اگر قاری عامل به قرآن نباشد فایده ای ندارد/ صداو سیما نتوانسته معارف قرآن را به محصولات هنجارساز تبدیل کند: حجت الاسلام صابری تولایی

کانون نواندیشی دینی مدارا_شفقنا- حجت الاسلام احمد صابری تولایی، عضو اصلی جامعه مبلغین کشور معتقد است که  قرآن مهجور است و با توجه به اینکه ما در یک جامعه اسلامی زندگی می کنیم نیازمندی به قرآن همانند نیازمندی ماهی به آب است و همچنین راه بازگشت به قرآن یک راه صعب العبور است و به یک همت جمعی نیاز دارد.

متن گفت وگوی شفقنا با صابری تولآیی را می خوانید:

بعضا گفته می شود از میان قرآن و عترت که سفارش رسول گرامی اسلام است، بسیاری از اهل تسنن به قرآن اهتمام دارند اما عترت در نزد ایشان مهجور است و بسیاری از اهل تشیع  به عترت اهتمام دارند اما قرآن در نزد ایشان مهجور است. آیا این گزاره درست است؟ اگر چنین است دلایل آن چیست؟

در بین اهل سنت اعتقاد به اهل بیت (ع) مهجور است ولی در بین شیعه اعتقاد به قرآن مهجور نیست؛ از نظر اعتقادی برخی اهل سنت نسبت به عترت ظلم بزرگی کردند و آن این است که به اهل بیت (ع) چندان اعتقاد ندارند و شیعیان در حوزه عمل، قرآن را مهجور قرار دادند. همچنین در عرصه عمل، اهل سنت نیز قرآن را مهجور قرار دادند یعنی قرآن فقط به عنوان ابزاری برای عبادت و نه عبودیت مطرح است. در نتیجه قرآن می خوانیم که ثواب کنیم نه اینکه به خدا نزدیک شویم و خدا را بندگی کنیم. اهل بیت (ع) در میان شیعه هم در حوزه اعتقاد و هم در عرصه توسل، تمسک و اقتدا به طور نسبی جایگاه خوبی دارند، البته در حوزه عمل به دستورات اهل بیت (ع) ضعف های بسیاری داریم اما نسبت به معارف ایشان آشنایی خوبی بوجود آمده است. توسل به عترت، عشق و علاقه به اهل بیت (ع) و همچنین اعتقاد جاذم و راسخ نسبت به آنها نشان می دهد که شیعه گوی سبقت را از اهل سنت ربوده و در این زمینه خیلی جلوتر است.

نشانه ها و آثارمهجوریت قرآن کریم در سطوح مختلف جامعه چیست؟

یقینا قرآن مهجور است. من جامعه را به سه سطح تقسیم بندی می کنم. یک سطح نخبگان، دیگری خواص و سطح سوم عوام جامعه هستند. در میان نخبگان مهجوریت قرآن به این شکل است که آنها به دنبال تولید علوم لازم برای جامعه امروز نرفتند. در سطح خواص جامعه نیز اینگونه است که به دستورالعمل های قرآن و آنچه که جزو محکمات، مباحث اخلاقی و رفتاری است پایبند نیستند مثل مسئولین دولتی و نظام  که در این زمینه به شدت دچار ضعف هستیم. در بین عوام نیز مهجوریت قرآن به این دلیل است که متاسفانه هم خواندن قرآن به ماه رمضان و بعضی از مناسبت ها محدود شده است و هم عمل به قرآن بسیار کم دیده می شود.

اساسا چرا نیازمند به قرآن هستیم؟

با توجه به اینکه جامعه ما یک جامعه اسلامی است نیازمندی به قرآن نیازمندیِ ماهی به آب است. مگر می شود در یک جامعه اسلامی زندگی کنیم اما دستورالعمل های جامعه سازی اسلامی را نداشته باشیم . قرآن کتاب و گنجینه ای است که  بنا دارد جامعه اسلامی را ایجاد کند. چطور می توانیم این کتاب و دفترچه راهنما را کنار بگذاریم ولی جامعه اسلامی را هم ایجاد کنیم. بنابراین چون قرآن نرم افزار جامعه سازی اسلامی است، ساختار سخت افزاری جامعه بدون این نرم افزارهویت اسلامی پیدا نمی کند. اگر ما بخواهیم جامعه اسلامی داشته باشیم نیازمند به این کتاب و دستورالعمل ها هستیم.

با قرآن چگونه می توانیم جامعه رشد یافته تری داشته باشیم؟

باید به سوی قرآن برگردیم و دستورالعمل های آن را کشف و تئوریزه کنیم، سپس به عملیات های رفتاری و  دستورالعمل های اجرایی تبدیل کنیم و در نهایت مردم را به آن سمت حرکت دهیم. اگر این سه گام برداشته شود می توانیم جامعه رشد یافته تری داشته باشیم.

راه بازگشت به قرآن چیست؟

راه بازگشت به قرآن یک راه صعب العبور است چرا که نیاز به همت جمعی دارد، یعنی همه افرادی که خودشان را معتقد به قرآن  می دانند باید به صورت جدی وارد میدان شوند و در وهله اول وظایف خود را از قرآن کشف کنند. بعد از کشف مسئولیت ها و وظایف برای رسیدن به جایگاهی که قرآن از ما راضی باشد و بتوانیم  افتخار کنیم که توانستیم وظایف مان را در هر حیطه ای نسبت به آن اجرا کنیم حرکت کنیم.

جایگاه قرآن در حوزه های علمیه چگونه است؟ و تا چه اندازه حوزه های علمیه و روحانیت ما قرآنی هستند؟ آیا امروز در حوزه های علمیه به قرآن و علوم تفسیری به اندازه لازم بها داده می شود؟

در حوزه های علمیه اخیرا قرآن جایگاه خوبی پیدا کرده است. در حال حاضر تفسیر به صورت جدی تر پیگیری می شود  و در دروس آموزشی رسمی حوزه های علمیه گنجانده شده است، طلبه ها نیز از ابتدای ورود به حوزه با تفسیر کار می کنند. حتی در کتاب هایی مثل کتاب های ادبیات عرب، مثال هایی که قبلا از شعرا و ادبای قدیم گفته می شد اکنون به مثال های قرآنی مبدل شده است. اما هنوز تا آنجایی که روح قرآن در حوزه های علمیه  به معنای کامل دمیده شود خیلی راه داریم. در حوزه علمیه نیاز به جدیت داریم. حوزه علمیه درباره قرآن باید چند سرو گردن از فضای اجتماعی همت بیشتری داشته باشد. از آنجا که همت بلند و جایگاه مهمی را برای قرآن در حوزه های علمیه قائل هستیم هنوز حوزه نتوانسته به سر منزل مقصود خود برسد.

چرا سال هاست تفسیر ناب جدیدی از حوزه های علمیه صادر نشده است؟  

با توجه به اینکه در حال حاضر دروس تخصصی شده اند چندان توقع نداریم که تفسیر جامع و کاملی از یک شخص صادر شود. آثاری که اکنون از حوزه های علمیه خارج می شود با رویکردهای قرآنی و تمرکز بر قرآن است که حجم بسیار بالایی را نیز به خود اختصاص داده است ولی از یک جهت چون تخصصی است و ممکن است مورد استفاده عموم قرار نگیرد و از جهتی دیگر هر فردی به یک قسمتی از معارف قرآنی پرداخته است بنابراین تفسیر جامع و کامل از یک شخص پیدا نمی شود.

تا چه اندازه کارگزاران و مسئولان نظام قرآنی عمل می کنند؟ اهتمام به قرآن در سطوح مختلف حاکمیت چگونه است؟

متاسفانه همان ضعفی که در توده مردم نسبت به عمل کردن به قرآن دیده می شود در مورد مسئولان نیز صادق است و البته در میان آنان بیشتر ظهور و بروز دارد چون آنها سکان داری می کنند بنابراین اگر یک حرکت اجتماعی که آقایان مسئول فرمانش را در دست دارند به انحراف برود ظهور بیشتری پیدا می کند و آسیب های زیادی به جامعه وارد می کند. متاسفانه امروز در بین مسئولان با یک سکولاریزیون مواجه هستیم. در واقع یک جدایی قرآن از وظیفه مداری و انجام مسئولیت در بین مسئولان دیده می شود. عده ای که می خواهند به قرآن عمل کنند با تفسیر به رای های خودشان به آن عمل می کنند و عده ای هم که ابداً با قرآن کاری ندارند با مدل های غربی حرکت می کنند و هیچ شباهت هایی با دستورالعمل های قرآنی ندارند. آسیب هایی که امروز به صورت جدی جامعه ما را تهدید می کند علتش جدا شدن مسئولان از قرآن  در حوزه عملکرد است. اگر انتخاب های ما قرآنی نباشد مسئولانمان نیز قرآنی نخواهند بود. باید تمام سعی مان را به این سمت ببریم که ملاک های قرآنی را برای انتخاب انسان های مفید به مردم آموزش دهیم تا مسئولانی را که قرآنی عمل می کنند قرآنی انتخاب کنند.

آیا نخبگان علمی، سیاستمداران و احزاب و رسانه های ما به قرآن اهتمام لازم را دارند؟ تا چه اندازه روشنفکری ما قرآنی است؟ تا چه اندازه سیاستمداران و احزاب ما قرآنی عمل می کنند؟

می توان گفت اهتمام به قرآن در بین جامعه روشنفکری درصد بسیار پایینی دارد. البته ما دو نوع روشنفکری داریم. یک عده از روشنفکرها بسیار معدودند نظیر مجموعه های فرهنگی و بعضی از موسسات که همه دغدغه شان این است که به سمت قرآنی عمل کردن حرکت کنند ولی به قدری تعدادشان کم است که دیده نمی شوند؛ در مقابل این روشنفکری مجموعه های بسیار فراوانی نیز وجود دارند که متاسفانه غرب زده عمل می کنند چون مرعوب تمدن غرب واقع شدند و در مقابل تمدن غرب احساس می کنند که قرآن حرفی برای گفتن ندارد لذا آن را در هاله ای از تقدس نگه می دارند و به عنوان کتابی  که فقط می تواند از نظر معنویت فردی آنها را تامین کند از آن استفاده می کنند. این دسته از روشنفکرها ممکن است قرآن را بخوانند ولی آن را به عنوان چراغ راهی برای حرکت در نظر نمی گیرند.

آیا رسانه های ما مروج فرهنگ قرآنی هستند؟

رسانه ما نود درصد مصرف کننده است تا اینکه تولید کننده باشد. عموما شاهدیم که مجری های ما آنچه را که در شبکه های خارجی می بینیم کپی می کنند. فیلم های ما دوبله شده ای از آثار خارجی است. کارگردان های ما چقدر دغدغه مفاهیم  قرآنی را دارند. در طول سال خیلی زحمت بکشند چند فیلم با رویکرد معنوی و اخلاقی آن هم در ماه رمضان ارائه می دهند. درشبکه قرآن که ظهور و نمود قرآن در جامعه است بیش از سخنرانی، پخش قرآن، ترتیل، قرائت و روش حفظ برنامه دیگری نمی بینیم. یک سریال فاخر اثرگذاردر شبکه قرآن مشاهده نمی کنیم، فقط سریال هایی که مفاهیم اخلاقی را ترویج می دهند و مذهبی ترند را بازپخش می کند. متاسفانه شبکه قرآن ما تولید محصول فرهنگی مبتنی بر معارف قرآنی ندارد. وقتی ماه رمضان فرا می رسد شبکه قرآن باید مهمترین و پربیننده ترین شبکه باشد در حالی که اینگونه نیست.

عملکرد صداوسیما در حوزه قرآن چگونه است؟ آیا شیوه فعلی صداوسیما به ترویج واقعی مفاهیم قرآن و تدبر و تعمق در آن می انجامد؟

متاسفانه صداوسیما در این زمینه موفق نبوده و نتوانسته است معارف قرآن را به محصولاتی تبدیل کند که در خانواده ها و جامعه  هنجارسازی کنند. در واقع به دنبال تولید قالب های جدیدی برای ارائه معارف های قرآنی نرفته و این درد است. بیشتر مواقع سخنرانی پخش می کنند و هر گاه تلویزیون را روشن می کنیم قرائت قرآن پخش می شود. صداوسیما رسانه پخش الفاظ قران است و نه محتوای قرآن؛ درباره مجری در شبکه قرآن، صرف اینکه متدین باشد به معنای قرآنی بودن برنامه نیست اگرچه نباید از زحماتشان بگذریم اما صحبت این است که مشکل ما قرآن نخواندن و ندانستن نیست، چه بسیار افرادی بودند که سواد قرآن خواندن نداشتند ولی قرآنی زندگی کردند. امروز ما آنقدر پوسته را تقویت کردیم که یادمان رفته این پوسته مغزی هم باید داشته باشد. پوسته دائماً دارد تقویت می شود بدون اینکه مغز تقویت شود.

برای اینکه قرآن به زندگی هایمان بیاید باید برای این موضوع برنامه ریزی شود. خانواده های ما باید برای قرآن وقت بگذارند. باید در شبکه قرآن یاد بدهیم که چطور یک مفهوم قرآنی در زندگی عملیاتی می شود. اینکه کودکان راست بگویند و دروغ نگویند خوب است اما چگونه یک کودک راستگو تربیت کنیم. چه کار کنیم تا مردم و مسئولان به راستگویی و صداقت اهمیت بدهند.  چه کنیم که مسئولیت پذیری در جامعه گسترش پیدا کند. این ارائه راه کارها و برنامه ها می تواند معانی و محتوای قرآن را در زندگی ما جاری کند و زمانی می توانیم بگوییم در یک جامعه قرآنی زندگی می کنیم که مفاهیم به برنامه تبدیل شوند و برنامه ها در خانواده ها و توسط آحاد جامعه پیاده سازی شوند.

چه کنیم که بین نهضت قرائت وحفظ قرآن کریم و تعمق و تدبر و عمل به قرآن توازن برقرار شود و صرفا در قرائت قرآن که البته ضروریست متوقف نشویم؟

سازمان حج و اوقاف جوایز و مسابقات قرآنی را فقط برای حفظ، ترتیل، قرائت و مفاهیم ابتدایی قرآن خرج می کند. در واقع دائما  روی دانستن ها و آموزش ها خرج می شود. تا کنون چند تن از جوانانی که رفتارهای قرآنی داشتند تقدیر شدند. جوانی که تولید یا مصرف ملی  داشته یا فرزندان زیادی دارد چرا الگو قرار نمی دهیم. یک قاری را الگو می کنیم که قرآن را به سبک های مختلف می خواند ولی ذره ای اخلاق قرآنی ندارد، چرا باید چنین اتفاقی بیفتد. جوان های ما خیلی بخواهند قرآنی شوند قرآنی ترینشان کسی است که بتواند به چند سبک قرآن بخواند. ما باید از جوان هایی که عمل قرآنی داشتند الگوسازی کنیم. جوان هایی که به صورت جهادی جانشان را کف دستشان گذاشتند  و در مناطق محروم دارند «جاهدوا به اموالکم و انفاسکم» را محقق و مجسم می کنند باید تقدیر شوند. به قاریان قرآن بگوییم که اگر قاری قرآن عامل به قرآن نباشد فایده ای ندارد. یکی از فاکتورهای جایزه دادن به استاد قرآن باید عمل به قرآن باشد.

انتهای پیام

دیدگاه شما

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.