باید به معنای قرآن پرداخت/ قرآن نمی‌گوید بخوانید تا ثواب بگیرید، می‌گوید بخوانید تا به صواب برسید/ نص آغاز است، پایان نیست

کانون نواندیشی دینی مدارا_شفقنا- بارها و بارها با تعابیر مختلف و از جایگاه‌های متفاوت شنیده‌ایم که باید از نص‌گرایی عبور کرد و بر معناگرایی نیز وارد شد، دکتر حسین لطیفی که پژوهش در دین و قرآن از موضوعات تخصصی مورد علاقه‌ی اوست نیز بر این نکته تأکید دارد. او معتقد است که اهتمام بیشتر به نص‌گرایی و نه معناگرایی از اهم مشکلات در کارکرد کمتر قرآن در زندگی ماست و البته بر این هم صحه می‌گذارد که توجه به معناگرایی به معنای ندیدن نص نیست بلکه نص، آغاز است. او همچنین ضمن یادآوری اهمیت تفسیر قرآن و نیاز انسان امروز به این مقوله، شرطی برای آن قایل شد مبنی بر این که تفسیرها را نیز باید تا حدی به‌روز کرد.

دکتر عبدالحسین لطیفی،عضوهیات علمی دانشگاه آزاد و استاد ادیان،مذاهب وعرفان در گفت‌وگو با شفقنا ضمن تفکیک نخبگان با توجه به حوزه‌ی آن‌ها درباره‌ی جایگاه قرآن در میان نخبگان سیاسی و علمی غیر از علوم قرآنی اظهار کرد: فردی که به هر علمی عالم است یا فردی که به سیاست می‌پردازد، پیش از هر چیز در ابتدا یک شهروند است، در جامعه بزرگ شده و از نهادهای مختلف ‌تربیتی و آموزشی نیز بهره‌مند شده است. در این صورت باید برای تشخیص جایگاه قرآن نزد نخبگان یا هر گروهی در جمهور مردم  واکاوی کرد.

اهتمام به نص‌گرایی و نه معناگرایی از اهم مشکلات در کارکرد کمتر قرآن در زندگی ماست

او اهم مشکلاتی که موجب کمتر به کار بردن قرآن در زندگی ما شده است را اهتمام بیشتر به نص‌گرایی و نه معناگرایی دانست و افزود: از نص در اینجا منظور متن مقدس یعنی خود قرآن است. از معناگرایی نیز فعلاً در مقام ‌ترجمه‌ صحبت می‌کنم. ترجمه نیز گاهی نیاز به  تبارشناسی لغت، شأن نزول و مباحثی دیگر دارد. در اینجا به تفسیر و بعد از آن به تأویل خواهیم رسید. به نظر می‌رسد در این نقطه حلقه‌هایی از این زنجیر، گم شده است. جمهور مردم ما ارتباط کمی با نص دارند، گویی از روی معنا می‌جهند و توجه و التفات کمی به آن دارند و بعد به تفسیر و بعد تأویل  می‌رسند. حال آن که وقتی ‌ترجمه مفقود یا بسیار ضعیف شود، استفاده‌ی مردم از تفسیر و تأویل هم استفاده‌ی با التزامی نخواهد بود چون معنای قرآن هنوز در ذهن آن‌ها ننشسته است.

باید به معنای قرآن پرداخت

این استاد دانشگاه با تأکید بر این که در مورد قرآن واقعاً باید به معنا پرداخت، خاطرنشان کرد: به طور مثال مومنان از مردم ما در موسم ماه رمضان، بیشتر به قرآن می‌پردازند اما این پرداختن، بیشتر کیفی است یا کمی؟ مشاهدات پیرامونی و میدانی نشان می‌دهد که این مطالعه و پرداختن به قرآن، کمّی و نه کیفی است. این در حالیست که قرآن بر تدبر، تعمق و تفقه تأکید فراوان دارد. البته نباید از همه‌ی جمهور مردم انتظار داشت که به شکل یکسان تعمق کنند اما حداقلِ تعمق، نیاز همه‌ی جمهور مردم است. چرا که خود قرآن گفته است روی سخنش با همگان است. صحبت قرآن که با خواص نیست، بلکه آن‌ها را هم شامل می‌شود. وقتی با تأسف در قرآن گفته می‌شود که تفقه نمی‌کنند یعنی این انتظار از همگان می‌رود.

او با اشاره به وجود قرآن در پیش دبستان، دبستان، دبیرستان و دانشگاه اظهار کرد: قرآن علاوه بر این که در فرهنگ ما وجود دارد، به طور رسمی در برنامه‌های ما نیز قابل مشاهده است اما همچنان آن‌طور که باید، تدبر در قرآن در زندگی عملی ما کمتر رخ می‌دهد. به این دلیل که از همان ابتدا، ما ملزم به خوانش نص قرآن می‌شویم، حتی اگر اشتباه خوانده شود ، آن را به قصد ثواب می‌خوانند.

قرآن نمی‌گوید بخوانید تا ثواب بگیرید، می‌گوید بخوانید تابه صواب برسید

لطیفی تصریح کرد: مساله‌ی دیگر آن است که این گونه به ما القا شده است که خواندن قرآن ثواب دارد. البته می‌شود به این امر هم تکیه کرد و حداقل فایده بردن انسان از قرآن این است که ثواب هم برای جمهور مردم نوشته می‌شود. در حالی که با خواندن قرآن به این نتیجه می‌رسید که خواسته‌ی قرآن بسیار فراتر از این است. نمی‌گوید بخوانید تا ثواب بگیرید، می‌گوید بخوانید تابه صواب برسید یعنی به درستی و راستی برسید. قرآن، هدی للمتقین است که از ثواب ناشی نمی‌شود و از صواب ناشی می‌شود. انسان با سپردن دل، فهم و عقل خود به قرآن و با تدبر در آیاتش می‌تواند زندگی خود را جهت دهد.

او ادامه داد: حال اگر ما با توجه به وقتی که داریم، به تندی قرآن را بخوانیم و التزام داشته باشیم که حتماً قرآن را به معنای نص آن در ماه رمضان ختم کنیم، آیا اصلاً فرصت می‌کنیم که در آیات قرآن تدبر کنیم؟ اسلام، این را لحاظ کرده است که می‌گوید اگر در برخی از آیات قرآن هم تدبر کنید، شما را به سرمنزل می‌رساند. این یکی از مشکلات ماست؛ به گونه‌ای که به ما آموزش می‌دهند خود باز کردن قرآن و خواندن آن کافی است. اگر دقت کرده باشید در پیشینیان ما و حتی میان افرادی که خیلی مسن هستند، کسانی را می‌بینیم که اصرار دارند سواد قرآنی دارند. در ادبیات آن‌ها سواد قرآنی داشتن به این معناست که آن فرد نمی‌تواند خوب بخواند اما قرآن را می‌تواند بخواند. این نکته‌ی بسیار مهمی است یعنی می‌تواند لفظ قرآن را بخواند و احساس نیازی نمی‌کند که ترجمه‌ی آن را هم بداند و اصلاً مهارت خواندن آن را ندارد.

گونه‌ای تربیت شده‌ایم که به خواندن ترجمه‌ی آیات قرآن احساس نیاز نمی‌کنیم

این استاد دانشگاه با تأکید بر این که به گونه‌ای تربیت شده‌ایم که احساس نیاز به خواندن ترجمه‌ی آیات قرآن نمی‌کنیم، گفت: در چنین شرایطی من نوعی با سواد قرآنی یا فوق قرآنی خود، حتی هزار بار هم که قرآن را بخوانم، اما فقط بر اساس نص، آن را خوانده باشم و در نتیجه چیز چندانی نصیب من نشود یا اشتباه نصیب من شود و برداشت غلطی داشته باشم، قرآن در زندگی عملی من چه اثری خواهد داشت؟ طبیعی است که اثر چندانی نمی‌کند و اثری عملی‌ نخواهد داشت.

جامعه و حتی نخبگان ما از تدبر و تعمق در قرآن، فاصله‌ای فراوان دارند

او با بیان این که جامعه و حتی نخبگان ما از تدبر و تعمق در قرآن، فاصله‌ای فراوان دارند، گفت: این فاصله مربوط به ده، بیست یا سی سال اخیر  نیست و بسیار عمیق‌تر است. فرهنگ، یک‌شبه ایجاد نمی‌شود و یک‌شبه از بین نمی‌رود. فرهنگ را ایستای پویا می‌نامند، یعنی در نگاه اول تصور می‌کنید ایستاده است، اما اگر پنجاه سال جلو روید، می‌بینید بسیار تغییر کرده است.  بر این اساس فرهنگ در حال حرکت است؛ مانند رودخانه‌ای که حرکت آب در آن، آن قدر آرام است که در نگاه اول ممکن است متوجه حرکت آن نشوید، اما می‌بینید حرکت می‌کند.

علت دوری جامعه از تدبر در قرآن را باید در فرهنگ جامعه واکاوی کرد

نص آغاز است، پایان نیست

لطیفی در توضیح علت دوری جامعه از تدبر در قرآن گفت: علت آن را باید در فرهنگمان واکاوی کنیم. در مورد نقش رسانه در این امر باید گفت که کار رسانه، رساندن است پس طبیعتاً رسانه علت‌العلل نیست. باید عقب‌تر برویم؛ بخشی از دلیل این فاصله را باید در نخبگان جست‌وجو کرد؛ نخبگانی که به شکل تخصصی به قرآن می‌پردازند. افرادی که به هر شکل و نحوی در این زمینه نقش دارند، باید روی این مساله کار کنند و به مردم بگویند که نص را باید خواند، در ابتدا آن را بخوانید تا با کلام آشنا شوید اما نص آغاز است، پایان نیست. به ویژه برای آن‌هایی که سواد تخصصی ندارند، نص آغاز است. پس چه باید کرد؟ باید ‌ترجمه را خواند.

او با تأکید بر این که در آموزش و پرورش-به معنای وسیع کلمه نه صرفاً مدارس- باید در افراد، این را نهادینه کرد که به ترجمه‌ی قرآن، بی‌توجه نباشند، اظهار کرد: اقدام خوبی که چند سالی است در برخی شبکه‌های صدا و سیما از جمله شبکه سه انجام می‌شود، آن است که پیش از پخش اذان، همزمان با تلاوت قرآن، ترجمه‌ی آن را هم نمایش می‌دهند. اقدام خوب دیگر نیز در شبکه یک دیده می‌شود که قبل از اخبار، یک آیه از قرآن را نمایش می‌دهد؛ این کاری بسیار اثرگذار است چرا که وقتی صد آیه پخش شود، ذهن شنونده و بیننده بعد از مدتی متمرکز نیست، در حالی که یک آیه می‌تواند دقیقاً آن محتوا را به انسان القا کند.  این که در برخی موارد نیز به صورت گفتاری این آیه پخش می‌شود نیز بسیار خوب است زیرا در چنین شرایطی اگر کسی در حال انجام دادن کاری است یا حتی کسی هم که نتواند بخواند، آن را می‌شنود. شاید در نگاه اول گام بزرگی نباشد اما ما می‌خواهیم از گام‌های کوچک شروع کنیم و البته این گام اصلاً کوچک نیست. این به مخاطب نشان می‌دهد ترجمه هم مهم است و صرف شنیدن تلاوت آیات به معنای دریافت همه‌ی آن نیست و باید از ترجمه کمک گرفت.

با ترجمه، خود به خود بخشی از معنا از بین می‌رود

این دین‌پژوه با اشاره به مترجم بودن خود در حوزه زبان‌های انگلیسی و عربی و نظر دیگر متخصصان ترجمه اظهار کرد: با ترجمه، خود به خود بخشی از معنا از بین می‌رود یعنی مخصوصاً در مورد متون مقدس در صورت ارائه‌ی بهترین‌ ترجمه نیز به طور صددرصد آنی نیست که در زبان اصلی نیست.  در مورد قرآن هم این مساله مطرح است. به همین دلیل نیز برخی علمای سنتی ما به ویژه در قدیم اصلاً موافق‌ ترجمه نبودند. این موضوع هم یکی دیگر از علت‌های کم‌توجهی به ترجمه‌ی قرآن به شمار می‌رود. البته این مساله و مقاومت علما برای خواندن نص و نه ترجمه در جوامع دیگر نیز وجود دارد.

اگر به ترجمه‌ی قرآن بها ندهیم، سودش از ضررش کمتر خواهد بود

او دغدغه‌ی علمای سنتی درباره اصرار بر خواندن نص و نه ترجمه را دغدغه‌ای درست خواند و افزود: البته این دغدغه در مورد متخصصان درست است، چنین فردی حتماً باید اصل را بخواند. همانطور که وقتی می‌خواهیم مقاله بنویسیم، باید بیشتر به متون درجه یک رفرنس بدهیم تا درجه دو. در عین حال باید به این دغدغه نیز توجه کرد که عموم مردم که اغلب به زبان عربی مسلط نیستند و سواد عربی ندارند نیز لازم است بدانند و اگر در این مورد به ترجمه بها داده نشود، سود آن کمتر از ضررش خواهد بود. این که مردم صد در صد را نبینند و نخوانند بهتر است یا این که هیچ چیزی از قرآن را درنیابند؟ طبیعتاً فهم نزدیک به صد درصد بسیار بهتر از این است که نزدیک به صفر یا خیلی کم باشد.

امروز بسیاری از علما آن نگاه گذشته را قبول ندارند که اصلاً‌ قرآن نباید ترجمه شود

لطیفی با ابراز خرسندی نسبت به این که امروز بسیاری از علما آن نگاه گذشته را قبول ندارند که اصلاً‌ نباید ترجمه شود، گفت: خوشبختانه ما‌ ترجمه‌های دقیق هم کم نداریم، چرا که با توجه به دینی بودن مساله، مترجمان بسیار دقت می‌کنند؛ گاهی سلایق متفاوت است اما چارچوب، یکی است. رسانه اعم از تلویزیون و رسانه‌های مختلف به معنای  دقیق کلمه، می‌توانند روی این کار کنند که به‌ ترجمه بهای بیشتری داده شود. از همان ابتدای کودکی به مردم یاد دهند که ترجمه‌ی قرآن مهم است. البته نه این که نص مهم نیست، چون بعضی‌ها هم از آن طرف بام هم افتادند. نص، آغاز است و نباید آن را ندید.

او تصریح کرد: مطمئن باشید به لحاظ روان‌شناختی و  روحی، خود خواندن کلام وحی حتی اگر مردم تا حدی آن را نفهمند، روی آن‌ها اثر می‌گذارد. در روان‌شناسی دین هم این را داریم پس بی‌نیاز از خواندن اصل نص نیستیم اما تأکید کنیم که نص آغاز است؛ بخوانید و بعد‌ ترجمه را بخوانید. اگر طالب بیشتر بودند، تفسیر بخوانند و لوازم‌ ترجمه که پیش از این اشاره شد. پس از آن نیز به تأویل می‌رسد.

چرا سال‌هاست نظریه‌پرداز به معنای دقیق کلمه نداریم؟

این دین‌پژوه و استاد دانشگاه در پاسخ به این که چرا سال‌هاست که تفسیر ناب جدیدی از حوزه‌های علمیه نمی‌بینیم، اظهار کرد: این موضوع به مساله‌ای ریشه‌ای‌تر و وسیع‌تر باز می‌گردد و آن این که چرا سال‌هاست ما نظریه‌پرداز به معنای دقیق کلمه نداریم؟ به طور مثال از یک بعد بسیار خوب است که هنوز  افرادی مثل مرحوم شهید مطهری هنوز برای گفتن، حرف دارند و هنوز می‌شود به آن‌ها رجوع کرد اما این سکه روی دیگری هم دارد. آن هم این است که بله! بزرگانی چون شهید مطهری سر جای خود هستند و باید بر صدر بنشینند و  قدر ببینند اما چرا  امروز بعد از چهل سال هنوز شبه شهید مطهری‌ها نداریم و دیگرانی نیامدند که آن مقبولیت را داشته باشند و بتوانند حرفی بزنند که به ایشان رجوع شود؟ چرا در علوم انسانی صاحب‌نظران کمی داریم؟ این فقر بسیار مهمی است. که دیر یا زود جامعه دچار شدن خود به آن را درک خواهد کرد.

او ادامه داد: اگر متوجه این نکته شدیم، بخشی از آن هم همان است که چرا تفسیر بسیار مهمی که حرف جدیدی برای گفتن داشته باشد، نداریم. آیا واقعاً درها بسته شده است؟ طبیعتاً خیر. همان‌طور که در ادوار مختلف بر تفاسیر افزوده شده و حرف‌های جدیدی پیدا شده است. ضمن این که ما می‌گوییم فقه شیعه، فقه اجتهادی است و باب اجتهاد باز است. این اجتهاد می‌تواند به تفسیر نیز تسری پیدا کند. ما چرا از دری که فقه و کلام شیعه برای ما باز گذاشته است، استفاده نمی‌کنیم؟ می‌توانیم استفاده کنیم و باید این کار را انجام داده و مشکل را حل کنیم.

لطیفی با بیان این که البته توجه و مطالعه‌ی تفاسیر قدیمی نیز نیاز است، گفت: مانند شعر که اگر بخواهیم شعر جدید را به خوبی درک کنیم و یاد بگیریم، باید در ابتدا به سراغ شعر کلاسیک برویم. باید از تفاسیر قدیم استفاده کنیم اما باز هم پایان راه نباشد. برای این که  قرآن در زندگی ما کارکردی‌تر و کاربردی‌تر شود، باید به زبان امروز تفاسیر را نوشت و بازنویسی کرد و با القا کردن به شکل فرهنگی به مردم که‌ ترجمه هم مهم است، تفسیر را هم می‌توان به عنوان مکمل کنار آن گذاشت. چرا که بی‌نیاز از آن نیستیم و هر لحظه به طور زمانی و فرهنگی از زمان نزول وحی فاصله می‌گیریم.

امروز بی‌نیاز از تفسیرهای جدید نیستیم

او با تأکید بر این که امروز بی‌نیاز از تفسیر نیستیم، اظهار کرد: البته به شرط آن که مانند مسایل دیگر که باید به روز شود، تفسیرها را نیز باید تا حدی به روز کرد. در عین حال باید دقت کرد که از به روز کردن تفاسیر، منظور این نیست که حرفی کاملاً دگرگونه بزنیم. قطعاً آن سخن نیز باید مبتنی بر تفاسیر قبل و مبتنی بر وحی باشد اما با زبانی جدیدتر، اصطلاحاتی امروزی‌تر و با لحاظ کردن نیازهای امروز تا حدی دین را بهینه کنیم تا مردم بتوانند بهتر از این از آن استفاده کنند تا دین و قرآن حالتی کاربردی‌تر در زندگی آن‌ها داشته باشد.

این استاد دانشگاه با اشاره به کارگاهی که در چند ماه گذشته برای حافظان قرآن برگزار کرده بود، گفت: در دو ساعت اول کارگاه برای دوستان توضیح دادم که اصلاً حفظ قرآن به چه معناست و با هم به این نتیجه رسیدیم که حفظ قرآن -به معنایی که معمولاً وقتی می‌شنوند، تلقی می‌کنند- اول راه حفظ است و شاید حداقل است. به طور مثال اگر نگاهمان، آن باشد، شاید وسایلی مثل حافظه‌های کامپیوتری هم بتوانند کار حفظ قرآن را برای ما انجام دهند. البته خود حفظ قرآن برای مردم اجر دارد و کوشش و جهاد است اما آغاز راه است. واقعاً حفظ قرآن کار سختی است و انتظار هم دارید که حرفی جابه جا نشود پس کار بسیار سخت‌تر می‌شود.

او ادامه داد: مشکلی که ممکن است گاهی دامن‌گیر یک حافظ قرآن شود، این است که فکر می‌کند راه را کامل رفته، در حالی که آن را آغاز کرده‌ است. باید این نکات را مورد توجه قرار دهند که آیا به آن اندازه که به حفظ الفاظ توجه می‌کنم، به مفاهیم قرآن هم توجه می‌کنم؟ اگر به آن مفاهیم توجه کرده باشم، مرحله‌ی سومی شروع می‌شود. در این مرحله، سوال آن است که حال که مفاهیم بعضی از الفاظ در ذهنم نشستند، آیا این مفاهیم در عملم هم می‌نشینند و واقعاً عمل می‌کنم؟ یا حافظی هستم که مصداق «الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه» نیستم؟ طبق گفته‌ی قرآن یکی از ویژگی‌های مومنین این است که باید خوب بشنوند و  بعد می‌توانند  آن سخن را بپذیرند یا نپذیرند. شنیدن خوب یعنی به گونه‌ای بشنوند که فرصت و فضای صحبت کردن به گوینده بدهند و آرامش خاطر ایجاد کنند.

لطیفی با بیان این که اگر یک حافظ قرآن چنین روندی را اجرا نکند، باید کمی تجدیدنظر در روند پیش رویش داشته باشد، گفت: چرا که اجرا نکردن این روند به این معناست که من لفظ را حفظ کردم، شاید مفهوم را هم یاد گرفتم، اما آن‌طور که باید طوری تعمق نکردم که به عمل من در بیاید و صورت تبدیل به سیرت شود. قرآن باید در دل و جان ما بنشیند و نه فقط در ذهن و حافظه‌ی ما. اگر من قرآن را وارد حافظه‌ام می‌کنم، باید وارد فاکره و اندیشه و بعد وارد دل و جانم کنم؛ وقتی دل به آن دادم، با آن زندگی می‌کنم و در زندگی‌ام آن را لمس می‌کنم و با آن عمل می‌کنم. طوری نشود که در مرود عملکرد یک حافظ قرآن، این پرسش‌ها برای مردم طرح شود که تو که حافظ هستی چرا خودت فلان موضوع را رعایت نکردی یا چرا خودت آن کار را انجام ندادی.

حافظان قرآن باید حافظان شأن قرآن باشند

او با تأکید بر این که البته منظور این نیست که یک حافظ قرآن هیچ گاه قرار نیست اشتباه کند، اظهار کرد: یک حافظ قرآن باید به گونه‌ای رفتار کند که موجب تشویق مردم به نزدیک شدن به قرآن شود. حوزه‌ها نیز در این باره وظیفه دارند و باید روی این مطلب کار کنند که حفظ قرآن به معنای آغاز راه است. در یک عبارت کوتاه می‌گویم که حفظ قرآن از نظر من به معنای حفظ شأن قرآن است و نه فقط حفظ لفظ آن. ما روی حفظ لفظ قرآن خوب کار می‌کنیم و حافظانی بسیار قوی‌ هم داریم و مطمئن هستم بسیارانی می‌توانند روی حفظ شأن قرآن هم کار کنند اما این باید بین حافظان قرآن عمومیت پیدا کند. جمهور حافظان قرآن باید حافظان شأن قرآن باشند.

این استاد دانشگاه در پایان تصریح کرد: وقتی حافظ شأن قرآن شدیم، یعنی حافظ لفظ، معنا و حافظ عملکرد به آن معنا شده‌ایم و حفظ قرآن به همین معناست. با چنین نگاهی دیگر حفظ قرآن، اصلاً قابل مقایسه با این که قرآن را در حافظه‌ی کامپیوتری بگذارم، نخواهد بود و واقعاً ارزش خود را پیدا خواهد کرد.