آهو هم سِیر گشته، شعر: گوسفند و گرگ با هم گشته رام/ آهو و شیرند با هم در خرام …».
پیشتر اشعیا مدینه فاضله و دنیایی عاری از جنگ را چنین توصیف کرده است: گرگ با برّه سکونت خواهد داشت و پلنگ با بزغاله خواهد خوابید (۱۱: ۶)، گرگ و بره با هم خواهند چرید و شیر مثل گاو کاه خواهد خورد … (۶۵:‌ ۲۵).
۲

مطلب اول اشتقاق لفظ «إله» که در تورات است. نصف صفحه نخست از برگ ۱۴

یکی از معروف‌ترین اسامی خدا در تورات إل/ אל است که به صورت إلُهیم/ אלהים نیز جمع تشریفی بسته می‌شود. اینکه إله در عربی و إل در عبری به لحاظ اشتقاق چه نستبی دارند، مؤلف ما فقط طرح بحث کرده و اظهار نظری ننموده. در میان متقدمین فخررازی تقریبا همه آراء عصر خود را در تفسیرمفاتیح الغیب[۶] گزارش کرده است. آقای آذرنوش نیز در دائره المعارف بزرگ اسلامی مدخل «الله» دسته‌بندی منظمی از همه آراء و نظرات ارائه کرده است.
۳

مطلب دوم وجه تسمیه اسماء بعضی از انبیاء و اولاد ایشان که در تورات مذکور است. ۳ ص.: برگ ۱۴ـ ۱۵

در این مطلب معنای نوزده اسم توراتی بیان شده است، که عبارتند از: آدم، هابیل، قابیل، شیث، ادریس، نوح، شیم*، ابرام[۷]، یصحق [= اسحاق]، یشماعیل [= اسماعیل]، یسرائیل[= اسرائیل]، عساو[۸]، یوسف، شمعون، مریم[۹]، لوط، مُشه [= موسی]، هیوشع[۱۰]، اَهارون [= هارون].
*  برگ ۱۴ ص. ۲: [شیم، اسم را گویند]. واژه شیم/שֵם / shem در عبری اعراب تصره/ Tsere : ֵ دارد و این اعراب مانند کسره در عربی است، بنابراین شِم صحیح است، نه شیم. اما در رساله حاضر همچون موارد دیگر آن را به صورت حریق/ ִ /hiriq که تلفظ حرف ی را دارد، ثبت شده است؛ و این قبیل اختلاف‌ها یا جزء تصیحف‌هایی است که در سراسر رساله رخ داده، و یا در این مورد خاص طبق لهجه و گویش یهودیان عراق بوده است. در هر صورت، همانطور که نویسنده محترم آورده شِم در عبری و اسم در عربی از واژگان مشترک زبانهای سامی‌ و به یک معنی می باشند.
با توجه به تحولات در علم اشتقاق و سمانتیک در دوره معاصر، وجه اشتقاق بسیاری از اسامی فوق معرکه آراء است و به تنهایی نیازمند یک مقاله پُر پیمان می‌باشد. در مورد برخی از اسامی، از آنجایی که در خود کتاب مقدس به طور اجمال معنای آن بیان شده، مؤلف ما نیز همان را گزارش کرده است؛ به عنوان نمونه: ابراهیم (پیدایش ۱۷: ۵)، اسماعیل / یشماعیل (پیدایش ۱۶: ۱۱)، اسحاق / یصحاق (پیدایش ۱۸: ۱۳ و ۲۱: ۵ـ ۶)، عیسو (۲۵: ۲۵) و یعقوب (۲۵: ۲۶).
۴

مطلب سوم ذکر بعضی از عقاید یهود ۷ص.: برگ ۱۵ ـ ۱۸

در این بخش به برخی باورهای یهودیان به طور انتقادی اشاره شده است؛ عمده مسائل مطرح شده بر محور باور به جسمانیت خداست که از ظاهر تورات و بخش‌های فراوانی از تلمود برمی‌آید. تعدادی از موضوعات مطرح شده مسائلی متداول در کتب جدلی است، اما برخی نیز نتیجه مطالعه مستقیم آثاری چون عین یعقوب، تلمود و … می‌باشد.
الف) آیات مشعر بر جسم بودن خدا در تورات، مانند استراحت در روز شنبه (ن. پیدایش ۲: ۲ـ ۳ ؛ خروج ۲۰: ۱۱ ، ۳۱: ۱۷؛ رساله به عبرانیان ۴: ۴ و …).
ب) نسبت زنا به لوط با دخترانش (پیدایش ۱۹: ۳۰ـ ۳۸)؛ نسبت به زنا به مریم مقدس.
ج) گریه خداوند بر خرابی دوم معبد.
د) خدا نیز مانند یهودیان در نماز تفیلین می‌بندد(تلمود، براخوت، ۶ الف )؛ عتباتی آیه «قالت الیهود یدالله مغلوله غلّت أیدیم«(مائده/ ۶۴) را اشاره به این موضوع دانسته است. نگارنده در مقاله‌ای با عنوان «خدا تفیلین می‌بندد» به نقد و بررسی این نظریه پرداخته‌ام. در هر صورت، تحلیل و بررسی تک تک مسائل مطرح شده، مطالعه مفصل و همه جانبه می‌طلبد.
۵

مطلب چهارم بیان عدد آیات و کلمات و حروفات تورات ۳ ص.: برگ ۱۹ـ ۲۰

این بخش به ارقام و اعداد و اسامی بخش‌ها یا همان پاراشات‌ تورات اختصاص دارد. در این رابطه چند نکته لازم به ذکر است:

اسامی اسفار و پاراشات‌ها با نام اصلی ثبت شده‌اند.
اسفار خمسه به تفکیک اسامی و تعداد آیات.
تفکیک پاراشات هر سفر و تعیین تعداد آیات.
در پایان تعداد حروف اسفار خمسه
به طور اجمال تعداد آیات اسفار خمسه ۵۸۴۵ ؛ تعداد کلمات آن ۷۹۹۷۵ و تعداد حروف آن ۳۰۴۸۵۰
به عنوان نمونه معرفی سفر نخست، برشیت (پیدایش) و پاراشات‌‌ آن چنین معرفی شده‌اند:‌
«… سفر اول موسوم به براشیت است[۱۱]، ۱۵۳۴ آیه است، … و نظر به تقسیم پاراشات باین نحواست از سفر اول براشیت ۱۲۶ آیه است. تلدوت نوح ۱۵۴ آیه است. لَخلَخا ۱۲۶ آیه است. یرالاو[۱۲] ۱۴۷ آیه است. حی سارا[۱۳] ۱۶۰ آیه است. یلدوت[۱۴] ۱۰۶ آیه است. یصا ۱۴۸ آیه است. یشلح ۱۵۴ آیه است. ویشو ۱۱۴ آیه است. ولهی میقص ۱۴۶ ایه است. و یهی یعقوب ۸۵ آیه است و از سفر دویّم شموت ۱۷۴ آیه است … .»
نویسنده در این خصوص به منبعی اشاره نکرده، اما تقریبا تمام ارقام و اعداد با اندازه‌هایی که در منابع یهودی منتشر شده است، مطابقت دارد.[۱۵]
۶
مطلب پنجم در ذکر عدد اوامر و نواهی و مسایل تورات و جایهای هر کدام از آنها ۲ص.: برگ۲۰ـ ۲۱

دستورات دینی تورات ۶۱۳ عدد می‌باشد و از این مقدار ۳۶۵ فرمان، به تعداد روزهای سال شمسی راجع به نواهی‌اند و ۲۴۸ فرمان، به تعداد اعضای بدن انسان، راجع به اوامرند. در این بخش به محتوای این دستورات توجهی نشده، بلکه اینکه چه تعداد از آنها در کدام پاراشات قرار دارند، اکتفا شده است و البته آن هم بدون ذکر شماره آیه.[۱۶] از این جهت، تنها متضمن اطلاعات آماری کلی است:

۷

مطلب ششم فِرقه‌های طایفه یهود ۶ص.: برگ۲۱ـ ۲۴

فصل ششم متضمن توضیح اسامی و برخی از باورهای پنج فرقه عینانیه[۱۷]، عیسویه، یوذعانیه[۱۸]، موشکانیه، سامریه است. البته فرقه اخیر، سامریه خود به دو گروه تقسیم می‌شوند (دوستانیه و کوسانیه) که با احتساب این دو شمار آنها به هفت عدد می‌رسد. نویسنده در این جا از منبعی نام نمی‌برد، اما ترتیب اسامی فرقه‌ها و توضیحات ذیل آنها به طور کامل برگرفته از الملل و النحل[۱۹] شهرستانی است. وی همسو با شهرستانی تقسیم یهود به ۷۱ فرقه را تأیید می‌کند، و انشعاب دیگر فرقه‌ها را از اسامی مذکور می‌داند.
عینانیه: منسوب به عبدالله بن داود[۲۰] ملقب به رأس الجالوت. مخالفت آنها با یهودیان در حفظ سبّت و برخی از اعیاد بوده است. اینان عیسی مسیح را ناسخ شریعت یهود نمی‌دانند، بلکه جزء اولیاء الهی. و اناجیل نه کتب وحیانی، بلکه گرداوری حواریون می‌باشد.
عیسویه: منسوب به ابوعیسی بن اسحاق در اصفهان اواخر عصر حکومت امویان. ابوعیسی جزء مسیحای دورغین بشمار می‌رود، وی هرچند در میان پیروانش تغییراتی را در شریعت ایجاد کرد، اما با کشته شدنش در ۷۵۵م. در درگیری با لشکر بنی‌عباس، مریدان وی نیز پراکنده شدند.
یودعانیه: پیروان یهودا یودعان اهل همدان (اواخر سده هشتم و اوائل سده نهم میلادی). وی بر زهد زیاد، نماز و پرهیز از غذاهای گوشتی تأکید داشت. یودعان تحت تأثیر اندیشه‌های معتزلی تفسیر عقلانی از کتاب مقدس ارائه می‌داد.
موشکانیه: سخن عتباتی در معرفی این فرقه چنین است:
«موشکانیه نیز عین بوذعانیه‌اند در عقاید، مگر اینکه جماعت از موشکانیه جناب خاتم الأنبیاء را پیغمبر بر عرب و سایر الناس دانسته مگر به یهود، بجهت آنکه گمان کرده است که اهل ملت و شریعت و صاحب کتاب و طریقه است تغییر نمی‌یابد.»
مقایسه شود با عبارت شهرستانی:
«الموشکانیه: کان علی مذهب یوذعان … ذکر عن جماعه من الموشکانیه أنهم أثبتوا نبوه المصطفی محمد ص إلی العرب وسائر الناس، سوی الیهود، لأنهم أهل مله و کتاب.»[۲۱]
سامریه: همان یهودیان سامری‌اند.
۸

مطلب هفتم ذکر صحف و کتب سماویه و عدد آن  اثبات نسخ شریعه تورات ۸ ص.: از برگ ۲۴ـ ۲۷

بخش عمده این مطلب، بجز چند خطی که راجع به صحف انبیاست، به اثبات وقوع نسخ در احکام و دستورات تورات اختصاص دارد. اعتراض عتباتی به یهودیان متوجه این باور ایشان است، که معتقدند هیچگونه نسخی در شریعت جایز نیست. نویسنده، نسخ را مرتبه کمال دین معرفی کرده و در ادامه به ذکر شواهدی از وقوع نسخ در احکام تورات می‌پردازد:
الف) انجام قربانی بخش عمده شریعت تورات را شکل می‌دهد و این مبتنی بر تحقق شرائطی از جمله ساختان معبد اورشلیم، کهانت خاندن هارون و سوزاندن قربانی در آنجا، به طوری که هر وقت قربانی با آتش آسمانی بسوزد نشانه قبولی آن باشد و شرائط بسیار دیگر که در پاراشات ۴ و ۹ در سفر پنجم مذکور است. و باز طبق دستور تورات انجام بسیاری از اعمال مبتنی و مشروط به آن منطقه جغرافیایی می‌باشد.
ب) در پاراشات چهارم موسوم به تزیع[۲۲] از سفر سیّم (وَییقرا / لاویان) آمده:
«و چون ایام طُهرش برای پسر یا دختر تمام شود، برّه‌ای یک ساله برای قربانی سوختنی و جوجه کبوتر یا فاخته‌ای برای قربانی گناه به در خیمه اجتماع نزد کاهن بیاورد.»[۲۳]
اما قرنهاست که زنان یهودی از انجام این دستورات معذورند.
ج) در کتاب اشعیا سخن از شریعتی نو و تسبیح و تمجید جدید است:
«اینک بنده من که … روح خود را بر او می‌نهم تا انصاف را برای امت ها صادر سازد. … او ضعیف نخواهد گردید و منکسر نخواهد شد تا انصاف را بر زمین قرار دهد و جزیره‌ها منتظر شریعت او باشند. … »[۲۴]
۹

مطلب هشتم بیان یکپاره اصطلاحات و نسبتها و تأویل آن ۵ ص.: از برگ ۲۹ـ ۳۱

در این بخش شش فقره از تورات که مشعر به جسمانیت خداست، مورد بحث قرار گرفته که عبارتند از:

ظهور خداوند بر ابراهیم و ضیافت او[۲۵]
رؤیت خدا به وسیله یعقوب[۲۶]
ظهور خدا در طور سینا[۲۷]
خداوند بالای صندوق شهادی می‌آید[۲۸]
مطبوع بودن بوی قربانی سوختنی برای خداوند[۲۹]
تعبیر از اسرائیل به عنوان نخست‌زاده خداوند[۳۰]
مؤلف در پنج مورد نخست تأویل‌ مفسران یهودی را می‌پذیرد و آنها را همچون آیات «وَ جاءَ ربُّکَ …»[۳۱]، «یَدُاللهِ فَوقَ أیدِیهم …»[۳۲]، «فَنَفخنا فِیها مِن روحنا …»[۳۳] و … می‌شمرد که هیچ وقت معنای ظاهری آنها منظور نبوده است. اما در مورد اخیر، یعنی معرفی اسرائیل به عنوان نخست‌زاده خداوند تأویل ایشان به تقرب و برگزیدگی قوم اسرائیل را موجّه نمی‌داند. در سفر خروج خداوند در خطاب به موسی می‌گوید: «به فرعون بگو خداوند چنین می‌گوید: اسرائیل، پسر من و نخست‌زاده من است. پسرم را رها کن تا مرا عبادت نماید، اگر إبا نمایی، همانا پسر تو، یعنی نخست‌زاده تو را می‌کشم».[۳۴] این مضمون در بخش‌های دیگر تورات نیز به وجود دارد.[۳۵]
عتباتی این موضوع را مانند مسئله «عزیر ابن الله»[۳۶] می‌داند که هیچ توجیه و تأویلی ندارد. در این رابطه نویسنده از مناظره پیامبر اسلام با یهودیان استفاده می‌کند که طبرسی در الإحتجاج آورده است. در این مناظره، یهودیان در پاسخ پیامبر که چرا عُزیر را پسر خدا می‌خوانند؟ پاسخ می‌دهند به این علت که او تورات را احیاء کرد. پیامبر می‌فرماید: اگر چنین است، موسی به این لقب سزاوار است چه اینکه تورات به او نازل شده بود. در این روایت یهودیان از پاسخ دادن عاجز ماندند.[۳۷] پس، جایی که ابن‌الله خواندن عزیر سزاوار نیست، به طریق اولی نمی‌تواند در مورد قوم اسرائیل صادق باشد.
۱۰
مطلب نهم در بیان قربانها و عدد اوصیآء و معنی «بیت ایل» ۴ ص.: از برگ ۲۷ـ ۲۹

در این بخش سه مسئله مختلف مطرح شده است که در این میان توضیحات عتباتی در موضوع اول و سوم از دقت کافی برخوردار است، اما سخن وی در معرفی اوصیای حضرت موسی مخدوش و مبهم است.
الف) اقسام قربانی در آیین یهود
احکام مربوط به قربانی، جزئیات و شرائط آن بخش وسیعی از شریعت تورات و تلمود را در بر می‌گیرد. در اینجا عتباتی تنها به ذکر اسامی و توضیح مختصر اکتفا کرده است. تحلیل منظمی از این موضوع در مدخل قربانی/ Sacrifice دانشنامه جودائیکا قرار دارد.[۳۸] مدخل مذکور معیار ما در ضبط صحیح اسامی در پاورقی بوده است.
«اول قربان علا[۳۹] و آن عبارت از بردن حیوانات مخصوصه که در تورات گفته است بقربانگاه علا که جایی مخصوص در بیت المقدس است. دویّم قربان اشه[۴۰] که همان علامت بشرط قبول که آتش آمده او را بسوزاند. سیّم قربان اشام[۴۱] عبارت از قربان بردن و بسیّد* دادن است، بجهت خطور معصیت از قلب و آن معصیت را بجا نیاورده باشد و بعضی گویند که قربان اشام عبارت از خلاصی یافتن از بلا و امراض است. چهارم قربان شلامیم[۴۲] و آن قربان سلامت بدن است … بسیّد که اولاد هارونست باو برسد و بعضی گفته‌اند قربان شلامیم مخصوص بقربان حیوان است اما بایست بسیّد داد.
پنجم قربان منها[۴۳] است بمعنی پیشکش نمودن که می‌بایست نیز بسیّد برسد، این را قربان گفتن مجاز است که از قربانها محسوب نیست. ششم قربان حطات[۴۴] و آن عبارت از قربان مخصوصه که در تورات است در حالت خطا نمودن که بسیّد بدهند. هفتم قربان مصورع[۴۵] و آن آنست که که کسی مریض باشد و خوب شد قربان برده بسیّد بدهد. هشتم قربان نذرات[۴۶] و آن آنست که کسی نذر کرده و بجا نیاورد، می‌باید قربان برده و بسیّد بدهد. نهم قربان تداه[۴۷] که در او اختلاف است مشهور آنست که قربان عهد را گویند که کسی با خدا عهد کرده باشد که قربانی کند، اما مجموع این قربانهای مذکره هر کدام علیحده حکم مفصل و دستور العمل مبسوط دارد که در تورات کیفیّت آن بیان می‌شود، انشآء الله تع.»
*زبان عرفی نویسنده جالب توجه است! همانطور که نویسنده توضیح داده منظور از سیّد، اولاد هارون است، که منصب کهانت به خاندان او عطا گردید.[۴۸]
ب) اوصیای حضرت موسی
«عدد اوصیا موسی و نقبای اسرائیل دوازده‌اند: اول یوشع بن نون، دویّم کالب ابن یفونه، سیّم یسع بن اخطوب، چهارم یونس ابن متی[۴۹]، پنجم حزقیل، ششم شموئیل[۵۰]، هفتم شعیا[۵۱]، هشتم دانیال، نهم ارمیا، دهم عزیر، یازدهم، داود، دوازدهم سلیمان.»
چند نکته:
ملاک اسامی فوق برای ما رشن نیست، چه اینکه نه دارای ترتیب تاریخی‌اند و نه در رتبه یکسانی قرار دارند. به عنوان نمونه داود و سلیمان به لحاظ تاریخی حدود پانصد سال پیش از مثلا دانیال بوده‌اند[۵۲]، و حال آنکه در لیست عتباتی پس از دانیال ذکر شدند.
بر اساس سفر تثنیه ۳۴:‌ ۹ و سراسر کتاب یوشع، یوشع بن نون ملازم[۵۳] و نخستین جانشین موسی است، اما در مورد کالب بن یفونه و شموئیل بن عَمیهود باید گفت که ایشان در زمان حیات موسی، هر یک نماینده یکی از اسباط برای تقسیم زمین کنعان در میان بنی‌اسرائیل بودند.[۵۴]
ج) معنای بیت إل/ בֵּית-אֵל
«بیت إل» بمعنی خانه خداست، مصادیق متعددی دارد و به هر مکان مقدسی اطلاع می‌شود.[۵۵] عتباتی به چهار مصداق آن اشاره می‌کند که البته مورد چهارم تکرار شماره دوم می‌باشد:
الف) بیت المقدس؛ ب) یعقوب هنگام فرار از دست برادرش عیسو در بین راه، شهر لوز کاشفه‌ای را تجربه کرد، در آنجا بنایی ساخت و اسم آن موضع را بیت إل نامید. [۵۶] ج) بعد از جدایی یعقوب از پدر زن خود لابان ، مأموریت می‌یابد به بیت إل برگردد. [۵۷] د) مذبحی که یعقوب در حوالی شهر لوز بنا کرد.
۱۱

مطلب دهم در خصوص کیفیّت وضع تورات و گفتگوی در شش روز خلقت عالم و آدم ۵ ص.: از انتهای برگ ۳۱ـ ۳۳

در سفر پیدایش ۱: ۱ـ ۳۱ می‌خوانیم:
«در ابتدا، خدا آسمانها و زمین را آفرید. و زمین تهی و بایر بود … و خدا گفت: «روشنایی بشود.» و روشنایی شد. و خدا روشنایی را دید که نیکوست و خدا روشنایی را از تاریک جدا ساخت. و خدا روشنایی را روز نامید و تاریکی را شب نامید. و شام بود و صبح بود، روز اول. و خدا گفت: «فلکی باشد در میان آبها و آبها را از آبها جدا کند.» و خدا فلک را آسمان نامید. و شام بود و صبح بود، روز دوم. … و خدا گفت: «آدم را بصورت ما و موافق و شبیه ما بسازیم تا بر ماهیان دریا و پرندگان آسمان و بهایم و بر تمامی زمین و همه حشراتی که بر زمین می خزند، حکومت نماید.» پس خدا آدم را بصورت خود آفرید. او را بصورت خدا آفرید. ایشان را نر و ماده آفرید. … و خدا هر چه ساخته بود، دید و همانا بسیار نیکو بود. و شام بود و صبح بود، روز ششم.»
اینکه منظور از این روزها چیست آیا از قبیل «إنّ یوماً عِند ربّکَ کألفِ سَنَه مِما تَعُدون»[۵۸] است و یا به دوره‌های خاصی اشاره دارد، همچنانکه صاحب رساله اشاره کرده، در میان مفسران یهودی اختلاف نظر وجود دارد. به این موضوع باید مسئله ازلی بودن تورات را نیز افزود، همانطور که برخی از مسلمانان همین بارو را نسبت به قرآن دارند. تبیین این مسئله همواره پیچیدگی‌های خود را داشته و عتباتی نیز به اجمال و البته مجمل و خیلی کوتاه به آن اشاره کرده است.
۱۲

مطلب یازدهم اثبات سیّد کاینات و اوصیاء سرور موجودات ۲۶ ص. از برگ ۳۳ تا ۵۶

این بخش در ۲۶ صفحه مفصل‌ترین قسمت رساله است. موضوع بشارت‌های انبیاء گذشته به ظهور پیامبر اسلام از مباحث کهن مطرح در کتب کلام اسلامی می‌باشد که ریشه قرآنی نیز دارد. قرآن کریم در آیاتی[۵۹] صریحا اعلام می‌کند که انبیاء گذشته ظهور پیامبر اسلام را به پیروان خویش بشارت داده بودند؛ به تبع آن متکلمین اسلامی اعم از شیعه و سنی تا عصر حاضر تلاش نمودند شواهدی از کتاب مقدس را بیابند که اشاره به ظهور پیامبر اسلام دارد. در همین زمینه عتباتی به فقرات متعددی از تورات به طور مفصل استناد می‌کند؛ دو مورد از آنها عبارتند از:
الف) پاراشات شُفطیم[۶۰] از سفر تثنیه
در تورات، حضرت موسى به بنی‌اسرائیل مى­گوید:
«یَهُوه، خدایت نبی‌ای را از میان تو از برادرانت، مثل من برای تو مبعوث خواهد گردانید، او را بشنوید .. و خداوند به من گفت: … نبی‌ای را برای ایشان از میان برادران ایشان مثل تو مبعوث خواهم کرد، و کلام خود را در دهانش خواهم گذاشت و هر آنچه به او امر فرمایم به ایشان خواهد گفت. و هر کسی که سخنان مرا که او به اسم من گوید نشنود، من از او مطالبه خواهم کرد».[۶۱]
شکى نیست که این فقره آمدن پیامبرى را بشارت مى‌دهند. این پیامبر ویژگى­هایى دارد؛ از جمله این که مانند موسى ع است و دیگر این که از میان برادران قوم اسرائیل برخواهد خواست. بدون شک مهم­ترین ویژگى نبوت حضرت موسى ع این است که شریعتى خاص آورده است. و وقتى گفته مى­شود «نبى­اى مانند موسى» حتماً باید این ویژگى در نظر گرفته شود. هیچ یک از انبیا بجز حضرت محمد ص ادعا نکرده­اند که شریعتى خاص آورده است و حتى حضرت عیسى به گفته اناجیل[۶۲] همان شریعت پیشین را اجرا مى­کرده و مأمور تکمیل آن  بوده است. بنابراین، فقره مذکور بشارتی به آیین پیامبر اسلام است.
اگر یهودیان بگویند منظور از «برادران شما» در آیه فوق خود بنی‌اسرائیل است، نه بنی‌اسماعیل، و از این جهت مصداق این فقره انبیا متأخر بنی‌اسرائیل می‌باشد. می‌توان پاسخ داد که در پاراشات ذات حفت[۶۳] سفر اعداد [۶۴]، حضرت موسی طایفه «أدوم» را برادر اسرائیل خوانده، پس اسماعیل که سزاوارتر به آن خواهد بود.
ب) پاراشات لَخلَخا[۶۵] از سفر پیدایش
«و اما در خصوص اسماعیل، تو را اجابت فرمودم. اینک او را برکت داده، بارور گردانم، و او را بسیار کثیر گردانم. دوازده رئیس از وی پدید آیند، و امتی عظیم از وی بوجود آورم.»[۶۶]
۱۳

مطلب دوازدهم در فهرست سفرهای تورات مع پاراشات هر سِفر ۵ ص. از برگ ۵۷ـ ۵۹

اسفار پنجگانه به ۵۴ پاراشات تقسیم می‌شوند و نویسنده در اینجا به ذکر اسامی به همراه توضیح مختصری در محتوای آنها پرداخته است؛ به عبارتی این بخش فهرست تفصیلی توراه است. عبارت مؤلف در معرفی سفر اول، برشیت چنین است:
«و تورات مشتمل بر پنج سفر و پنجاه چهار پاراشات است و پاراشت بمعنی فصل است. سفر اول مشهور به براشیت[۶۷] مشتمل بر دوازده پاراشات: اول) پاراشات براشیت، در ذکر ایجاد عالم و خلقت آدم و نقل هابیل و قابیل. دویّم) تلدوت نوح، در بیان احوال … سیّم) لخلخا، … چهارم) موسوم به یرالا[۶۸]، و در ذکر … پنجم) مشهور به حَی‌[ه] سارا، در ذکر … ششم) تُلدوت، … هفتم) یصاو[۶۹]، دچار شدن یعقوب به برادرش عساو و … هشتم) یشلح[۷۰]، پیشکش فرستادن یعقوب به برادرش. نهم) یشب[۷۱]، خواب دیدن یوسف ع و فروخته شدن وی…»
فهرست تفصیلی سفرهای دیگر نیز به همین منوال ذکر می‌شود. و این گونه، مقدمه نویسنده بر تفسیر تورات پایان می یابد:
« … تمام شد دوازده مطالب با پنج سفر و پنجاه و چهار پاراشات کتاب تورات و اکنون وقت آن شد که کُمیت خوش خرام قلم بر صفحه میادین اوراق جولان داده، بذکر نگارش آن پردازد، مأمول این مذنب شرمسار از عنایت حضرت آفریدگار آنکه بدرقه توفیق را هم عنان این مسافر زنگبار روم گرداند، تا آنکه شروع کنم در مقصود، متوکلاً علی الله المعبود، فإنه خیر شاهد و مشهود، سنه ۱۲۲۶، کاتب الحروف حسین بن محمدمحسن الإصفهانی سنه ۱۲۶۳، التماس دعا دارم.»
منابع نویسنده

متن عبری کتاب مقدس
عین یعقوب/ עין יעקב/ Ein Yaakov
کتاب فوق اثر ربی یعقوب بن سلیمان بن حبیب (۱۴۶۰ـ ۱۵۱۶م.) می باشد. در سال ۱۴۹۲ که یهودیان از اسپانیا اخراج شدند، نویسنده به همراه خانواده اش در شهر سالونیکا(Salonica)، دومین شهر بزرگ یونان اقامت گزید و شروع به تألیف این کتاب به زبان عبری نمود. کتاب عین یعقوب شامل بخش‌های اگادایی تلمود بابلی و تلمود اورشیمی است. دو بخش نخست کتاب (سدر زراعیم و سدر موعد) در ۱۵۱۵م. منتشر شد، در این زمان نویسنده چشم از جهان فروبست و پسرش لوی بن یعقوب چهار بخش دیگر (سدر ناشیم، نزیکین، قداشیم و طهورت) را به چاپ رساند. عین یعقوب در چند سده گذشته جزء منابع درسی در مدارس دینی یهودی بوده است. ترجمه انگلیسی آن به همراه متن اصلی (ترجمه مقابل) در ۵ جلد در ۱۹۲۱م. در شیکاگو با عنوان:Ein Yaakov: The Ethical and Inspirational Teachings of the Talmud منتشر شده است.
تلمود، نک: برگ ۳۷
زوهر، نک: برگ ۴۴
تفسیر راشی، نک: برگ ۱۲
وحی کودک، کتابی متضمن بشارت‌هایی به ظهور پیامبر اسلام، که ادعا می‌شود یک نوزاد یهودی آنها را بر زبان جاری ساخته است (نک.: مطلب یازدهم). نسخه‌هایی عبری و ترجمه‌هایی از آن موجود است!
الملل و النحل، عبدالکریم شهرستانی، (در بیان فرقه های یهود، برگ ۲۱ـ ۲۴).
الإحتجاج، احمد بن علی طبرسی، (در مطلب هشتم، برگ ۳۱).
سخن پایانی
ایران در آغازه‌های قرن نوزدهم میلادی شاهد موج جدید جریان تبشیری مسیحیان بود.[۷۲] در این دوره گروهی از مبلغان پروتستان به ایران آمدند که از جمله مشهورترین آنها باید از راهب پروتستانی، کارل گوتلیب فاندر[۷۳] (۱۸۰۵-۱۸۶۵) آلمانی و هنری مارتین[۷۴] (۱۷۸۱- ۱۸۱۲م.) نام برد. تألیف مصباح الظلمات فی تفسیر التورات (۱۲۲۶ق./ ۱۸۱۱م.) هم‌زمان با فعالیت‌های تبشیری هنری مارتین در ایران است. در سال ۱۸۱۱م. این کشیش جوان تصمیم می‌گیرد نسخه‌ای از ترجمه انجیل را به شاه ایران، فتحعلی شاه قاجارتقدیم کند، اما این اقدام وی ناکام ماند. پس از آن، هنری مارتین تبریز را به قصد استانبول ترک کرد، اما در شهر توکات[۷۵] ترکیه در ۱۶ اکتبر ۱۸۱۲ بدرود حیات گفت.
در هر صورت حضور هنری مارتین در ایران و شبهه پراکنی‌های وی راجع به دین اسلام که به شبهات پادری[۷۶] معروف شد، در حوزه‌های علمیه جنبشی تازه پدید آورد. عمده ردّیه‌هایی که در این دوره نوشته شده یا در ردّ بر میزان الحق فاندر بوده و یا ردّ بر هنری مارتین است.[۷۷] بر این اساس، رساله مصباح الظلمات فی تفسیر التورات واکنشی به فعالیت‌های تبشیری بوده است، البته وی تلاش کرده روشی متفاوت در پیش‌گیرد. متأسفانه نمی‌دانیم که آیا عتباتی پس از این رساله که نقش مقدمه‌ای داشته، موفق به تألیف تفسیر مفصل تورات شده یا نه؟ اما به هر روی، این رساله کوتاه نیز به رغم برخی نوآوری‌های آن در همان فضای جدلی و ردیه‌نویسی تنفس می‌کند. برخی از ردّیه‌های این دوره به ترتیب تاریخی عبارتند از:
رادّ الشبهات الکفار، محمدعلی بن علامه بهبهانی(۱۱۴۴- ۱۲۱۶ق)[۷۸].
ردّ پاری، ملا علی اکبر بن محمدباقر ایجی اصفهانی(م ۱۲۳۲ق)[۷۹].
ردّ پادری، میر محمدحسین بن عبدالباقی خاتون آبادی(م ۱۲۳۳ق.)[۸۰].
ردّ پادری، حسین‌علی شاه(۱۲۳۴ق)[۸۱].
ردّ به پادری، محمدحسین اصفهانی(پیش از ۱۲۳۵ق)[۸۲].
ردّ پاردی، میرزا عیسی فراهانی(م ۱۲۳۸ق)[۸۳].
اثبات النبوه، از همو.
سیف الامه و برهان المله[۸۴]، تالیف ملا احمد نراقی(۱۲۴۴ق).
مفتاح النبوه، تالیف ملا محمدرضا همدانی معروف به کوثر علی‌شاه(۱۲۴۷ق)[۸۵].
راجع دیگر ردّیه‌ها و طبقه‌بندی آنها نک. مقدمه صفاخانه اصفهان در گفت و گوی اسلام و مسیحیت ص. ۶۰ـ ۷۵ . ناگفته نماند که ردّیه‌نویسی در قالب تفسیر کتاب مقدس، پیش از عتباتی نیز مرسوم بوده است. در این رابطه باید به تعلیقه‌ و تفسیر نجم الدین طوفی (فوت ۷۱۶ق/ ۱۳۱۶م) بر سِفرهای مختلف کتاب مقدس اشاره کرد. این مجموعه با عنوان تفسیر اسلامی بر کتاب مقدس در مصر دوره میانه (Muslim Exegesis of the Bible in Medieval Cairo) با مقدمه و تصحیح عالمانه خانم دکتر لیلا دمیری در سال ۲۰۱۳ از سوی انتشارات بریل منتشر شده است.