به کجا میرویم؟ / خاطره باقری

 

 

 

اوضاع این روزهای ایران واقعا جای تاسف دارد مردم از فقر و تورم مینالند اما با این حال در فروشگاه ها صف های طویل تشکیل میدهند برای

خریدهای میلیونی و جلو جلو به پیشواز قحطی ای می روند که خودشان بانی شروعش هستند.

میگویند سکه و دلار و خودرو قرار است گران شود و ملت هجوم میبرند برای خرید دلار و سکه و خودروهای به درد نخور داخلی و چنان تقاضا

بالاست که عرضه کم میاورد و با دست خودمان جیب دلالان و آقا زاده ها را پر میکنیم .

شخصی با افتخار میگفت خانه ام را فروخته ام سکه خریده ام و چقدر با غرور از فکر اقتصادی اش صحبت میکرد .

دیگری میگفت برای تمام اعضای خانواده ش پراید ثبت نام کرده حتی دختر هفت ساله اش پرایدی که تا دیروز همه از آمار کشتگان نا امنی اش

گله داشتند امروز در صف ثبت نامش همدیگر را له میکنند .

فقر فرهنگ و شعور فرهنگی کارمان را به اینجا رسانده و عده ای فرصت طلب از همین حماقت سو استفاده میکنند و با داغ دیدن بازار شایعات

تا تنور داغ است نان خود را میچسبانند و مابین بالا رفتن قیمت سکه و دلار تیری در تاریکی رها میکنند و چه بسا ملت همیشه در صحنه با

دست خود تیر را به هدف می نشانند میگویند قحطی پوشک و نوار بهداشتی است و تمامش را احتکار میکنند و حتی کسانی که نیازی به

پوشک و نوار بهداشتی ندارند از ترس اینکه از قافله جا نمانند هجوم برده و تا میتوانند این دو قلم را میخرند غافل از اینکه وارد کنندگان و

تولیدکنندگانش به ریششان میخندند.

شروع ماه محرم هم راهی باز کرد برای عده ای سودجو و فرصت طلب که به بهانه نذری دادن مردم و بالا رفتن تقاضا اجناس را حسابی گران

کنند سبزی فروش محله سرش حسابی شلوغ شده بود و سبزی را با دوبرابر قیمت میفروخت.

دلیلش را که پرسیدم گفت به خاطر نذری دادن مردم فروش زیاد شده قیمت را زیاد کردم  و جالب اینکه همین افراد برای امام حسین عزاداری

میکنند و بر سر و سینه خود میکوبند .

به راستی حقیر ترین مردم تاریخیم.

این روزها هم که گوجه و رب گوجه حرف اول را در بازار میزنند .

چقدر غافلیم و خودمان ، خودمان را نابود میکنیم اینجاست که باید بگوییم

” از ماست که بر ماست “

 

منبع : نگام ؛ ناگفته های ایران ما