شکستن زنجیره ائتلاف/ عباس موسایی

دونالد ترامپ، مقامات ایران را بدون هیچ قید و شرطی و با رعایت احترام متقابل به مذاکره دعوت کرده است. این اقدام او پس از خروج یکجانبه و اقتدارگرایانه از معاهده حقوقی و چندجانبه موسوم به برجام، عجیب به نظر می‌رسد. سوای اینکه انگیزه ترامپ برای آن خروج و این موضع از تحلیل جدید وی از موقعیت خود و کشورش و یا تحلیل وی از موقعیت جدید ایران، شخصیت خاص و روانشناسی متفاوت ترامپ و یا هر تحلیل دیگر ناشی شود، شناخت و عبور از شرایط کنونی توسط رهبران ایران، امری حیاتی است؛ چنا‌ن‌که تزوسان فرزانه چین باستان می‌گوید: خودت و دشمنانت را بشناس، در هزار نبرد شکست نخواهی خورد. برای ورود به هر نوع سیاست در مواجهه با ترامپ، شکل دادن وحدت ملی و انسجام داخلی امری حیاتی است. اینکه سیاست، مقاومت یا مذاکره یا توامان باشد در هر صورت، بر حاکمیت فرض است که صدایی واحد داشته باشد، اعتماد و امنیت روانی جامعه را تقویت نموده و پیوند دولت (حاکمیت) و ملت را تحکیم بخشد. سلسله‌ای از اتفاقات، از وحدت دولت و نظامیان سرشناس تا خبرهایی درباره مساله حصر و در ادامه برخی تحولات و پیامدهای این رخدادها می‌تواند در تقویت موضع ایران در مواجهه با آمریکای ترامپی کارساز باشد. وحدت حداکثری در این زمانه خاص پشتوانه‌ای محکم برای نظام خواهد بود و در صورتی که برداشت مفهوم نظام «نظام چیزی غیر از مردم نیست» برای همگان پذیرفته شده باشد؛ آنگاه رئیس‌جمهور منتخب اکثریت ملت در انتخاباتی باشکوه در نزدیک به یک سال پیش، می‌تواند نماینده‌ای قدرتمند برای پیشبرد منافع و مصالح کشور باشد. یگانگی و وحدت رویه حاکمیتی با پشتوانه حداکثری و اقناعی ملت، رئیس‌جمهور منتخب ملت و معتمد کلیت حاکمیت را در هر نوع سیاستی از مقاومت تا مذاکره، پیروز میدان خواهد کرد. روحانی واجد تجارب، ظرفیت‌ها و ظرائف کافی برای مواجهه با ترامپ است. به شرط حمایت حداکثری و تمهید مقدمات داخلی، سیاستمدار حقوقدان و با تجربه ما بر کلیددار تجارت‌مسلک کاخ سفید فائق خواهد آمد. شخصیت و روانشناسی خاص ترامپ، واجد ظرفیت‌های زیادی برای حل بسیاری از مشکلات تاریخی فی‌مابین ایران و آمریکاست، به شرط آنکه نخبگان فکری و سیاسی در داخل، مسائل و مصالح ملی و منافع ملی را بر فراز نزاع‌های جناحی تعریف کرده، زمینه سوء استفاده کشورهای رقیب آمریکا (روسیه)، رقبای منطقه‌ای و ایدئولوژیک ایران (عربستان) و دشمنان بحران‌سازی چون رژیم صهیونیستی را از بین ببرند. خارج کردن ترامپ و ظرفیت‌های مخربش از دست روسیه، عربستان و اسرائیل شاید کمترین دستاورد هر مذاکره احتمالی باشد. تقدیم ظرفیت‌ها و حفره‌های شخصیتی ترامپ به اسرائیل و عربستان، خلاف عقل سلیم و مصلحت سنج و مغایر با سیاست‌ورزی منافع ملی‌بنیان است. بی‌شک هنر دیپلماسی ایرانی و شناخت درست از اوضاع به حدی است که می‌تواند مخاطرات وضعیت متخاصم و بحران‌ساز کنونی را تقلیل داده، زمینه‌های امتیازگیری دیگر کشورها را از بین ببرد و ائتلاف خطرناک ترامپ، نتانیاهو و بن‌سلمان را متزلزل سازد. به نظر می‌رسد علاوه بر نتانیاهو و بن‌سلمان، ‌براندازی‌خواهان و برخی افراطیون از طرفی، بی‌توجه به مصالح کشور که شکست دولت و اصلاح‌طلبان را در دستور کار قرار داده‌اند، از مخالفان جدی هر نوع مذاکره باشند. کافی است سری به سایت‌ها و کانال‌های منتسب به معجزه هزاره‌سوم بزنید، تشابه مواضع کاملا آشکار است. ایرانیان برای عبور از بحران نیازمند تقویت مسئولیت ملی، تدابیر هوشمندانه و ائتلافی بزرگ و واقع‌گرایانه با محوریت ایران، منافع، مصالح و مردمانش می‌باشند. رهاسازی ایران از موقعیت و کلیشه‌ای که ائتلاف ترامپ، نتانیاهو و بن‌سلمان و براندازی‌خواهان از آن ساخته‌اند، با شکستن این ائتلاف با ابزار مذاکره امکان‌پذیر است.