کهنه سرباز ؛ یادی از محمد بسته نگار / ابوطالب آدینه‌وند

کانون فعالان سیاسی ایرانی مقیم ترکیه _ به گزارش شرق

 

در چکامه ایلیاد اثر هومر آمده است آنچه در هستی سزاوار و شایسته جاودانگی است، ارزش هاست. این مدار کوشش برای مردمان و جانبازی برای آنان، رسم کهنه سربازان بود. شاید این با نگاهی عرفانی در اسلام و ایران همخوان باشد که ضدارزش ها، عدمی هستند و هستی مستقل و پایداری ندارند. در ایران ما، نسلی متاثر از دکتر مصدق بعد از کودتای ضدملی علیه او، «خویش را در خانه بیگانه» یافت و برای تحصیل خویش در خانه و خانه خویش تکاپویی تاریخی انجام داد. این موضوع فقط عرصه سیاست و اندیشه را شامل نمی شود، بلکه در حوزه شعر، رمان، موسیقی و… نیز بروز و ظهور داشت. محمد بسته نگار، چهره برجسته ملی-مذهبی، از آن دسته بود و همه عمر خود را بر سر اهداف و آرمان های ملی گذاشت. آنها تحت تاثیر آموزگارانی مانند مهندس بازرگان، آیت الله طالقانی و بعدها دکتر شریعتی بودند؛ نسلی تحت تاثیر، در پیوند و همزیستی با ارزش هایی عام و اجتماعی مانند استقلال مملکت، دموکراسی و ترقی خواهی و البته همراهی نگاه دین با نگاه نواندیشانه با آن مضامین.
سخن اینجاست که آیا تحقق این خواست ها و آرمان ها در زمین سفت واقعیت در ایران به راحتی امکان پذیر است؟ تجربه تاریخی به ما می گوید در این برهم کنشی اضداد در سده معاصر، چنین نیست و فاعلان و عاملان این استراتژی، با امر پیچیده تحول در این روزگار مواجه بوده اند. به آن معنی که علاوه بر آنکه تحول پیچیده بوده، زیست فاعلان تغییر نیز رهروی در «حلقه دام بلا» بوده است. با این مقدمه باید گفت بسته نگار برای طی مسیر در افق آینده برای ما چه دارند؟ طبیعی است که همه ابعاد این پرسش مدنظر نیست و فقط به دو اشاره کوتاه می پردازم.
۱- ارزش قمار برای دیگری: به تعبیری از هدی صابر، «هر آنچه امکان داشتند، عرضه کردند و چیزی پس انداز نکردند»؛ این ویژگی امثال بسته نگار بود که از آموزه های الهیاتی طالقانی و شریعتی تراویده بود که «راه خدا» همان «راه مردم» بود و غیر؛ چیزی جز پرداختن به دیگری نبود. این منظر الهیاتی در آموزه های روشنفکران مذهبی، هستی انسانی و اجتماعی و مابازای مادی یافت؛ به این معنی که سرنوشت «ما»ی جمعی و ملی برای نسلی متاثر از این آموزه ها، مانند سرشت شد.
بسته نگار برآمده از این تلقی دیگرخواهانه از دین بود؛ یعنی «صرف» وقت برای بهزیستی دیگری و «ما»ی جمعی؛ زیرا عبور از گردنه های تاریخی بی مدد تقدم منافع جمعی بر منافع و «صرفه» فردی، در جایی از زندگی تاریخی انسان مسبوق به سابقه نیست. اکنون وجهی نه چندان مناسب در سیاست ورزی در ایران در حال شکل گیری است که «صرفه» را در راس کنش ورزی ها می توان ردیابی کرد. واژگونه شدن سیاست به مثابه خیر عمومی به صرفه اقتصادی و جایگاهی، منجر به ریزش سرمایه اجتماعی نیروهای سیاسی و بی اعتمادی به سیاست خواهد شد. سرخوردگی عمومی که اکنون زمینه انفعال و حس استیصال است، محصول چنین سیاست ورزی ای است. نشو و نمای بسته نگار از مجرای منظرگاهی از سیاست ورزی ای بود که با اخلاق و خیر عمومی پیوند داشت؛ یکی از ضرورت های دوران اخیر ما، بازسازی امر سیاست به مثابه خیر عمومی است. زندگی بسته نگار الگویی محکم برای این سبک سیاست ورزی، فعالیت دائمی از دانشجویی تا واپسین نفس هاست؛ نزدیک به شش دهه تکاپو برای ایران دموکراتیک و پروژه نواندیشی دینی.
۲- تعاون برای بقا: برخلاف آنچه سعید حجاریان در نقد دیدگاه تکامل اجتماعی یدالله سحابی گفته و آن را با دموکراسی ناهمخوان دانسته بود، در دیدگاه نظریه پردازان و الهی دانان نواندیشی دینی مانند دکتر سحابی و آیت الله طالقانی، تکامل از جنس «انتخاب اصلح» در نظام گزینشی برآمده از تنازع نبود. در این تفکر که در اندیشه و تفسیر طالقانی قوام یافته است، ایده «تعاون برای بقا»، تداوم و باروری زندگی اجتماعی را مشارکت عمومی و تعاون تضمین می کرد. این ایده به دموکراسی جماعت پایه نزدیک است و با دموکراسی نمایندگی نخبه گرا فاصله و تفاوت دارد. چنانچه بسته نگار از زبان طالقانی نقل می کرد که ایشان گفته اند: برای نجات دموکراسی، باید به سمت بدنه اجتماعی و تقویت شوراها پناه ببریم. بسته نگار معتقد بود برای قوام یافتن و تحکیم دموکراسی در ایران و همچنین مواجهه با مسائل عینی، بینش جدیدی نیاز است و می گفت: «تفکر مبتنی بر بینش تعاون برای بقا، می تواند راهبردی عملی برای مواجهه با مشکلات عینی جامعه باشد». بسته نگار در مدرسه ای فکری پرورش یافت و چنان زیست که سیاست را به مثابه خیر عمومی و «تعاون برای بقا» را نیز بینشی برای احیا و بازآفرینی آن خیر عمومی می دید.
بسته نگار در این مسیر مانند کهنه سربازی بود که شکنجه، زندان و ناملایمتی های قبل و بعد از انقلاب او، همراهان و همفکرانش را از میدان به در نکرد و با ایستادگی، راه تداوم و پیگیری آرمان های ملی را در حیات و بیش از نیم قرن مجاهدتش پیمود. او و این مدل سیاست ورزی، اکنون چراغ راهی برای دموکراسی و حاکمیت ملت و زیست سیاسی آرمانی و اخلاقی متناسب با زیست جهان ایرانی است.