مسیر مرگ و گرسنگی /مظفر شیروانی

اطراف پوسته کره زمین را لایه‌ای از گاز ازن فرا‌گرفته است. فضای خالی بین پوسته کره زمین و لایه ازن که اتمسفر کره زمین نام‌گذاری شده، از گازهای طبیعی متعددی پر شده است. در کنفرانس کیوتو بخشی از این گازها که قادرند قسمت اعظم اشعه‌های حرارتی مادون قرمز (Infrarotstrahlen) را در خود نگه دارند و باعث گرم‌شدن هوای کره زمین شوند، گازهای گلخانه‌ای نام‌گذاری شده‌اند. تا قبل از دوره صنعتی‌شدن مقدار این گازهای گلخانه‌ای در اتمسفر تقریبا ثابت بوده و عامل افزایش درجه حرارت کره زمین تا حدود ۱۵ درجه سانتی‌گراد (k33) هستند. بدون این گازهای گلخانه‌ای، متوسط درجه حرارت‌ بخش تحتانی اتمسفر، رقمی معادل منهای ۱۸ درجه سانتی‌گراد خواهد بود که عملا امکان حیات برای موجودات زنده وجود نخواهد داشت. افزایش مقدار گازهای گلخانه‌ای با توجه به تغییرات طبیعی (مانند آتشفشان‌ها، تصاعد دریاها و…) و همچنین فعالیت‌های انسانی باعث شدت اثرپذیری بیشتر این گازها و گرم‌شدن هوای کره زمین خواهد بود. گرم‌شدن هوا عواقب بسیار نامساعدی مانند تغییرات آب‌و‌هوایی، خشک‌سالی، کمبود بارندگی یا افزایش باران‌های سیل‌آسا و ده‌ها مورد دیگر، در پی خواهد داشت. مهم‌ترین گازهای گلخانه‌ای به این شرح است:

۱-‌دی‌اکسید‌کربن CO2) – Kohlenstoffdioxid): مقدار این گاز از دوره صنعتی تاکنون از حدود
۲۸۰ PPm به حدود ۴۰۰ ppm افزایش یافته است. در سال ۲۰۱۵ (چهار صدم درصد) مقدار ۹-۲۶ درصد گازهای گلخانه‌ای به گاز دی‌اکسید‌کربن اختصاص داشته است. سالانه به‌طور طبیعی حدود ۵۵۰ Gt (گیگابات تونن) گاز دی‌اکسید‌کربن تولید می‌شود که تقریبا برابر میزان مصرف مورد نیاز گیاهان (فتوسنتز) و ترکیبات آهکی در طبیعت است. ترافیک، مصارف کارخانه‌ها، گرمای خانگی، تولید برق، جنگل‌زدایی و زغال‌گیری، عامل تولید آن است.
۲- گاز مرداب متان (CH4): متان گازی است که به مقدار کم (۲ppm>) در اتمسفر دیده می‌شود. نصف این مقدار از فعالیت‌های کشاورزی مانند مضارع برنج‌کاری، دامداری (نشخوارکنندگان، گاو، گوسفند، اسب و…) تالاب‌های با آب ساکن، فاضلاب‌ها، دپوی زباله و فعالیت‌های صنعتی منتج می‌شود. نصف دیگر از منابع تولید این گاز تجزیه هیدرات متان در عمق دریاهاست. حدود ۳۷ درصد متانی که از فعالیت‌های انسانی ناشی می‌شود، مربوط به دامداری و دامپروری است. در سال ۲۰۱۳ در آلمان حدود ۵۴ درصد گاز مردابی (متان) و حدود ۷۴ درصد گاز خنده (اکسید ازت) از فعالیت‌های کشاورزی ایجاد شده بود. از‌آنجایی‌که شدت تأثیرگذاری گاز متان ۲۵ برابر بیشتر از گاز دی‌اکسیدکربن است، بنابراین جزء یکی از خطرناک‌ترین گازهای گلخانه‌ای به حساب می‌آید. حدود ۲۰ درصد موجودی این گاز در طبیعت از فعالیت‌های انسانی مخصوصا فعالیت‌های کشاورزی ناشی می‌شود. مقدار این گاز در سال ۱۷۵۰، رقمی حدود ۷۰۰ قسمت در هر میلیون (ppb) بوده است که در سال ۱۹۹۹ به رقمی حدود ۱۷۵۰ppb افزایش یافته است. این مقدار سالانه به‌طور مرتب افزایش داشته است و در سال‌های اخیر به مرز ۱۸۰۰ ppb رسیده است.
۳- گاز خنده  N2O) Distickstoffmonoxid): گاز خنده با زمان تأثیری حدود ۱۱۴ سال، گازی است که اثر تخریب‌کنندگی آن در اتمسفر ۲۹۸ مرتبه بیشتر از گاز دی‌اکسیدکربن است. قسمت عمده تولید این گاز ناشی از فعالیت‌های کشاورزی مانند دامداری، مصرف کودهای شیمیایی، کشت گیاهان خانواده لگومینوز مانند یونجه، شبدر، اقاقیا و فعالیت‌های میکروبیولوگی در خاک و عملیات نیتروفیکاسیون است. مقدار این گاز تا قبل از زمان صنعتی‌شدن حدود ۲۷۰ ppbV تخمین زده می‌شود که مقدار آن تا سال ۲۰۱۰ با ۲۰ درصد افزایش به ppbV 322-323 رسیده است. حدود پنج  تا شش درصد از این مقدار از فعالیت‌های انسانی ناشی می‌شود. این گاز توأم با گاز متان، هیدروژن و سایر مواد، ترکیباتی را به‌وجود می‌آورند که باعث سوراخ‌شدن لایه ازن می‌شود.
بعد از هوا، سراغ فاکتور مهم خاک می‌روم. مخلوطی از مواد آلی از تجزیه و تخریب سنگ‌ها در نتیجه هوا‌زدگی به‌وجود می‌آیند که نوع و ترکیب آنها در مناطق مختلف بر حسب شرایط مختلف متفاوت خواهد بود. حاصلخیزی خاک نسبت مستقیمی با نوع خاک و از همه مهم‌تر لایه هوموس خاک دارد. برای ساخته‌شدن یک سانتی‌متر خاک زراعی به‌طور متوسط حدود ۷۰۰ سال زمان لازم است. یکی از مهم‌ترین عوامل تخریب و فرسایش شدید یا تدریجی خاک، چرای مفرط دام و حیات‌وحش است. در کشورهای در‌حال توسعه یا توسعه‌نیافته که اهم فعالیت‌های انسانی بر کشاورزی ‌و دامپروری سنتی بنا گذارده شده است، شدت تخریب روزانه روندی فزاینده دارد. کل مراتع کشور ایران ظرفیت چرای ۲۴.۶ تا ۳۷ میلیون دام را دارد…

در‌حالی‌که درحال‌حاضر ۸۰ میلیون دام در این مراتع چرا می‌کنند. در ایران سالانه ۴,۳ میلیارد تن خاک فرسوده می‌شود. سهم هر ایرانی از فرسایش خاک حدود ۳۵ میلیون تن تخمین زده می‌شود. میزان فرسایش خاک از ۱۹,۷ تن در سال ۸۱ به ۲۵,۸ تن در سال رسیده است. در لرستان رقم فرسایش خاک در سال در هر هکتار حدود ۳۵ تن است. یعنی به این ترتیب چیزی به عنوان امنیت غذایی وجود نخواهد داشت؛ چراکه خاک به‌عنوان منبع تأمین غذا به سرعت در حال ازدست‌رفتن است. علاوه‌بر‌این عرصه‌هایی که بر اثر چرای مفرط پوشش گیاهی خود را از دست داده‌اند، خاک آنها نیز از طریق آب باران و سیلاب ‌حمل شده و باعث پرشدن سدها و پایین‌آمدن ظرفیت ذخیره آب در سد‌ها می‌شوند. فرسایش‌های بادی در این عرصه‌هایی که پوشش گیاهی آنها از بین برده شده است، عامل مهم دیگری در به‌وجودآمدن ریزگردها و گسترش کویرها به حساب می‌آید. یکی دیگر از عوامل تخریب خاک تغییر کاربری آن است. سالانه ۱۰ تا ۳۰ هزار هکتار از اراضی کشور ایران تغییر کاربری داده می‌شوند. این تغییر کاربری‌ها شامل تبدیل عرصه‌های منابع طبیعی به زمین کشاورزی، باغداری، صنعتی، ساختمان‌سازی، اتوبان و…  است.آب، سومین فاکتور بعد از هوا و خاک است؛ یکی از بزرگ‌‌ترین معضلات زیست‌محیطی در جهان امروز. این مسئله به‌ویژه در کشوری مانند ایران که در منطقه خشک و نیمه‌خشک قرار دارد، وضعیتی فوق‌العاده بحرانی ایجاد می‌کند. افزایش تدریجی درجه حرارت هوا (فعالیت‌های انسانی و افزایش گازهای گلخانه‌ای) خشک‌سالی‌های مداوم سال‌های اخیر توأم با بهره‌برداری‌های بی‌رویه از منابع طبیعی به‌ویژه جنگل‌زدایی‌های سالانه بر شدت این بحران افزوده است. از ۶۰۰ دشت کشور ۲۹۱ دشت بحرانی تشخیص داده شده است.کسری تجمعی آبخوان‌های کشور ایران از ۶۵ میلیارد متر مکعب به صد میلیارد متر مکعب کاهش یافته؛ این در حالی است که میزان بارندگی نیز شش درصد کاهش داشته و ۴۹ درصد کاهش آب ورودی به سدها کم شده است. کیفیت آب تنزل یافته و میزان شوری بیش از ۵۰ درصد آبخوان‌های کشور به بیش از دو هزار میکرو زیمنس بر سانتی‌متر مکعب رسیده است. از میان هزاران شهرک صنعتی فقط ۶۵ شهرک صنعتی تصفیه‌خانه پساب مجهز دارند، کمتر از ۲۰ درصد عمق تالاب انزلی در ۳۰ سال از ۱۴ متر به کمتر از دو متر کاهش یافته است. دریاچه ارومیه، بختگان، هامون و جازموریان وضعیتی بسیار نامطلوب دارند. روزانه ۵۰ هزار تن پسماند عادی تولید می‌شود که از این رقم ۴۴ هزار تن آن به شکل نامناسب دفن می‌شوند، مجموع زباله‌های دفن‌شده هزارو ۵۰۰ مترمکعب شیرابه با نرخ آلودگی بسیار بالا تولید می‌کنند. سالانه ۱۷۰ میلیون تن پسماند کشاورزی تولید می‌شود که به شکل مدیریت‌نشده‌ای وارد محیط زیست می‌شوند.
سؤال این است: چه باید کرد؟.در کشورهای صنعتی فقط پنج، شش درصد مردم به شغل کشاورزی اشتغال دارند، درحالی‌که در اوایل قرن نوزدهم در این کشورها ۷۵ درصد مردم به شغل کشاورزی اشتغال داشتند. در این جوامع یک نفر به‌تنهایی غذای ۴۰ نفر را تأمین می‌کند، بدون اینکه خسارت زیان‌باری به محیط زیست وارد کند. در کشورهای توسعه‌نیافته تبدیل جنگل‌ها و مراتع به زمین‌های کشاورزی، کشت گیاهان دارویی و توسعه باغات میوه در عرصه‌های منابع طبیعی، رکود آب در تالاب‌ها و خشک‌شدن تدریجی آنها موارد دیگری از عوامل تخریب محیط زیست هستند که در کشورهای با آب‌وهوای خشک و نیمه‌خشک باعث خشک‌سالی بیشتر در کشور، فرسایش فزاینده خاک، گسترش کویرها و پراکندگی هرچه‌بیشتر ریزگردها می‌شوند. هرچه پوشش گیاهی مراتع انبوه‌تر و سطح جنگل‌ها گسترده‌تر و میزان رشد سالانه آنها بیشتر باشد، میزان جذب انیدریدکربنیک هوا به‌عنوان یکی از مهم‌ترین گازهای گلخانه‌ای نیز بیشتر است. میکروکلیمای حاصل از توسعه جنگل‌ها توأم با تقلیل درجه حرارت هوا به‌‌ویژه در مناطق کوهستانی مانند رشته‌جبال زاگرس، البرز و… باعث افزایش بارندگی‌های سالانه خواهد بود. جذب آب‌های حاصل از بارندگی و نفوذ آنها به داخل زمین باعث افزایش سطح آب‌های زیرزمینی و قابل‌دسترس‌کردن آنها در فصول مختلف سال با نام چشمه یا قنات می‌شود. انبوه پوشش گیاهی خاک باعث جذب بیشتر آب و نفوذپذیری آن به داخل زمین خواهد بود. به‌طورکلی شرط اصلی احیای محیط زیست حفظ عرصه‌های منابع طبیعی و محدودکردن فعالیت‌های کشاورزی در عرصه‌های منابع طبیعی است. تغییر کاربری عرصه‌های منابع طبیعی به فعالیت‌های کشاورزی و دامپروری، سپردن سرنوشت گوسفند به دست قصاب است. ایران با توجه به دو رشته جبال البرز و زاگرس همچنین سایر مناطق کوهستانى، بهترین پتانسیل را براى توسعه فضاى سبز و افزایش بارندگى در منطقه دارد. سطوح اکثر این سلسله‌جبال‌ها در گذشته نه‌چندان دور از جنگل‌هاى انبوه پوشیده شده بودند که متأسفانه به علت کشاورزى و دامپرورى سنتی و سایر فعالیت‌هاى انسانى به عرصه‌هاى لخت و باقی‌مانده جنگل‌هاى مخروبه مبدل شده‌اند.در چنین وضعیت اسفناکى فقط محدودکردن کشاورزى و دامپرورى به نقاط بسیار محدود کشور و توسعه پوشش گیاهى توأم با گسترش جنگل‌هاى احیایى می‌تواند معضل خشک‌سالى، کمبود آب و ایجاد هواى سالم را حل کند. یادمان باشد ایران با حدود ١۴ میلیون هکتار جنگل و زمین‌هاى جنگلى، پتانسیل‌هاى کافی در احیاى محیط زیست را دارد.