گذشته چراغ راه آینده نیست! درسهایی از یک کتاب/ سیدحسن اسلامی

کانون نواندیشی دینی مدارا_همه ما اشتباهاتی می‌کنیم و از آن درس‌هایی می‌گیریم تا در آینده از آن گونه خطاها بپرهیزیم. در واقع خردمندی زاده بررسی و اصلاح خطاهای گذشته است تا جایی که گفته‌اند، تجربه معلمی است که اول امتحان می‌گیرد و بعد درس می‌دهد.

سیدحسن اسلامی عضو هیئت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب
سیدحسن اسلامی عضو هیئت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب
بزرگ‌ترین منبع درس‌آموزی از تجربه دیگران و پرهیز از خطا نیز ظاهراً تاریخ است. به همین سبب خواندن تاریخ و توصیه به آن خود نشانه خردمندی است و نیز امام علی (ع) در نامه ۳۱ نهج البلاغه بر اهمیت تأمل در تاریخ و مرور زندگی پیشنیان تأکید فراوان داشته است. با این حال به نظر می‌رسد کسانی از تاریخ و تجارب رایگان آن طرفی نمی‌بندند و همواره خطای گذشتگان را تکرار می‌کنند.

کتاب خوشخوان تاریخ بی‌خردی از تروا تا ویتنام (باربارا تاکمن، ترجمه حسن کامشاد، تهران، کارنامه، ۱۳۸۸) گزارش شیرینی است از اینکه سیاستمداران کمتر از تاریخ می‌آموزند و به همین سبب شاهد آن هستیم که گاه خطایی را بارها و بارها در طی تاریخ به شکل یکسانی تکرار می‌کنند.

محور اصلی کتاب تاریخ بی‌خردی، آن است که سیاستمداران و حاکمان در طول تاریخ خطاهایی چنان فاحش مرتکب می‌شدند و می‌شوند که خطا بودن آن کارها در همان زمانها آشکار بوده است. برای مثال، حاکمان تروا نباید اسب تروا را وارد شهر می‌کردند و دست کم به توصیه دیگران گوش می‌کردند و اسب را که دامی آشکار بود، بررسی می‌کردند. اما قدرتْ گوش شنوا ندارد. همچنین رفتار بریتانیا در برابر مردم آمریکا پیش از استقلال آن کشور و تحمیل مالیات‌هایی که مشخص بود مردم را به شورش بر ضد بریتانیا می‌کشاند نمونه دیگری از این خطاست. نویسنده این مطلب را از تروا تا زمان معاصر پی می‌گیرد و با آوردن نمونه‌هایی زنده و پرشور خطاها را بر می‌شمارد. به گفته او «انسان ظاهراً در حکومت بیش از هر رشته دیگر فعالیت‌های بشری بی‌کفایتی نشان می‌دهد.» و عقل و تجربه را کمتر به کار می‌گیرد (ص۲۳).

از نظر نویسنده، سیاستی نابخردانه است که در آن سه شرط فراهم باشد: نخست، طبق معیار زمان اجرا بی‌خردانه به شمار رودْ نه آن که با معیارهای امروزی درباره گذشته بخواهیم داوری کنیم. دوم، راه دیگری برای پیمودن مسیر وجود داشته باشد، نه آن که تنها مسیر همین  مسیر خطا بوده باشد. سوم، «سیاست مورد بحث متعلق به گروه باشد، نه یک فرد حکمران و از طول عمر سیاسی یک نفر تجاوز کند». (ص۲۵)

با این نگاه خانم باربارا تاکمن معتقد است که شهوت قدرت مهم‌ترین عامل بی‌خردی سیاسی بوده است و «بالاترین جولان‌گاه بی‌خردی هنوز حیطه حکومت است، چون آن جا است که آدمی بر دیگران تسلط می‌یابد و سپس تسلط بر خود را از دست می‌دهد». به همین سبب تامس جفرسن که تجربه انواع مقامات را داشت، به دوستی نوشت: «بشر هر وقت نگاه حسرت‌آمیز [به مقام] انداخته، در رفتارش گند و فساد پیدا شده.» (ص۵۰۳)

ظاهراً انتظار تجربه‌آموزی و درس گرفتن از گذشته برای حاکمان منتفی است. لذا به نوشته نویسنده، آمریکا از ویتنام تجربه نگرفت و در پی تکرار خطای خود در ایران برآمد. اعتراف به خطا نیازمند آن است که «سیاستمدار شهامت اخلاقی» داشته باشد. اما «اذعان به اشتباه برای سران دولت‌ها تقریباً محال است». (ص۵۰۵)

حال اگر سیاستمداران از تاریخ درس نمی‌گیرند و عامه مردم هم که چندان به آن نیاز ندارند، و دیگر «گذشته چراغ راه آینده» نیست، آیا بهتر نیست که اصولاً درس تاریخ از مدارس و رشته تاریخ از دانشگاه برچیده شود؟

گفتنی است که این کتاب پیش‌تر با نام سیر نابخردی از ترویا تا ویتنام (تهران، فرزان روز، ۱۳۷۵) منتشر شده بود و دوباره با اندکی تغییر در نام از سوی نشر کارنامه منتشر گشت.

بارابارا تاکمن مورخ معاصر و نویسنده پرفروش این کتاب را در سال ۱۹۸۴ با نام «قدم رو حماقت: از تروی تا ویتنام» (The March of Folly: from Troy to Vietnam) منتشر کرد و بابت آن جایزه پولیتز را دریافت کرد.

دیدگاه شما

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.