رویکرد جلیلی‌وار به اقتصاد؟ /ناصر ذاکری

عنوان «جلیلی» شاید برای بسیاری از افراد یادآور سیاست‌مداری باشد که شش سال مسئول مذاکرات پرونده هسته‌ای ایران بود، در انتخابات سال ۹۲ داوطلب تصدی سمت ریاست‌جمهوری شد و رأی چندانی کسب نکرد؛ اما برای نگارنده «جلیلی» عنوان کلی نوعی نگرش به اقتصاد و سیاست کشور است که ممکن است در برنامه انتخاباتی نامزدی دیگر یا برخی احزاب همسو نیز دیده ‌شود. به بیان دیگر، به جلیلی نه به‌عنوان یک شخص که باید مثل همه چهره‌های سیاسی به اندیشه‌اش احترام گذاشته ‌شود، او را به‌عنوان یک طرز فکر خاص با همه محدودیت‌ها و ضعف‌هایش می‌شناسم.مهم‌ترین ویژگی‌های رویکرد جلیلی به اقتصاد و سیاست را به شرح زیر می‌توان خلاصه کرد:
۱- تقدم سیاست و امنیت بر اقتصاد و معیشت: در چند دهه ‌گذشته اقتصاد ایران معمولا زیر سایه سنگین سیاست قرار داشته و به قول رئیس‌جمهور روحانی، به سیاست خارجی و داخلی یارانه پرداخت شده ‌است. برخی از فعالان سیاسی که مدافع شیوه فعلی هستند، معتقدند رشد اقتصادی و بهبود وضع معیشت مردم اهمیت کمتری نسبت به اهداف سیاسی دارد. آنان در مقابل هزینه‌هایی که این رویکرد به اقتصاد خانوارها تحمیل می‌کند، مردم (البته فقط عامه مردم!) را به روزی یک وعده غذاخوردن و قانع‌بودن به اشکنه دعوت می‌کنند. سخنان رئیس‌جمهور روحانی در دی‌ماه ۹۳ را می‌توان در تقابل با این نگاه حاکم دانست که می‌گفت بگذاریم یک دهه هم سیاستمان به اقتصادمان یارانه بدهد. رویکرد جلیلی سرسختانه از تقدم سیاست بر اقتصاد دفاع می‌کند و از تحمیل هزینه بر عامه مردم و کوچک‌ترشدن سفره آنان هراسی ندارد؛ البته ممکن است گاه با هدف بهره‌برداری انتخاباتی، سخنوران حامی این رویکرد از مشکلات معیشتی مردم سخن بگویند و دولتمردان حزب رقیب را به بی‌توجهی به دشواری‌های زندگی مردم متهم کنند.
۲- بی‌اعتنایی به ضرورت تعامل با جهان: جلیلی و همفکرانش باور دارند برای پیشرفت کشور نیازی به رابطه سالم و سازنده با بقیه جهان نداریم و ازاین‌رو، نباید برای برداشته‌شدن تحریم‌ها از پیش پای اقتصادمان بهایی بپردازیم. او چند سال پیش ادعا کرد ایران تحت شرایط تحریم هم می‌تواند سالانه ۲۰۰ میلیارد دلار صادرات داشته‌ باشد.حامیان رویکرد جلیلی حتی تلاش برای ثبت جهانی میراث فرهنگی کشورمان را با هدف معرفی به جهانیان و کسب درآمد احتمالی از طریق رشد گردشگری بی‌اهمیت می‌دانند. برای مثال، در زمستان ۹۳ یکی از سخنوران این گروه در ماجرای ثبت جهانی میدان امیرچخماق یزد گفت یونسکو چه حقی دارد برای ما تعیین‌تکلیف کند!
۳ – کم‌توجهی به شایسته‌سالاری: اینان گرایش سیاسی و باورمندی مدیران را بسیار مهم‌تر از تخصص و دانش می‌دانند.
در چنین فضایی، یک دیپلمات و سیاست‌مدار لازم نیست به تخصص و تجربه مسلح باشد، حتی نیاز چندانی به آشنایی با زبان خارجی ندارد؛ فقط کافی است سلیقه سیاسی مطلوبی داشته‌ باشد.  در چنین فضایی، جای شگفتی نخواهد بود که دیپلماتی مانند محمدجواد ظریف بازنشسته و خانه‌نشین شود و کسانی بازیگر میدان شوند که حتی تسلطشان بر زبان خارجی نیز محل‌ تردید است.
۴- بزرگ‌دیدن خود و کوچک‌دیدن دشمنان: همان‌گونه که خودکوچک‌انگاری و باورنداشتن به توانایی‌های خود می‌تواند سد راه پیشرفت فرد یا جامعه شود، خودبزرگ‌پنداری هم ضرر و زیان خاص خود را دارد. حامیان رویکرد جلیلی در معرض باور نادرست خودبزرگ‌پنداری هستند. زمانی وزیر نفت دولت دهم که همسو با این رویکرد است، می‌گفت اگر نفت ایران تحریم شود، قیمت نفت به ۲۰۰ دلار می‌رسد و لابد اقتصاد اروپا و آمریکا متلاشی می‌شود.
آنان برخلاف آموزه فرهنگی و تاریخی‌مان که «دشمن نتوان حقیر و بیچاره شمرد»، مدام از گرفتاری‌ها و فقر و فلاکت دشمنان سخن می‌گویند.
۵ – کم‌اهمیت‌دانستن نظرخواهی از مردم: حامیان رویکرد جلیلی اعتنای چندانی به امر «پرسیدن از مردم» ندارند. دقیقا به همین دلیل، به‌ دنبال طرح موضوع همه‌پرسی از طرف رئیس‌جمهوری، برخی از این سخنوران چنان برآشفتند که گویی وی حکم به حلیت امری حرام داده ‌است. این گروه هرچند شرکت در انتخابات و تلاش برای موفقیت در آن را جدی گرفته و با تمام توان به تبلیغ و مبارزه انتخاباتی می‌پردازند؛ اما بارها شاهد بوده‌ایم نظریه‌پردازان منسوب به این گروه، از کم‌اهمیت‌بودن رأی مردم سخن گفته‌اند. با کنارهم‌گذاشتن این پنج ویژگی، می‌توان به درک بهتری از رویکرد جلیلی‌وار و نسخه‌ای که برای اقتصاد کشور می‌پیچد، دست یافت؛ رویکردی که برخی امروز هم علاقه‌مند به تحمیل آن به کشور هستند. در جهان امروز و با شرایط پیچیده عرصه سیاست و اقتصاد جهانی، با چنین نگرشی می‌توان راه به جایی برد؟ نقطه مقابل این رویکرد را می‌توان در کشورهای کوچک اما موفق دید. در فاصله سال‌های ۱۹۸۰ تا ۲۰۱۶، کشورهای شرق آسیا توانسته‌اند جایگاه خود را در اقتصاد جهانی به طرز محسوسی بهبود ببخشند: ویتنام از رتبه ۶۲ به ۳۵، مالزی از رتبه ۵۰ به ۲۶، کره از رتبه ۳۹ به ۱۴ و اندونزی از رتبه ۱۷ به هفت ارتقا یافته‌اند. در مقابل ایران از رتبه ۱۶ به ۱۸ تنزل کرده‌ است.

دیدگاه شما

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.