از روشهای بی اعتبار کردن علم در همه روزگاران | رسول جعفریان

«رسول جعفریان»، پژوهشگر تاریخ در یادداشتی که در خبرآنلاین منتشر شده درباره‌ی بی اعتبار ساختن علم نوشت:

«خیلی مهم است که همه ما به دانش اعتماد و از آن حمایت کنیم و دست از بازی کردن با آن برداریم. مهم است که آموختن مورد حمایت همه ما باشد و جوانان را از آن متنفر نسازیم. این کار راه های مختلفی دارد. توجه به اصول تعلیم و تربیت بسیار است. این که یاد داشته باشیم بهترین شرایطی که می توان در آن علم آموخت چه شرایطی است. اینجا یک تجربه از هزاران است.

راغب اصفهانی، عالم فاضل قرن چهارم ـ پنجم، (متوفای بعد از ۴۰۹) بیست و سه شرط را برای موفقیت یک دانش آموز بر می شمرد نکاتی که همه آنها نکات مهم اند. هستند. در میان این ۲۳ نکته، یک توصیه از نظر بنده، بسیار مهم است، و اهمیت آن هم به خاطر نگاه دقیق و عالمانه ای است که در آن وجود دارد.

برای شرح آن لازم است یک مقدمه کوتاه عرض کنم و آن این که از ابتدای تغییر روشهای علمی در عصر جدید، به ویژه در دانش هایی مانند طب، افرادی که معارض و مخالف بودند، انگشت روی اشتباهات پزشکان می گذاشتند و آن را دلیل بر بطلان آن علم می دانستند. این روش، هنوز هم ادامه دارد، و مورد استفاده کسانی است که اعتماد به این دانش ندارند، و این بی اعتمادی را با زدن همین مثالها ترویج می کنند.

مدل دیگر این نوع برخورد منفی گرایانه، طرح این نکته هست که متخصصان این دانش هر روز نظرشان را عوض می کنند، یا پزشکان مختلف، حرفهای مخالف همدیگر می زنند؛ نیز این که تجربه های آنها، روزانه عوض می شود. یک روز این را می گویند و روز دیگر، مطلب دیگری را. بدین ترتیب معلوم می شود که اینها علم نیست.

مدل بالاتری هم هست، و این که در کنار جنبه های مثبت فراوان آن علوم، انگشت روی جنبه های منفی اش گذاشته به برخی از پیامدهای آن که غالبا هم توهمی و تحلیل های ناشی از عوض شدن فضای های جاری از شکل سنتی به مدرن است، می پردازند.

راغب اصفهانی در بیان شرایط موفقیت یک دانشجو، در نکته بیستم، روی همین مساله انگشت نهاده به دانشجوی واقعی توصیه می کند در این زمینه مراقب باشد. وی روش پیشگفته را کار «عوام» می داند، این که وقتی یک طبیب یا منجم در صدور حکمی اشتباهی مرتکب می شود، عوام، اصل دانش را زیر سوال می برند.

راغب می گوید، دانشجویی طالب علم واقعی است که مانند عوام نباشد و اشتباه یک پزشک را به پای اصل علم نگذارد. او باید بداند یک علم، اصول خاص خود را دارد، اصلی که آن علم بر اساس آنها سنجیده می شود نه بر اساس تجربه غلط یک کسی که در حال تمرین و تخصص آموزی در این علم و عمل بر اساس آموخته های جاری است.

راغب می گوید: دانشجو، نباید اشتباه یک شاغل در این علم، او را وادار به فساد آن علم و اعلام بی فایدگی آن کند، کاری که عوام انجام می دهند. اینان چنین اند که وقتی یک طبیب یا منجمی را می بینند که حکم اشتباهی می کند، اصل دانش طب و نجوم را خوار می شمارند. دانشجو باید صحت و سقم هر فنی را با آنچه که ذات آن اقتضاء دارد، بسنجند. بنابر این، حکم اشتباه یک شاغل در آن، دلیل بر ناتوانی آن دانش نیست، چون مناسبتی میان این دو وجود ندارد جز این که او با تمرین و اشتغال خود به آن علم، راست یا ناراست، حکایت از آن کار دارد.

به دیگر سخن، توصیه راغب این است که اصل علم، نباید با خطاهای جاری در گزاره های یک شاغل در این علم، سنجیده و تحقیر شود، بلکه علم باید فی حد نفسه، با اصول خودش، ارزیابی شود.

این تأکید وی که این روش عوام است، نکته بسیار لطیفی است؛ چنان که امروزه ما نیز شاهد این امر هستیم که بسیاری از مخالفان علوم جدید، عوامانه، به همین خطاهای جاری استدلال کرده اصل این دانش ها را زیر سوال می برند و حکم به بطلان این علوم می کنند و بی اعتبارشان می سازند. از قضا در روزگار ما این روش، یکی از پر رونق ترین روشها، برای دشمنان علوم جدید است که قصد دارند با این انتقادها، به دکان بی رنگ خود رونق دهند. این کار یعنی تحقیر این علم، یکی از بدترین کارهایی است که نتیجه مستقیم روی عقب ماندگی علمی ما دارد، زیرا اعتماد را از میان می برد.»

انتهای پیام