مدیر مرکز حوزه‌های علمیه خواهران : هنجارسازی از قرآن و حدیث مورد اجماع همگان نیست/ فعالیت های قرآنی حوزه علمیه مناسب ولی مطلوب نیست

کانون نواندیشی دینی مدارا _ بنا بر حدیثی از امام رضا(ع) «نماز واجب شد تا قرآن از مهجوریت خارج شود» اما امروز چقدر به فرمان‌های تدبر در قرآن عمل می‌شود و حوزه‌های علمیه‌ که باید پیشتاز وارد کردن قرآن در زندگی و امور روزمره و رفتارهای عملی باشند، در توجه به قرآن کجا ایستاده‌اند و چقدر به تدبر در قرآن و تولید تفاسیر ناب و جدیدی مانند تفسیرالمیزان بها داده‌اند؟ حجت الاسلام و المسلمین عبدالکریم بهجت‌پور، کسی که قرآن پژوهی و تألیف کتاب «تفسیر همگام با وحی» را در کارنامه‌اش دارد، امروز مدیر مرکز حوزه‌های علمیه خواهران است و در این مورد به شفقنا می‌گوید: هنوز متقاعد نشده‌ایم یا اگر هم گروهی متقاعد شده‌اند، همه متقاعد نشده‌ایم و تبدیل به گفتمان نشده است که نگاه به قرآن و حدیث در عرصه‌ی زندگی باید تبدیل به یک هنجار شود. برای این هنجارسازی هم باید از متخصصان فن استفاده شود.

*شما به عنوان یک قرآن‌پژوه که مدیریت مرکز حوزه‌های علمیه‌ی خواهران را نیز به عهده دارد، فکر می‌کنید قرآن در حوزه‌های علمیه‌ی ما چه جایگاهی دارد و حوزه‌های علمیه و روحانیت ما چقدر قرآنی هستند؟

بازگشت حوزه‌ها به قرآن پس از پیروزی انقلاب به طور جدی پیگیری شد

بهجت‌پور: بازگشت حوزه‌ها به قرآن و سرمایه‌گذاری بیشتر بر آن، مساله‌ای است که پس از پیروزی انقلاب اسلامی به طور جدی مطرح و پیگیری شد. به دلیل شرایط اجتماعی و نیازی که حوزه در طول قرن‌ها به فقه و فقاهت به عنوان هویت‌بخش رفتار شیعی از رفتار دیگر فرق اسلامی داشت، بحث فقه، بیشتر مورد سرمایه‌گذاری حوزه بود. فقه برای حوزه‌های شیعی علم مادر محسوب می‌شد؛ تفسیر، کلام و تاریخ وجود داشت، اما این موارد، دانش‌های اصلی و متنی حوزه نبودند، بلکه دانش‌های حاشیه‌ای به شمار می‌رفتند و حوزه با تعداد اندکی از دانشمندان این رشته‌ها می‌توانست پاسخگوی مسایل خود باشد. در حالی که لازم بود برای فقه که با نگاه استدلالی رفتار جامعه را تعقیب می‌کرد و تفکیکی بین مکتب اهل بیت و غیرشیعه، قایل می‌شد، سرمایه‌گذاری شود. با پیروزی انقلاب و پوست‌اندازی نظام اجتماعی شیعه، حضور اجتماعی، نیازهای حکومتی، حضور بین‌المللی، لزوم دنبال کردن مسایل دین با یک رویکرد حکومتی و رویکرد گسترده‌ی ملی، فراملی یا حتی بین‌المللی مطرح شد و بر همین اساس در حوزه‌ی شیعه بحث بازگشت به قرآن مورد توجه قرار گرفت. در گذشته فقه ما خود از قرآن، حدیث و عقل ارتزاق می‌کرد، اما نیاز بود که به طور مستقل و در حوزه‌های رفتاری اجتماعی، اخلاقی، بینشی، اعتقادی و نه فقهی و حقوقی دوباره بازگشتی به قرآن صورت بگیرد.

با بناگذاری شورای مدیریت حوزه، تلاش کردند تفسیر به عنوان رشته‌ی مادر در حوزه‌ها به طور رسمی راه‌اندازی شود

 

در مورد قرآن، حرکت نسبتاً مناسب و نه مطلوبی را در مجموعه‌ی حوزه‌های علمیه شاهد هستیم

از همان ابتدا و بعد از بناگذاری شورای مدیریت حوزه، تلاش بر این شد که رشته‌ی تفسیر به عنوان رشته‌ی مادر در حوزه‌های علمیه به طور رسمی راه‌اندازی شود. سطح چهار آن در حوزه‌ی برادران فعال شد و به تدریج به سطح سه و حتی سطح دو رسید. سطح ۴ یعنی دکتری، سطح سه یعنی ارشد و سپس حتی تا سطح دو یعنی کارشناسی پایین آمد و بنا بر این شد که رشته‌ی تخصصی تفسیر گسترش پیدا کند. حوزه‌های علمیه‌ی خواهران نیز که حدود بیست و یک یا بیست و دو سال است، تشکیل شده‌اند از همان ابتدا در کنار دانش­های عمومی که در مقطع کارشناسی فرا می‌گرفتند،  در سطح سه یعنی ارشد به گستردگی رشته‌های تخصصی تفسیر و در سطح چهار یعنی دکتری رشته‌ی تفسیر و علوم قرآن را تعقیب کردند. مجلاتی هم که ویژه‌ی فعالیت‌های تخصصی قرآنی باشد در مجموعه‌ی حوزه طراحی شدند. براین اساس می‌توان گفت که حرکت نسبتاً مناسب و نه مطلوبی را در مجموعه‌ی حوزه‌های علمیه شاهد هستیم. به تناسب مسایلی که مطرح خواهد شد و نیازی که در فضای اجتماعی و بیرون از حوزه‌ها مطالبه شود، حتماً این فعالیت‌ها توسعه پیدا خواهد کرد. نکته‌ی دیگری که باید در اینجا توضیح دهم، آن است که در دوره‌های عمومی حوزه تحت عنوان سطح یک یا حتی سطح دو گستردگی بحث‌های تجوید، فهم مفاهیم قرآن و تفسیر ساده‌ی قرآن برای همه‌ی طلبه‌ها به عنوان درس عمومی در حال تدریس است. این یک تصویر کلی بود تا متوجه شوید که چرا امروز باید قرآن، مورد توجه باشد.

*با گذشت چهل سال از پیروزی انقلاب  اسلامی، به نظر شما امروز در حوزه‌های علمیه‌ی ما به اندازه‌ی لازم به قرآن و علوم تفسیری بها داده می‌شود؟

بهجت‌پور: بین مطلوب با آن چه مناسب است، تفاوت وجود دارد. مناسب یعنی متناسب با بودجه و امکانات موجود و متناسب با تعداد اساتید و منابعی انسانی که بتوانند کار را به پختگی جلو ببرند. تصور من این است که آن چه اتفاق افتاده، مناسب است، اما سرعت مطلوبی ندارد. آن چه باید اتفاق بیافتد و موج بزند؛ موجی که کاملاً پژواک آن را در حوزه و خارج از آن به گستردگی مشاهده کنیم، هنوز اتفاق نیفتاده است. البته حداقل بخشی از آن معلول شرایط بیرونی است.

*از شرایط بیرونی به طور دقیق‌تر چه منظوری دارید؟

حوزه در این چهل سال همیشه در زمینه‌ی بودجه، فاصله‌ی معناداری با دستگاه‌های علمی و پژوهشی داشته است

 

وقتی بودجه‌ها محدود باشد، غالباً رشد مناسب تبدیل به رشد مطلوب نمی‌شود

بهجت‌پور: به طور مثال توسعه‌ی یک رشته معلول چند مولفه است از جمله زیرساخت‌ها و ساختمان‌های مناسب، بودجه‌ی مناسب و اساتید و ادبیات علمی تولیدشده‌ی مناسب است. حوزه در این چهل سال همیشه در زمینه‌ی بودجه، فاصله‌ی معناداری با دستگاه‌های علمی و پژوهشی داشته است. یکی از رسالت‌های دولت‌ها این است که برای گسترش بندگی خدا و گسترش هنجارها و برخورد با ضدهنجارها از جریانات دینی و زیرساخت‌ها حمایت کردند. این رویکرد در دوره‌ی صفویه به گستردگی مشاهده می‌شود. در این سی چهل سال به حوزه‌های علمیه هم مساعدت هایی صورت گرفته است، اما این‌ موارد از رشد مناسب برای این توسعه‌ها برخوردار نیست. به طور مثال اگر یک مجموعه‌ی گسترده‌ی کشور با بر فرض پانصد مجموعه‌ی آموزشی با حدود ۱۶۰ میلیارد اداره می‌شود، دانشگاهی مثل دانشگاه تهران گاهی به تنهایی چیزی نزدیک به سه برابر کل آن مجموعه بودجه دارد. وقتی این زیرساخت فراهم نمی‌شود، به تناسب آن، امکان توسعه‌ی رشته‌ها، تربیت استاد و تولید کتاب وجود ندارد. برای مثال در دانش تفسیر، حوزه‌های مختلف داریم که یکی از آن‌ها مباحث نظری آن است. یکی از حوزه‌ها برخورد با مستشرقین و دیگری تولید ادبیات تطبیقی بین شیعه و اهل سنت یا بین مسلمانان و غیرمسلمانان است. دیگر حوزه ها در تفسیر نیز شامل سبک‌های مختلف تفسیرنگاری، تفسیر ترکیبی مطلق، تفسیر  ترکیبی بینارشته‌ای و … است. حوزه‌های بسیار گسترده‌ای وجود دارد که تولید و تشکیل هر یک از آن‌ها هزینه‌های بسیار هنگفتی می‌برد تا هم ادبیات آن تولید و هم اساتید آن تربیت شوند و همچنین مناطق آموزشی آن در سطح کشور مستقر شود. وقتی بودجه‌ها محدود باشد، غالباً آن رشد مناسب تبدیل به رشد مطلوب نمی‌شود. این که می‌گویم مناسب است یعنی با این ظرفیت‌ها، امکانات و محدودیت‌ها مناسب است اما مطلوب نیست. البته همه‌ی ما می‌دانیم بخشی از آن درست است و باید هم باشد زیرا به هر حال مشکلاتی وجود دارد.

*نقدی به صحبت‌های شما دارم. در گذشته حوزه‌ی علمیه همین حمایت‌های فعلی را هم نداشت اما آن زمان تفسیر المیزان از حوزه بیرون می‌آید، کسانی مثل شهیدمطهری و امثال ایشان را داریم؛ چرا سال‌هاست تفسیر ناب جدیدی از حوزه‌ی علمیه نمی‌بینیم؟

امروز نیازمند تفاسیر تخصصی هستیم

بهجت‌پور: امروز هم تفاسیر بسیاری نوشته شده است که تفسیر تسنیم و تفسیر موضوعی آقای جوادی، تفسیر پیام قرآن آقای مکارم، التمهید و تفسیر روایی آقای معرفت، تفسیر همگام با وحی خود بنده که اولین تفسیر به ترتیب نزول در کشور است، تفسیر مهر، تفسیر آقای قرائتی و موارد فراوان دیگر. اتفاقاً حجم تفاسیر نوشته شده فراوان است اما آن چه امروز مورد انتظار است، تفاسیر تخصصی است که بتواند گره از کار دانشمندان در رشته‌های مختلف باز کند. تفاسیر فراوانی نوشته شده است اما به طور مثال تفسیری با رویکرد دانش مدیریت یا روانشناختی نداریم. در این زوایا هنوز گام‌های اولیه را برمی‌داریم وگرنه برای تفسیر مطلق یا عمومی تلاش فراوانی شده است و نوشته‌ها هم فراوان است. مشکل ما عمدتاً این‌جاست که وقتی می‌خواهیم وارد حوزه‌های تخصصی شویم، تولید تفسیرهای تخصصی، متکی بر پژوهش‌های بینارشته‌ای، پژوهش‌های تخصصی و پژوهش‌های علمی خاص است که باید انجام شود. به طور مثال تفسیر موجود از آقای هاشمی رفسنجانی را  گروه‌های فراوانی در دفتر تبلیغات زحمت کشیدند تا تولید کردند. مثال‌های دیگر نیز دانشنامه‌ی قرآنی است که پژوهش‌های فرهنگ و اندیشه‌ی اسلامی تولید کرده است و دو جلد آن بیرون آمده است. پشتوانه‌ی این کتاب‌ها و تفاسیر، انبوهی از پژوهشگران، محققان و سلسله‌ای از مهارت‌دانان هستند که توانستند این کتب را تولید کنند. هزینه‌ی این گونه کارها وقتی تخصصی می‌شود، بسیار بالا است. با حفظ احترام به کسانی از دولت‌مردان و نظام که این گونه مطالعات علمی را حمایت می‌کنند، از آن‌ها تقاضا کرد که اولویت بهتر و بیشتری به این مباحث بدهند. حتی جاهایی که بودجه‌گذاری شده است، بیشتر به سمت‌هایی در حال حرکت هستند که یا بسیار عرفی یا بسیار سخت‌گیرانه در  بخش علمی پژوهشی است. نتیجه‌ی آن هم این می‌شود که از این بودجه هم نتوانند به خوبی استفاده کنند.

*این تولیدات علمی در زمینه‌ی قرآن و تلاش عالمان و نخبگان حوزوی ما چقدر توانسته در ورود کاربردی قرآن به زندگی مردم و قرآنی عمل کردن و زندگی کردن مردم، قرآنی رفتار کردن مسوولان و قرآنی رفتار کردن صدا و سیمای ما تأثیرگذار باشد؟

ما زیاد برای گفتن ارزش قایل هستیم؛ سازمان‌های ما باید تدبیری برای عملیاتی کردن داشته باشند

 

حوزه‌ی تعلیمات دین و حدیث هنوز برای هنجارسازی به کار گرفته نمی‌شود

 

مدیران دستگاه‌ها نباید به داشته‌های خود از دین اکتفا کنند

 

اگر کارشناسان ما روش‌های هنجارسازی آیات را در زندگی و  رویه‌های اداری و حکومتی ندانند، حتماً دچار مشکل می‌شویم

بهجت‌پور: مشکل ما در دانایی نیست؛ دو مشکل را در این زمینه می‌توانم عرض کنم. یک مشکل از اینجا ناشی شده است که ما زیاد برای گفتن ارزش قایل هستیم در حالی که سازمان‌های ما باید تدبیری برای عملیاتی کردن و عملی کردن داشته باشند. به عبارت دیگر حوزه‌ی تعلیمات دین و حدیث هنوز برای هنجارسازی به کار گرفته نمی‌شود و از آن بیشتر برای ارزش‌گذاری استفاده می‌شود یعنی شما آیه‌ و روایتی را می‌خوانید تا ارزشی را بیان کنید اما وقتی این ارزش می‌خواهد نقش اجتماعی، سیاسی یا حکومتی پیدا کند، باید تبدیل به هنجار و تبدیل به قانون شود یعنی در رفتار و رویه‌ها خود را نشان دهد. برای این کار نیز مشکل دومی داریم؛ دستگاه‌های ما از این منظر  احساس می‌کنند که همین اطلاعات عام و عمومی که خود دارند، کفایت می‌کند و برای مدیریت کشور بر اساس دین کفایت می‌کند. گویا اگر یک اطلاع عمومی داشته باشد و مسلمان باشد، برای این که بتوان هنجارهایی را در نظام اداری و نظام حکومتی پیاده کرد، کافی است. هنوز متقاعد نشده‌ایم یا اگر هم گروهی متقاعد شده‌اند، همه متقاعد نشده‌ایم و تبدیل به گفتمان نشده است که نگاه به قرآن و حدیث در عرصه‌ی زندگی باید تبدیل به یک هنجار شود. برای این هنجار باید از متخصصان فن استفاده شود. حتی در بین متخصصان ما هنوز آن مهارت یا توان لازم پیدا نشده است که کارشناسان ما بعد از فهم محتوا، روش‌های هنجارسازی را بدانند یعنی روی این فکر نکردند و این را عرفی و عمومی تلقی کردند. به نظر می‌رسد این موضوع به عنوان آسیب دوم، آسیبی جدی است که باید مورد توجه قرار می‌گرفت. اگر این دو اتفاق نیفتد یعنی مدیران دستگاه‌ها، به داشته‌های خود از دین اکتفا کنند و حوزه‌ی دین و قرآن را یک حوزه‌ی عرفی و عمومی بدانند که باید در لایه‌های عمومی ترویج شود، نه بیشتر و کارشناسان ما هم روش‌های هنجارسازی و تبدیل به هنجار شدن آیات را در زندگی و  رویه‌های اداری و حکومتی ندانند، ما حتماً دچار مشکل می‌شویم و فکر می‌کنم که امروز، این دو آسیب وجود دارد.

*شاید ساده‌ترین روش این هنجارسازی قرآنی، آن باشد که مردم، آن را به طور عملی در رفتار کسانی که می‌خواهند این کار را انجام دهند، ببینند.

مشکل عمده‌ی ما نادانستن راه‌حل است

بهجت‌پور: یکی از روش‌ها هم همین است؛ با این موافق هستم اما فکر می‌کنم سهم مهارت قانون‌سازی و هنجارسازی به‌عنوان یک امر تخصصی در برابر مساله‌ی مشاهده‌ در عمل و رفتار، سهم کم‌نصابی نیست. مشکل عمده‌ی ما نادانستن راه‌حل است. توصیه‌ای که شما می‌فرمایید، یک توصیه‌ی اخلاقی و مکمل است. ما باید اصل مساله یعنی روش را کشف کنیم. در تلاش‌هایی که در این دو-سه دهه انجام داده‌ام اعم از تفسیر به ترتیب نزول و … همه‌ی سعی من این بوده است که به روشی برای هنجارسازی دست پیدا کنم. باید راه این مساله را بیابیم که برای تبدیل قرآن به هنجاری در زندگی ما در ابعاد مختلف، چه باید کرد؟ اگر این اتفاق رخ دهد، به طور طبیعی از فردی مثل بنده که این حرف‌ها را می‌زند و این روش‌ها را برای هنجارسازی می‌کند، این انتظار هم وجود دارد که در مقام عمل نیز ملتزم به آن باشم. این مساله‌ی دوم است. بعضی می‌گویند با تقوا همه چیز حل می‌شود. مرحوم مطهری رضوان‌الله‌تعالی‌علیه می‌فرمودند که «با تقوا همه چیز حل نمی‌شود». با تقوا که نمی‌شود جلوی ترافیک را گرفت؛ بر فرض مردم، تقوا هم داشته باشند، وقتی برای آن‌ها چراغ قرمز نگذارید، وقتی خیابان بندی ها درست نباشد، به طور طبیعی گرفتار و دچار چالش می‌شوند. باید برای روش‌های هنجارسازی در قرآن بیشتر فکر کرد و آن را فرا گرفت. به اعتقاد من، تنها راه، مطالعات ترتیب نزولی است. وقتی هنجارها درست طراحی و پیاده شود، آن وقت گقته می‌شود این فردی که این کار را انجام داد، خود باید این اصول را مراعات کند. بر فرض فردی که چراغ قرمز گذاشت، خیابان‌ها را ساخت و چهارراه‌ها را ساخت، خود نباید از چراغ قرمز عبور کند. ما هنوز شهر را نساخته‌ایم تا بگوییم رفتار آن‌ها مطابق چارچوب‌های گفته شده‌ و هنجارهای طراحی‌شده‌ی خودشان هست یا نیست.

*شما که بیش از هر عنوان و تخصص دیگری به قرآن‌پژوهی شناخته شده‌اید، فکر می‌کنید چرا انسان امروز نیازمند به قرآن است و طور می‌توان با قرآن، جامعه‌ای رشدیافته‌تر داشت؟

باید مستقیم به سراغ قرآن رفت و با خواندن ترجمه‌ها در آیاتش تدبر کرد

بهجت‌پور: قرآن به یک سوال اساسی پاسخ داده است. بشر می‌خواهد از رنج و درد فاصله بگیرد، لذت‌های خالص، سالم، ثابت و پایدار داشته باشدو همه‌ی تلاشی که در طول تایخ بشر انجام شده، در جهت رفع رنج و بیماری مردم و بیشتر کردن بهره و کامش از طبیعت بوده است. ادیان مطرح می‌کنند که این بخشی از زندگی است و باید تأمین شود. یک بخش دیگر آرزوهایی در همین دو حیطه یعنی رفع شقاوت و رنج و تحصیل سعادت و لذت دائمی است. این فقط مربوط به دنیا نمی‌شود؛ دین، این قدرت را دارد که همه‌ی ساحت‌های زندگی را در یک پالایش و پیرایش و یک حرکت شورانگیز به سمت نجات از شقاوت و رسیدن به سعادت طراحی کند. وقتی به سمت دین می‌آیید، دین می‌گوید شما را یاد کردم؛ قرآن می‌گوید شما را یادکردم یعنی همه‌ی نیازهای شما را دیدم. « و لقد انزلنا الیکم کتابا فیه ذکرکم افلا تعقلون»؛ در این آیه گفته شده است که قرآن آمده است تا شما، نیازها و نگرانی‌هایتان را یاد کند. کمی سنجش کنید، می‌بینید که همینطور است. عزیز جوانی که در این دهه زندگی می‌کند، به تعبیر قرآن باید مستقیم به سمت قرآن بیاید چرا که این قرآن است که می‌تواند شما را در همه‌ی زمینه‌ها سرپا کند.  به تعبیر سوره‌ی تکویر «فاین تذهبون ان هو الا ذکر للعالمین…» قرآن جز یادی از انسان‌ و موجودات مختار نیست. قرآن، شما را یاد کرده و نیازهای شما را دیده است. هر کدام از شما می‌خواهد مستقیم و استوار شود و واقعاً  به دنبال برپایی و استواری است، باید به سمت قرآن بیاید. اگر به سمت قرآن نیاییم، پایداری و استواری شکل نخواهد گرفت. اضطراب بشر مرتفع نمی‌شود و کام‌گیری، کامیابی و لذت‌یابی‌های مختصر که خود، رنج‌های بی‌پایانی دارد، شما را برپا نمی‌کند. کار قرآن، این است که در همه‌ی ابعاد اعم از بینش، ارزش و رفتار، آرامش خیالی به شما بدهد، تیرگی‌ها را از زندگی ما پاک کند و بینش‌های پاک و رفتار نورانی به ما بدهد. جای دیگری سراغ نداریم که این کار را انجام دهد. باید به  جوان‌های نسل حاضر  این را گفت که خدای متعال با شناختی که از  نیاز واقعی شما دارد، در عین حال که این نیازهای شما را به شکل درست و معقول که آسیب‌زا نباشند تأمین می‌کند، برای رشد همه جانبه‌ی شما هم فکر کرده و این در چارچوب قرآن آمده است. باید مستقیم به سراغ قرآن رفت، از متن عربی گذشت و با خواندن ترجمه‌ها در آیاتش تدبر کرد. ترجمه‌های درستی از قرآن بخوانید. قرآن به شکل یک سری مباحث علمی و نظری مطرح نشده است. قرآن، زندگی‌ها را برای شما گزارش داده است؛ گفته است آلوده شدن زندگی‌ها چه آسیب‌هایی دارد و پاک شدن زندگی‌ها چه عنایات و رحمت‌هایی به دنبال خواهد داشت. وقتی صبوری کنید، چه اتفاقی می‌افتد و اگر بی‌صبری کنید، چه آسیبی می‌بینید. کدام دانشمند و کدام جامعه است که برای کنار زدن رنج‌های خود، رنج نکشیده‌اند و برای به دست آوردن بهره‌هایشان زحمت نکشیده‌اند؟ قرآن هم به من و شما می‌گوید که رنج بکشید تا رنج بالاتر بروید و تلاش کنید به خواسته‌های خود برسید. این محور دستورات قرآن است و به ما اطمینان می‌دهد که «فمن یعمل مثقال ذره خیرا یره و من یعمل مثقال ذره شرا یره» یعنی اگر یک گام به سمت خیر بردارید، سودش را می‌بینید و اگر یک گام به سمت پلیدی بردارید، ضرر آن را خواهید دید. این عصاره‌ی کار قرآن است و امیدوار هستم نسل جدید و عزیز ما بتوانند این پیام قرآن را که مطابق فطرت‌شان هم هست، دریافت کنند.