باقی ماندن سحابی در مسیر مردم / محمدحسین رفیعی

کانون فعالان سیاسی ایرانی مقیم ترکیه _ به گزارش ایران فردا

 

در شماره‌ی ۷۹ ویژه‌نامه آدینه مورخ ۱۱ خرداد ۱۳۹۷ روزنامه سازندگی، ارگان رسمی حزب کارگزاران سازندگی ایران، مقاله‌ای انتشاری افته است تحت عنوان «زنده‌باد بورژوازی، عزت‌الله سحابی چگونه از چپ به راست بازگشت؟» روی جلد این نشریه تصویری از مهندس سحابی باهمان عنوان مقاله آمده است. به نظر می‌رسد هدف از انتشار این مقاله، القای همین عنوان بوده است.

مواضع اقتصادی حزب کارگزاران مشخص و شناخته‌شده‌اند و این حزب حق دارد که در حوزه‌ی رقابت سیاسی از مواضع سیاسی خود، لیبرالیسم یا نئولیبرالیسم دفاع کرده و کوشش کند که با مبانی فکری و پایگاه اجتماعی و اهرم‌های حکومتی خود، این مواضع را تبلیغ و در جامعه پیدا کند.

در اول انقلاب، گروهی بودند که خود را «نوک پیکان توحید» می‌دانستند و برای حفظ این موقعیت و با سوءاستفاده از یک اصل تکامل بیولوژیکی، دیگران را یا باید در خود مستحیل کنند یا با برچسب زدن آن‌ها را ملکوک و منزوی سازند. سال‌هاست که در نشریات وابسته، مستقیم و غیرمستقیم، به حزب کارگزاران، این شیوه در مورد شخصیت‌های برجسته ملی، دمکرات، ملی – مذهبی، چپ غیرمذهبی اعمال می‌شود و شخصیت‌های معروف و مشهوری همچون دکتر مصدق، طالقانی، شریعتی، حنیف‌نژاد، چریک‌های چپ غیرمذهبی و… با این اسلحه نواخته شده‌اند تا لیبرالیسم ونئولیبرالیسم تثبیت شود! شوربختانه این وظیفه به کسانی سپرده‌شده که به لحاظ سن وسال و سابقه‌ی فعالیت سیاسی و تقید به پرنسیب‌های تحقیقاتی شناخته‌شده در جهان و اصالت «حقیقت»، حتماً کسان بهتری از آن‌ها در حزب کارگزاران هستند که این‌قدر به حزب هم لطمه نزنند. این سخن به معنای نفی نقد نیست. موازین نقد منصفانه و سازنده، با آنچه در سال‌های گذشته جریان‌های ملی، مذهبی، ملی-مذهبی، چپ غیرمذهبی توسط وابستگان به حزب کارگزاران نواخته شده‌اند، خیلی فاصله دارند

مقاله سعی دارد چند ویژگی مهم و منحصربه‌فرد سحابی را به نفع مواضع حزب کارگزاران مصادره کند. این موارد عبارت‌اند از:
۱- با به قدرت رسیدن اکبرهاشمی رفسنجانی، تکنوکرات‌های پیرامون هاشمی همچون عزت‌الله سحابی ضرورت توسعه را درک کرده بودند… لیبرالیسم آن‌ها در تداوم لیبرالیسم نهضت آزادی قرار می‌گرفت.
۲- امضای نامه ۹۰ نفر در سال ۶۹ باعث بازداشت مهندس سحابی شد.
۳- نظریه‌ی بورژوازی ملی ازلحاظ نظری مهندس سحابی را به همان‌جایی رساند که نیم‌قرن پیش پدران او به آن رسیده بودند، تکنوکرات‌ها و لیبرال‌هایی که آزادی را نه‌فقط در رهایی سیاسی که در آزادی اقتصادی… تولید ثروت را مهم‌تر از توزیع ثروت می‌دانستند.
۴- سحابی که از لیبرالیسم کلاسیک به سوسیالیسم مدرن گرویده بود در دهه پایانی زندگی خود از نقد نئولیبرالیسم دست‌شسته و به لیبرالیسم جدید نزدیک شده بود… . بیش از کارگران به کارآفرینان بها می‌داد.
عصاره مقاله این است که مهندس سحابی از «لیبرالیسم کلاسیک به سوسیالیسم مدرن و درنهایت به لیبرالیسم جدید» نزدیک شده است، یعنی ظاهراً مواضع اقتصادی حزب کارگزاران! مقاله هیچ‌کدام از این سه اصطلاح را تعریف نمی‌کند ولی هدفش معلوم است.

مهندس سحابی از دهه چهل تا روز مرگ، ۵۰ سال به‌طور سیستماتیک به شکل فردی و گروهی، امر توسعه و اقتصاد را مطالعه کرد و هزاران صفحه مطلب، فقط در مورد توسعه و نظرات اقتصادی از خود به یادگار گذاشته است. او وقتی به سازمان برنامه‌وبودجه رفت کارشناسان این سازمان گفته‌اند که سحابی عملکرد ما را سال‌های متمادی رصد می‌کرده است

مهندس سحابی تاریخ بحث‌های مربوط به «استراتژی اقتصادی» را بسیار طولانی بیان می‌کند و می‌گوید که دکتر سحابی و مهندس بازرگان به آزادی اقتصادی معتقد بودند و این به سوابق، تربیت، اعتقادات و مطالعات آن‌ها مربوط می‌شد ولی نیروهای جوان‌تر به «اقتصاد رهبری شده و سوسیالیسم» اعتقادداشتند

مهندس سحابی می‌گوید که در زندان قصر به توافق نرسیدیم و در زندان برازجان و در غیاب آقای طالقانی سرانجام بحث به آنجا منتهی شد که مهندس بازرگان به وی که طرف اصلی بحث با ایشان بوده، گفته‌اند که: «روی مبانی اقتصادی در اسلام مطالعاتی انجام دهم و اگر نتیجه مطالعات و بررسی‌های من حکایت از تائید سوسیالیسم از سوی اسلام داشت، آنگاه من هم حرفی ندارم و تسلیم می‌شوم.»

🔹در ادامه مهندس سحابی می‌گوید که به‌تدریج به منابع ومآخذ اصلی روایات مراجعه کرده و به‌ویژه به مباحث مربوط به باب زکات از منابعی همچون «وسائل الشیعه». نتیجه تحقیقاتم هم تأیید سوسیالیسم از سوی اسلام بود و اینکه اسلام درزمینه‌ی اقتصادی به سوسیالیسم نزدیک‌تر است.
کار عمیق تحقیقاتی طولانی‌مدت با تکیه‌بر متون اسلامی است. وسواس و احاطه‌ی او به مسائل اسلامی، او را یک مجتهد ساخته بود که اهل استنباط از قرآن و متون اسلامی بود، مخصوصاً که مرحوم طالقانی در موارد اقتصاد اسلامی، هم‌عقیده و هم‌نظر او بوده‌اند.

مهندس سحابی یک تکنوکرات نبود، او یک متفکر مسائل استراتژیک اقتصاد و توسعه بود، آ ن هم در چارچوب مبانی اسلامی و مطلع از تحولات جهانی. او از تکنوکرات‌های پیرامون هاشمی نبوده است که با به قدرت رسیدن هاشمی به‌ضرورت توسعه پی ببرد. او ۲۸ سال قبل از به قدرت رسیدن آقای هاشمی روی امر توسعه و فلسفه‌ی اقتصاد اسلامی با مجتهد و مفسر قرآنی همچون آیت‌الله طالقانی کارکرده بود. او در اولین ماه‌های به قدرت رسیدن آقای هاشمی، برنامه‌ی ۵ ساله‌ی اول ایشان را نقد و آن را خطرناک ارزیابی کرده است و آقای هاشمی را از اجرای سیاست‌های بانک جهانی و صندوق بین‌المللی در مورد؛ تعدیل اقتصادی، درهای باز، وام های خارجی، استراتژی توسعه صادرات، فروش سهام کارخانه‌ها و بانک‌ها، تثبیت نرخ ارز، سیاست نگاه به خارج، فضای بسته سیاسی، برحذر داشته است

کار دیگری که مهندس سحابی در سال ۶۸ کرد، نقد بازنگری قانون اساسی جمهوری اسلامی در موارد:
– وظایف و اختیارات رهبری،
– اختیارات و مسئولیت ریاست جمهوری،
– قوه قضائیه،
– تعداد نمایندگان مجلس
– ولایت مطلقه امر وامامت
– نحوه بازنگری قانون اساسی، بود.(نقد بازنگری قانون اساسی ۱۳۶۸)

علت بازداشت او، امضای نامه‌ی ۹۰ نفر نبود، آن نامه بهانه بود. علت بازداشت او در سال ۱۳۶۹ و بعد در سال ۱۳۷۹ و ۱۳۸۰؛ نقد این دو سند و نقدهای بعدی او بود که به «رویش زیاد شده بود» تعبیر کردند و باید به زندان می‌رفت و الّا «تکنوکرات پیرامون هاشمی» که نباید به زندان می‌رفت!

مهندس سحابی، از همان اوایل انقلاب و مسئولیت سازمان برنامه به توسعه بورژوازی ملّی رسیده بود. منتها، او بورژوازی ملّی را دقیق تعریف می‌کند (ایران فردا شماره‌های ۱۳ و ۱۴ خرداد تا شهریور۱۳۷۳):
او ضمن نقد توسعه‌ی اقتصادی استالینی، توسعه‌ی اقتصادی به کمک بورژوازی ملّی را مشروط به شروط ده‌گانه می‌کند:
۱- دولت باید استقلال‌گرا (معتقد به‌ضرورت رهایی جامعه ازاسارت و وابستگی)، توسعه‌گرا، قابل‌کنترل و نظارت ساختاری (دمکراتیک) و هم‌جهت با مردم، ملت، انقلابیون (ملی – انقلابی) و صاحب تشخیص و درک واقعی و علمی از شرایط روز، باشد.
۲- تأسیس واحدهای مشخصی که پایگاه عینی تولید ملّی و مدرن باشند.
۳- واحدها، جایگاهی برای سازمان یا حتی نیروی انسانی باشند.
۴- سهم منابع داخلی (مواد اولیه و واسطه، ابزار و ماشین، سرمایه و نیروی کارشناسی) در حداکثر باشد.
۵- ارزش‌افزوده بالا باشد و مرتباً افزایش یابد.
۶- واجد صرفه‌جویی ارزی باشد.
۷- در جست‌وجوی نوآوری و تصرف فن و ماشین‌آلات و کاهش هزینه تولید از طریق بهبود فن و مدیریت ونه فشار بر نیروی کار یا سایر منابع کشور، باشد.
۸- حقوق دولتی را رعایت کند، مالیات بپردازد.
۹- در هزینه شخصی به حداکثر ممسک باشد و سودهای حاصله را صرف توسعه‌ی صنعت و خدمات اجتماعی در داخل کشور کند.
۱۰- به منافع ملی در برابر قدرت‌های اقتصادی خارجی وفادار باشد.
ملاحظه می‌شود که بورژوازی ملی در دیدگاه او گله‌گشاد نبود. بورژوازی، بورژوازی لیبرال، بورژوازی نئولیبرال، بورژوازی رانت‌خوار و بورژوازی کمپرادور در دیدگاه او دقیقاً مرزبندی داشتند و از میان همه‌ی بورژواها فقط بورژوازی ملی که در بعد از انقلاب و همین حالا و با آن شروط فوق‌الذکر، ضرورت توسعه داشته و دارد، مدنظر او بود.او، بورژوازی ملّی را محمل و مقوم دمکراسی و مردم‌سالاری هم می‌دانست. چیزی که با عملکرد برنامه اول و دوم و مخصوصاً در دوران احمدی‌نژاد، نابود شد. مهندس سحابی، بورژوازی لیبرال، کمپرادور، رانت‌خوار و نئولیبرال را ضد دمکراسی و ضد منافع ملّی، عدالت اجتماعی و استقلال مملکت ارزیابی می‌کرد

اعتقاد به سوسیال‌دمکراسی در بزرگان نحله‌ی ملی- مذهبی مسبوق به سابقه است. مرحوم نخشب در دهه ۱۳۲۰ که حزب توده فعالیت گسترده داشت، شعار «آزادی – عدالت – اخلاق» را مطرح کرد و دکتر شریعتی در آخرین ماه‌های عمرش «عرفان – عدالت (برابری)- آزادی» را مطرح نمود و علی ابن ابی‌طالب را، نمونه‌ی مجسم این ایده در ۵ سال حکومت او، می‌دانست. آیت‌الله طالقانی به‌عنوان یک فقیه و مفسر قرآن هم به مقولات توأم آزادی-عدالت، تأکید داشته است.

مهندس سحابی، مبانی استراتژی ملّی را بر پایه‌ی سه امر مهم استوار می‌کند که عبارت‌اند از:
۱- تجربه تاریخی ملت ایران
۲- مبانی آموزه‌های مکتبی وایمانی
۳- مبانی نظری علمی و عقلانی (نظریه سیستم‌ها)

خلاصه و جمع‌بندی:
۱- مهندس سحابی، هزاران صفحه مطلب در مورد اقتصاد و توسعه‌ی درون‌زای ایران از خود به‌جا گذاشته است. او هیچ‌وقت به لیبرالیسم اقتصادی اعتقادی نداشت و از اوایل دهه ۱۳۴۰ با شادروان مهندس بازرگان در این موردبحث و جدل داشته است. جدایی او از نهضت آزادی در خاطراتش آمده و علل آن را بیان کرده است.
۲- او، بورژوازی ملی، با قیود مشخص را تعریف کرده و آن را برای توسعه‌ی اقتصادی و تحکیم وقوام دمکراسی ضروری می‌داند. مفاهیم، بورژوازی، بورژوازی ملی، بورژوازی لیبرال و نئولیبرال و کمپرادور و رانت‌خوار، در تفکر مهندس مرزبندی مشخص و دقیق دارند و نمی‌توان آن‌ها را مخدوش کرد. حدود ۶۰ سال با این مفاهیم کلنجار رفته است و درنهایت بر پایه‌ی تجربه تاریخی ملّی، مبانی اعتقادی اسلامی و موازین علمی به این عقیده رسیده است.
۳- او یک «سوسیال‌دمکرات بومی» یا «سوسیال‌دمکرات ایرانی» یا «سوسیال‌دمکرات اسلامی» است که مرزهای اعتقادی او را از سوسیالیسم مارکسیستی و سوسیال‌دمکراسی اروپایی، جدا می‌کند.
۴- اراده‌گرایی به‌منظور القاءِ در یک نشریه حزب معروف- کارگزاران- ما را به یاد تکیه‌کلام مأموران «کا- گ- ب» استالین می‌اندازد که: «یک اسم به ما بدهید یک پرونده تحویل می‌دهیم».