هرچه بکاریم همان را درو می‌کنیم /مصطفی درایتی

وقتی مردم اعتمادشان را از دست بدهند، این بی‌اعتمادی به اضطراب تبدیل می‌شود. اضطراب مردم را وادار می‌کند که برای حفاظت و صیانت از کار و اموال خود به دنبال راهکارهایی باشند تا بتوانند آنها را حفظ کنند، زیرا تصورشان این است که مسئولان به دنبال حفظ ارزش اموال آنها نیستند و این تصور به اشکال متعددی خود را نشان می‌دهد که نمونه آن تبدیل کردن سرمایه‌های ریالی به ارز، طلا و خارج کردن اموال از کشور است. در واقع اشکال اصلی که خود را در اقتصاد نشان داده بیشتر سیاسی- اجتماعی است و مسئولان باید دست به کارهایی بزنند که اعتماد به مردم برگردد و تا وقتی این اتفاق نیفتد کنترل اینگونه نوسانات به سختی ممکن می‌شود. البته این موضوع تنها مشکل امروز و دیروز نیست بلکه مدت‌هاست برخی جریان‌ها و در مواردی رسانه‌های مهم و موثر هم موجب گسترش ناامیدی بوده‌اند و بخش‌هایی در ناامیدی و و پریشان نشان دادن وضعیت کشور نقش داشته‌اند. مشکلاتی که امروز سر برون آورده و طبیعی است که به بروز رفتارهایی منجر می‌شود که در جامعه شاهد آن هستیم. می‌گویند ایجاد اعتماد سخت است ولی از بین بردن آن چندان سخت نیست و با چند حرکت می‌توان اعتماد را از بین برد. مسئولان باید چاره‌ای بیندیشند که تصور مردم این نباشد که دنبال حفظ منافع مردم و صیانت از دارایی‌ها و اموال شهروندان نیستند. نباید این نگرانی و تشویش گسترش پیدا کند تا به شکل‌های متعدد به یک خواست عمومی تبدیل شود. اما گاه این تصور شدت می‌گیرد که جریانی، گروهی و یا عده‌ای هستند که با مردم لجبازی می‌کنند. مادامی که این تصور وجود داشته باشد تضمینی وجود ندارد که نگاه و نگرانی مردم تغییر کند. وقتی گفته می‌شود فساد زیاد شده و هر روز سخن از بالا کشیدن چند هزار میلیارد از پول بیت المال به میان می‌آید، درحالی که حساب و کتاب و اصل ماجرا روشن نمی‌شود، معلوم نمی‌شود که چه کسانی پشت چنین کارهایی بوده و هستند، نتیجه آن بی‌اعتمادی مردم است. لذا هر انتظاری که داریم باید مطابق همانی باشد که کاشته‌ایم و نمی‌توانیم خودمان را با کشورهای دیگر مقایسه کنیم. تا وقتی راهکاری برای این مشکلات پیدا نشود، مدیریت کردن این شرایط سخت است. به نظر می‌رسد ریشه نابسامانی‌های ارزی اخیر اجتماعی و سیاسی است و نباید فقط دنبال دلیل و راهکار صرفا اقتصادی بود. باید برای ترمیم این قضیه حرکت کرد که در غیر این‌صورت نارضایتی افزایش پیدا می‌کند. به نظر می‌رسد دست‌هایی در این اختلال‌ها نقش دارند و طبیعتا آنها که مخل وضعیت اقتصادی هستند، باید شناسایی شوند. پول‌هایی که به صورت سرگردان یا به عبارتی پول‌های کثیفی که شاید حجم آن در کشور ما کم نباشد، در همین شرایط است که به کار می‌افتد. فراموش نکنیم اغلب کسانی که وارد چنین کارهایی می‌شوند تا احساس امنیت نکنند، جرأت انجام این کارها را ندارند. تنها عزم ملی است که می‌تواند مدیریت کند و حرکت‌های سیاسی خاصی لازم است تا بتوان اوضاع را کنترل کرد. توجه کنیم که کلاف کار خیلی هم دست دولت نبوده که حالا تصور کنیم از دست دولت در رفته است. ماجرا بیشتر شبیه فنر رها شده‌ای است که قبلا با چفت و بست‌های متعددی جمع شده بوده و حالا به این شکل درآمده، مشکل دلایل متعدد دارد و افراد را به طمع انداخته است که وقتی با بی‌اعتمادی جمع شود، حاصل آن همین است که می‌بینیم.