یک دیدار، ۲ سؤال و چند چالش /امیر‌علی ابوالفتح.

اگر قرار باشد پنج شگفتی جهان سیاست در یک فهرست نوشته شوند، بی‌تردید دیدار سران آمریکا و کره‌شمالی در سنگاپور یکی از این شگفتی‌های بزرگ خواهد بود. البته جهان بارها شاهد دیدار دشمنان دیروز و دوستان امروز بوده است؛ اما شاید هیچ‌کدام از آنان به اندازه دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا و کیم جونگ اون، رهبر کره‌شمالی، این‌چنین از دشمنان قسم‌خورده به دوستان صمیمی بدل نشده بودند. هنوز از طنین فریادهای ترامپ در مجمع عمومی سازمان ملل که در آن کره‌شمالی را با کلماتی مانند «آتش و خشم» به نابودی کامل تهدید می‌کرد، چیزی نمی‌گذرد. همچنین تا همین چند ماه پیش مردم ایالات هاوایی با زنگ هشدار حمله اتمی از سوی کره‌شمالی به پناهگاه‌ها فرار می‌کردند. جدال لفظی و توهین‌های شخصی ترامپ که کیم را «مرد موشکی کوچک» می‌خواند و کیم نیز که ترامپ را «سگ دیوانه» خطاب می‌کرد هنوز از یادها نرفته است. با‌این‌حال، دو کشوری که در یک قدمی جنگ اتمی قرار داشتند، در مدت زمان کوتاهی به دوستانی نزدیک بدل شدند. دونالد ترامپ، کیم را فردی قابل‌اعتماد خوانده و کیم نیز از پشت‌سرگذاشتن گذشته خبر داده است؛ اما هنوز بعد از نزدیک به دو ماه پس از نخستین اعلام خبر دیدار سران دو کشور آمریکا و کره‌شمالی، به این سؤال پاسخ داده نشده است که ترامپ و کیم چگونه از جنگ به صلح رسیده‌اند؟ البته سؤال مهم‌تر این است که تا چه اندازه صلح وعده‌داده‌شده از سوی ترامپ و کیم، بادوام خواهد بود؟ در ظاهر چنین به نظر می‌رسد که توافق واشنگتن و پیونگ‌یانگ برای خلع سلاح اتمی در شبه‌جزیره کره، عامل اصلی آشتی میان آمریکا و کره‌شمالی بوده است. این نیاز مشترک، رویداد غیرقابل انتظار دست‌دادن رهبران دو کشور را رقم زد. با‌این‌حال، همچنان تردید‌هایی جدی وجود دارد که آمریکا و کره‌شمالی بر سر مصداق خلع سلاح اتمی و نحوه رسیدن به این هدف، به‌راحتی دیدار ترامپ – کیم به توافق برسند. نخستین مشکل، در تعریف خلع سلاح اتمی است که نشان می‌دهد طرفین فاصله زیادی با یکدیگر دارند. آمریکایی‌ها به‌صراحت اعلام کرده‌‌اند خلع سلاح اتمی کره‌شمالی باید شامل نابودی و برچیده‌شدن کامل، قابل راستی‌آزمایی و غیرقابل ‌برگشت‌بودن اتمی و موشکی این کشور باشد. این در حالی است که بر اساس برداشت‌های کلی از مواضع کره‌ای‌ها، خلع سلاح اتمی شبه‌جزیره کره باید برداشته‌شدن چتر اتمی آمریکا از سر کره‌جنوبی و ژاپن را نیز در بر گیرد.
دومین مشکل، میزان بی‌اعتمادی عمیق میان دو کشور است که از ۷۰ سال پیش تاکنون برهم انباشته شده است. فارغ از خنده‌های دو رهبر در برابر دوربین‌ها، بی‌اعتمادی آمریکایی‌ها و کره‌ای‌ها به یکدیگر تا جایی بوده است که ترامپ لغو تحریم‌ها علیه کره‌شمالی را به پایان فرایند خلع سلاح اتمی این کشور مشروط کرده است.
​در‌حالی‌که تجربه توافق هسته‌ای با ایران نشان داد هر لحظه امکان نقض قول‌و‌قرارها از سوی آمریکایی‌ها وجود دارد و کره‌ای‌ها نیز قادر هستند با وجود برچیدن بخشی از تأسیسات رآکتور اتمی خود، آن‌گونه که در اوایل قرن حاضر انجام دادند، به مسیر گذشته برگردند. بازیگری بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی در مسیر پیش‌روی آمریکا و کره‌شمالی سومین مشکل به‌شمار می‌آید. دوستی آمریکا و کره‌شمالی گرچه آرامش را به منطقه حساس شرق آسیا بازمی‌گرداند، با‌این‌حال، با رفع تهدیدات امنیتی، زمینه تشدید رقابت‌های منطقه‌ای را نیز فراهم خواهد کرد. ژاپنی‌ها از اتحاد احتمالی دو کره احساس خطر خواهند کرد و چینی‌ها از قدرتمندشدن بلوک غربی به رهبری ژاپن و دو کره. این در حالی است که هنوز خاطرات تلخ جنگ جهانی دوم و سلطه ژاپنی‌ها بر منطقه از یادها نرفته است. از این رو، رقابت بر سر سهم‌خواهی بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی، از آشتی میان آمریکا و کره‌شمالی و تلاش‌های پنهانی آنان برای برهم‌زدن توافق به‌دست‌آمده، دور از انتظار نخواهد بود. سرانجام اینکه در فضای به‌شدت دوقطبی در آمریکا و عزم دشمنان داخلی رئیس‌جمهوری برای به‌زیرکشاندن ترامپ، راه تحقق وعده‌های واشنگتن به پیونگ‌یانگ را دشوار می‌کند. مانند تحریم‌های ایران، اغلب تحریم‌های وضع‌شده آمریکا علیه کره‌شمالی از سوی کنگره به تصویب رسیده و لغو این تحریم‌ها نیز به مصوبات کنگره نیاز دارد. به عبارت دیگر، همان‌گونه که کنگره در برابر تصمیم دولت وقت به ریاست باراک اوباما برای تعدیل تحریم‌های هسته‌ای ایران ایستاد، چه‌بسا قانون‌گذاران آمریکایی نیز به سرعت مقامات اجرائی نتوانند از مرحله تقابل با پیونگ‌یانگ به مرحله آشتی با آن برسند و تحریم‌های کره‌شمالی به قوت خود باقی بماند؛ به‌ویژه اینکه اگر در انتخابات ۲۰۱۸ و ۲۰۲۰ حزب رقیب، حزب دموکرات، کنترل کنگره و کاخ سفید را در دست بگیرد و همان کاری را با میراث ترامپ انجام دهد که جمهوری‌خواهان با میراث اوباما در توافق هسته‌ای با ایران انجام دادند.