مجموعه اشعار پناهجویان تنها به چاپ رسید

خانه پناهجویان ایرانی مقیم ترکیه _نوجوانان پناهجوی تنهای تازه‌وارد در زمان انتظار جواب اقامت خود از اداره مهاجرت به نوشتن شعر در وصف مادر پرداخته‌اند. این مجموعه‌ی اشعار از سوی کلیسا‌های اسپونگا و شیستا سویدن در ماه گذشته به چاپ رسیده است.

گنیلا بوشی، خواهر روحانی از کلیسای اسپونگا در این رابطه به رادیوی سویدن گفت:  آیا می‌دانستید که در سال‌های ۱۱۰۰ و ۱۲۰۰ سویدن برای رنگ آمیزی نقاشی‌ها و نوشته‌های کلیساها سنگ لاجورد را از شهر بدخشان افغانستان خریداری می‌کرد که این سنگ در آن زمان از طلا گران‌تر بود و هنوز نیز در کلیسا های خیلی قدیمی ما نشانی از افغانستان را می‌شود دید. او افزود: از هزاران سال پیش شعر و نقاشی برای روحانیان از ارزش خاصی برخوردار بوده است. به همین دلیل امروز نیز ما از هنر این جوانان پشتیبانی می‌کنیم.

ضیا خراسانی:حس تنهایی مرا وادار به نوشتن کرد.

ضیا خراسانی پناهجوی تنهای افغان است که از سه سال به این سو در سویدن زندگی می‌کند. ضیا در اوان کودکی خانواده‌اش را از دست می‌دهد و به‌دلیل مشکلاتی که برایش پیش می‌آید به سویدن مهاجرت می‌کند. او به بخش فارسی|دری رادیوی سویدن می‌گوید: تنهایی فرد را مجبور به هر کاری می‌کند این حس تنهایی جزوی از زندگی روزمره من است. مهاجرت نیز به این حس افزوده است.

علی رضا احمدی: زمانی که غم، دلهوره داشتم و فشار روحی به من وارد می‌شد، نوشتن تنها راه برای بروز احساساتم بود

علی رضا احمدی، زمانی که به سویدن مهاجرت کرد نمیتوانست اسم خود را به الفبای لاتین بنویسد اما در زمان انتظار و دلتنگی خواندن و نوشتن زبان را آموخت. او می‌گوید: زمانی که غم و دلهره داشتم و فشار روحی به من وارد می‌شد، نوشتن تنها راه برای بروز احساساتم بود. او افزود: کلمه‌ها را به دری کنار هم می‌چیدم بعد دانه دانه آن‌ها را به سویدنی ترجمه می‌کردم. بعد مدتی متوجه شدم این کلمه‌ها شکل شعر را به‌خود گرفته‌اند.

محمد حمید: سختی‌ها و بدبختی‌های مهاجرت مرا وادار به نوشتن کرد.

محمد حمید فقیرزاده نیز یکی از نواجوانانی است که نوشته‌های او در این مجموعه منتشر شده است. او نوشتن را تنها یار و همدم خود می‌داند. حمید به بخش فارسی|دری رادیوی سویدن می‌گوید: سختی‌ها و بدبختی‌های مهاجرت مرا وادار به نوشتن کرد. من کسی را ندارم که با او درد دل کنم اما دردم را به قلم و کاغذ می‌گویم و این گونه به آرامش می‌رسم. ‌