نقدی بر سخنان آقای خامنه ای:حکمرانی مطلوب و سیاست خارجی قدرتمند / مجتبی نجفی

 کانون فعالان سیاسی ایرانی مقیم ترکیه _ به گزارش ملی مذهبی

 

آقای خامنه ای در سخنرانی دیروز خود اعلام کردند در جریان مذاکرات برجام اشتباه کرده اند. مذاکره کنندگان از خط قرمز عبور کردند و اگر ایشان نبود امتیازهای بیشتری می دادند. مطمئنا اگر ترامپ نمی آمد برجام حفظ می شد و بعید بود آقای خامنه ای برجام را اشتباه بداند.
نکته مهم اینجاست انتخابات ۹۲ و پیروزی روحانی نقش کاتالیزور برجام را ایفا کرد و خواست عمومی برای پایان دادن به دوران تحریم و فقر شکل گرفته بود. اما این مذاکره با دولت اوباما با هدایت خود رهبری در عمان آغاز شده بود. در واقع زمانی که شرایط اقتصادی ایران بغرنج شده بود و تحریم ها به شکل فلج کننده رسیده بودند آقای خامنه ای و مشاورانشان متوجه اشتباه محاسباتی خود در برآورد تاثیر تحریم ها شدند.آن زمان دیگر سخنی از جنگ بدر نبود و ایران در موقعیت “شعب ابی طالب ” بود. وقتی آقای خامنه ای چندباری تاکید کرد ایران در موقعیت “جنگ بدر” است مسئولان دولت دهم از جمله رئیس بانک مرکزی اعلام کردند ایران در موقعیت شعب ابی طالب هستند، سخنانی که با اعتراض رهبر جمهوری اسلامی مواجه شد. حمایت های رهبری از سیاست های هسته ای دولت احمدی نژاد باعث شد تا اسرائیل چهار مرحله از طرح پنج مرحله ای خود علیه ایران را عملی کند. زمینه سازی برای ارسال پرونده ایران به شورای امنیت و تحریم های فلج کننده به علاوه خرابکاری در تاسیسات هسته ای و ترور دانشمندان؛ تشدید اختلاافات قومی و تغییر نظام از طریق زور از جمله طرح های یی بود که در سال ۲۰۰۷ بین مقامات اسرائیلی و آمریکایی بحث شده بود. سیاست “قطار بی ترمز هسته ای”،کاغذ خواندن قطعنامه های سازمان ملل ،طرح موضوع های هزینه زای بی موردی مانند هولوکاست، سپردن پرونده ای حساس به دست افرادی که فن مذاکره بلد نبودند و دست کم گرفتن توان اجماع سازی دولت اوباما باعث شد ایران در یکی از خطرناکترین دوران های خود زیست کند به نحوی که رهبر جمهوری اسلامی مجبور شدند مذاکرات مخفیانه با آمریکا را در عمان آغاز کنند.
تحقق برجام عوامل متعددی داشت. فشار شدید تحریم ها علیه ایران، بی علاقگی دولت اوباما به خاورمیانه و ظهور داعش، اراده دولت اوباما برای حل پرونده ایران ، شکل گیری خواست عمومی در ایران در انتخابات ۹۲ برای پایان دادن به مناقشه هسته ای و البته “نرمش قهرمانانه” مورد نظر آیت الله خامنه ای و تدبیر تیم مذاکره کننده هسته ای ایران در این پرونده از جمله عوامل اصلی تحقق برجام بودند. پیروزی پیش بینی ناپذیر ترامپ بدشانسی بزرگ دولت روحانی بود. شانه خالی کردن از زیر بار مسئولیت برجام و مقصر خواندن تیم مذاکره کننده و بهره گیری از مواهب آن در شرایط خطرناک اخلاقی نیست. برجام شاهکار دیپلماتیک تیم روحانی ـ ظریف در دورانی بود که ایران درلبه پرتگاه بود.
آقای خامنه ای به مذاکره محدود و مقطعی با آمریکا در شرایط حساس و موقعیت های خطرناک تمایل دارد و مذاکره فراگیر را تابو کرده است. البته حرف ایشان در این باره که ایران زمانی به مذاکره تن بدهد که از شریط سیاسی اقتصادی اجتماعی مستحکمی برخوردار باشد درست است اما این شرایط چه زمانی حاکم می شود؟ با فساد گسترده در ارکان حاکمیت،نظارت استصوابی و تضعیف پارلمان ونهادهای انتخابی ، فشل بودن نهاد خبرگان و عدم امکان نظارت صحیح بر رهبری و نهادهای تحت امر ایشان ، سرکوب نهادهای مدنی و رسانه ها ، دو دسته کردن جامعه با تبعیض های فرهنگی سیاسی و اجتماعی و تقویت نظامیان در برابر دولت مدنی رسیدن به چنین شرایطی ممکن است؟ اینجاست که پیوند سیاست داخلی و خارجی مشخص می شود. قبل از برجام نیز پیشکسوت های ملی مذهبی که تنی چند از آنان دارفانی را وداع گفتند در نامه ای به آقای خامنه ای تاکید کردند مذاکره بدون انجام اصلاحات اساسی در ایران از موضع ضعف است و ایشان را به انجام اصلاحات بنیادین دعوت کردند. همانها در دوران حیات سیاسیشان تحت سخت ترین فشارهای امنیتی بودند.
سیاست خارجی مد نظر رهبر جمهوری اسلامی از ضعف های بنیادینی رنج می برد. این سیاست خارجی به خاطر نوع رویکردی که در برابر ایالات متحده اتخاذ کرده از موازنه منفی و سیاست “نه شرقی و نه غربی” منحرف شده، هزینه زا با دستاورد اندک است. اینکه آقای خامنه ای احتمال حمله را اندک می داند درست است اما هزینه سالها فشار اقتصادی و قرار دادن ایران در موقعیت همیشه حساس را ملت می پردازد. این سیاست خارجی همچنین پیوندی با سیاست داخلی ندارد . حکمرانی مطلوب از پایه های محکم سیاست خارجی قدرتمند است و آنچه که در ایران نیست همان حکمرانی مطلوب است.