رابطه اعجاز با صدق گفتار مدعی نبوت آیت الله سبحانی: پیامبران در مسائل عقلی مشعلی از برهان فراروی مردم قرار می دادند

کانون نواندیشی دینی مدارا _شفقنا- حضرت آیت الله العظمی سبحانی گفت: هدف پیامبران از معجزه این نبود که اصول و معارفی را که از طریق عقل و خرد قابل اثبات است به مردم بگویند و معجزه را نشان حقانیت همه گفتارهای خود حتی در آن قسمت که می توانند از راه اقامه دلیل قانع سازند بگیرند بلکه پیوسته در مسائل عقلی در حد امکان، مشعلی از برهان فراروی مردم قرار می دادند.

به گزارش شفقنا، این مرجع تقلید در ادامه سلسله جلسات مسائل جدید کلامی در مدرسه علمیه عالی نواب مشهد به تبیین رابطه اعجاز با صدق گفتار مدعی نبوت پرداخته و با بیان این که هر نوع اقامه دلیل بر مدعی از دو حالت بیرون نیست، اظهار داشت: اقامه دلیل بر مدعی یا استدلال از علت بر وجود معلول همچون تغییر و دگرگونی در جهان که گواه بر حدوث آن است بوده و یا استدلال از معلول بر وجود علت است.

او افزود: در اینجا سؤالی که میان رابطه اعجاز با صدق گفتار مطرح می شود این است که چه رابطه ای میان انداختن عصا و درآمدن آن به صورت اژدها و یا زدن عصا بر سنگ و فوران دوازده چشمه آب از آن و صدق گفتار آورنده آن وجود دارد.

آیت الله سبحانی در ادامه با اشاره به مسئله «حکمت الهی و توانا ساختن دروغگو بر اعجاز»، خاطرنشان کرد: وجود معجزه در دست اشخاص آن گاه سند زنده بر صدق ادعای مدعی آن است که حداقل واجد دو شرط باشد؛ یکی آن که آورنده معجزه، سوابق درخشانی داشته و در طول زندگی خود پا از سایر اصول اخلاقی فراتر ننهاده باشد و دوم آن که شریعت و برنامه های او مطابق عقل و خرد و موافق سرشت و فطرت انسانی باشد و یا در همه برنامه های او خلاف عقل و فطرت دیده نشود.

او با بیان این که اگر دعوت مدعی رسالت بر خلاف تشخیص خرد باشد، آن گاه قوه عقل رسالت چنین فردی را محکوم می کند و دیگر قضیه به مطالبه اعجاز نمی رسد، ابراز کردند: از سوی دیگر چنانچه مدعی رسالت دارای سوابق تاریکی باشد، آن گاه لکه های ننگین او مانع از گرویدن مردم به او می شود؛ بر همین مبنا، حکیم علی الاطلاق که خواهان هدایت مردم است، چنین فردی را برای رسالت و سفارت که مردم بالطبع از او گریزانند، انتخاب و گزینش نمی کنند.

این مرجع تقلید با بیان این که عقل و خرد با ملاحظه سوابق ننگین چنین شخص مدعی رسالتی دعوت او را محکوم کرده و به رسمیت نمی شناسند که در نتیجه جریان همین جا خاتمه یافته و به معجزه خواهی و مسائل این چنینی نمی رسد، اظهار کرد: اگر فردی در میان مردم دارای سوابق درخشانی باشد و برنامه ای کاملا موافق با عقل، خرد و فطرت انسانی عرضه کند آنگاه معجزه ای ارائه کرده و این چنین بیان می کند که این نشانه و دلیل من مدعی بر ارتباط با جهان غیب است.

او با بیان این که به هر حال ما هر دو جانب مسئله را به حساب می آوریم، ابراز داشت: در این ادعا افراد یا راستگو و یا دروغگو هستند که چنانچه راستگو باشند، معتقدیم چنین شرایط سه گانه ای جز برای پیامبر گرامی اسلام(ص) پیش نمی آید و در این صورت موضوع پایان می پذیرد و اگر فرض کنیم که او با این شرائط دروغگو است در این صورت سؤال پیش می آید که چرا خداوند حکیم چنین قدرتی را در اختیار شیادی نهاده است که گروه انبوهی از مردمان اجتماع را فریب دهد؟

آیت الله سبحانی با بیان این که خداوند متعال آگاه بوده و می داند که اعجاز بر عظمت معنوی مدعی می افزاید، بیان کرد: در حقیقت فرد با بهره گیری از همین اعجاز می تواند موقعیت خویش را در جامعه ارتقا داده و حساب خود را از مردم نیز جدا کند و امت نیز خواه یا ناخواه به سوی او کشیده می شوند و مطیع او می گردند؛ بنابراین چرا با این وصف و چنین حربه برنده و مغناطیس معنوی قلوب و دل ها را در اختیار او نهاده است.

این مرجع تقلید با بیان این که این نظر که معجزه می تواند در اختیار مدعیان دروغگو قرار بگیرد، کاملا باطل بوده و قهراً صورت نخست که اعتقاد دارد قدرت به مقتضای حکمت فقط در اختیار افراد صالح و راستگو قرار می گیرد ثابت می شود، افزود: با این دلائل و بر اساس چنین اثباتی معجزه سند زنده بر صدق گفتار مدعی نبوت تلقی می گردد.

او با بیان این که بنابراین انجام عملی بر خلاف قوانین طبیعی و روزمره، بدون رضایت و خواست خداوند متعال امکان پذیر نیست، اظهار کرد: اگر آورنده آن در ادعای خویش دروغگو باشد، آنگاه توانا ساختن یک فرد دروغگو بر چنین کاری قطعا موجب گمراه ساختن مردم و ترویج باطل شده که ساحت اقدس الهی از انجام چنین کاری پیراسته است.

آیت الله سبحانی ادامه داد: قرآن با دلائل روشن، علمی و خرد پسند، جامعه بشری را به اصول و معارف هدایت کرده و دلیل آن را نیز متذکر شده که آیه «وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَیْنا بَعْضَ الْأَقاوِیلِ. لَأَخَذْنا مِنْهُ بِالْیَمِینِ. ثُمَّ لَقَطَعْنا مِنْهُ الْوَتِینَ. فَما مِنْکُمْ مِنْ أَحَدٍ عَنْهُ حاجِزِینَ» خطاب به پیامبر گرامی اسلام(ص) می گوید که هرگاه پیامبرنسبت های بی اساس به خداوند بدهد، حق تعالی از او انتقام گرفته و در نتیجه به دنبال آن فورا نعمت حیات را در زندگی از او سلب می کند.

این مرجع تقلید با اشاره به اینکه پیامبر گرامی اسلام(ص) سالیان درازی با پاکی هرچه تمام تر در میان مردم زندگی کردند و معارف و اصول اعتقادی و دستورات را مطابق با خرد ارائه داد، یادآور شد: از سوی دیگر ایشان مجهز به معجزه بوده که همه بزرگان عالم و نوابغ جهان و پی افکنان علوم و سخنوران گیتی از مبارزه با آن اظهار عجز و ناتوانی کردند؛ حال این شبهه پیش می آید که اگر او در دعوت خود کاذب بود، قرار دادن چنین قدرتی در دست مردی که همه شرایط نفوذ از پاکی و قداست، برتری برنامه ها و ناتوانی مردم از مقابله در او جمع باشد، مخالف با حکمت بالغه است که خواستار هدایت بندگان خود می‌باشد.

او با بیان اینکه نکته دیگر این که اگر چنین فردی در ادعای خود راستگو نباشد، باید خداوند برای حفظ غرض و هدف خود و مصالح بندگانش، نعمت حیات را از او سلب کند تا بندگانش را فریب ندهد و یا این قدرت را از او گرفته و شرایط نفوذ او را در میان مردم از بین ببرد، گفت: بنابراین از این دو بیان به خوبی روشن می شود که مورد آیه، آن مدعی نبوت است که چنین فردی اگر بر خداوند متعال دروغ ببندد خداوند شاهرگ او را می زند ولی اگر مدعی نبوت فاقد این شرایط نفوذ آفرین باشد هرگز خداوند با او در این جهان مقابله نمی کند زیرا که بی پایگی ادعای او بر همگان روشن بوده و نیازی به کار فوق العاده نیست.

آیت الله سبحانی خاطرنشان کرد: بنابراین این آیه در مقام بیان حکم هر مدعی نیست تا هر مدعی بر استواری ادعا به آیه استدلال کند و بگوید اگر من دروغگو باشم خدا شاهرگ ما را می زند، بلکه در مقام بیان آن قسم از مدعی نبوت است که عوامل متعدد در او گرد می آید.

او به تبیین نمونه هایی دیگر از وجود رابطه میان اعجاز و صدق ادعا پرداخت و گفت: باید دید اعتراض و اشکال مردم نسبت به پیامبران چه بود و آیا این اعجاز ارائه شده و امور خارق العاده بروز و ظهور کرده می تواند پاسخگوی اعتراض آنان باشد یا اینکه نمی تواند؟

این مرجع تقلید با بیان اینکه پیامبران آسمانی چنین ادعا می کردند که وحی بر آنها نازل می شود، تصریح کرد: در حقیقت از آنجا که وحی نوعی ادراک مرموز است که حقیقت و کم و کیف آن برای نوع مردم روشن نیست، آنان با این ادعا(ادعای نزول وحی) مدعی نوعی خرق عادت بودند که مردم نیز با دیده شک به آنان نگاه می کردند.

او با اشاره به این که پیامبران یک ادعا بیش تر نداشتند و آن نیز نزول وحی الهی بر آنان بود، اظهار داشت: لازمه این ادعا نیز آن بود که آنها واجد حس و ادراکی هستند که دیگران واجد آن نبوده اند و این ادراک نیز نوعی خرق عادت در محیط ادراکات است که این نوع از ادعا سبب شد تا عموم مردم اعتراضاتی را به آنها وارد کنند.

آیت الله سبحانی با بیان این که عده ای به اعتراض می گفتند که شما بشر هستید و علتی ندارد که دارای چنین امتیازاتی باشید و ما اینطور نباشیم و اگر بنا باشد بر انسان وحی نازل شود، باید بر ما نیز نازل گردد، خاطرنشان کرد: پیامبران به آنها چنین پاسخ می دادند که نبوت یک موهبت الهی است و نصیب بندگان مخصوص خدا می شود؛ صحیح نیست که همه مردم در امتیازات یکسان باشند.

او با بیان این که اعتراض دیگر آنان نیز این بود که شنیدن وحی الهی و اخذ وحی از مقام غیب، یک نوع خارق العاده ای است که با موازین عادی قابل توجیه نیست، بیان کرد: نوع بشر از چنین احساسی محروم می باشند و این نیز نوعی احساس خاصی است که شما مدعی آن هستید؛ بنابراین اگر شما در این ادعای سراپا خارق العاده صادق باشید، یا خود ما را با آن آشنا سازید و ما آن حقیقت را لمس کنیم و یا خارق العاده دیگری انجام دهید که با مشاهده آن، پی به ثبوت خارق العاده دیگری که ادعا می کنید ببریم.

این مرجع تقلید ادامه داد: بنابراین آنان چنین می گفتند که یا آنچه را خود شما مشاهده می کنید و فرا می گیرید به ما نشان دهید تا به حقانیت دعوت شما اطمینان پیدا کنیم و یا امر خارق العاده دیگری بیاورید که با رویت آن به خارق العاده دیگری به نام وحی که شما مدعی بر آن می باشید، مطمئن گردیم.

آیت الله سبحانی ادامه داد: پیامبران در راه تامین اطمینان مردم و به عنوان پاسخی به سؤال معقول و منطقی آنان و همچنین در راه اثبات ارتباط خود با جهان دیگر، معجزه های مناسبی می آوردند و با ارائه برخی از خارق العاده ها ارتباط خود را با جهان غیب ثابت می نمودند و در حقیقت پیامبران با این کار اطمینان مردم را نسبت به خارق العاده های دیگر نیز جلب می کردند.

او با بیان این که هدف پیامبران از معجزه این نبود که اصول و معارفی را که از طریق عقل و خرد قابل اثبات است به مردم بگویند و معجزه را نشان حقانیت همه گفتارهای خود حتی در آن قسمت که می توانند از راه اقامه دلیل قانع سازند بگیرند، خاطرنشان کرد: آنان پیوسته در مسائل عقلی در حد امکان، مشعلی از برهان فراروی مردم قرار می دادند.

انتهای پیام