یادداشت : ایران ما / عاطفه معصومی

 

 

کشور پهناور و باستانی ایران اگر چه در چند قرن گذشته کمتر روی آرامش بخود دید و بی کفایتی زمامداران نابلد از آن ، کشورهایی با

زبان ،فرهنگ ،تاریخ و حتی هویت مشترک ساخت اما هنوز هم در دنیا ، ایران یعنی کاسپین تا عمان و خلیج فارس .

حتما کشور نفت خیز ایران شنیده اید یا میدانید ایران مس و زعفران و پسته دارد ، فرش و سنگ معدن دارد.

اما جالب است اگر همه بدانیم بسیاری از آنچه ایران دارد در جای دیگری نیست .

مثلا پسته، زعفران و زیره تنها محصولاتی در دنیا هستند که قیمت آنها بالای ده دلار است .

پسته در آمریکا هم کاشته شد در اصل آمریکا بزرگترین صادرات پسته را دارد اما کیفیت پسته ایران چیز دیگریست و رقیبی ندارد

فرش های نفیس ایرانی هنوز در کلکسیون های فرش دنیا فخر فروشی میکنند

صنایع دستی بینظیر در همه شهرها

فقط گز اصفهان ،سوهان قم ،شیرینی یزد میتوانند به تنهایی بازار صادرات را همیشه گرم نگه دارند

کرمان ، یزد و سیستان بلوچستان استانهایی در میان کویر که هر کدام به تنهایی میتوانستند به اندازه نفت خوزستان در آمد داشته باشند .

نظیر معادن آهن گل گهر که فقط در سه نقطه از جهان داریم .

معادن فیروزه عقیق تا کانی های با ارزش دیگر .

طلا تا مس و از همه مهمتر تاریخ و فرهنگ کشوری با عظمت که میتوانست چندین برابر هر کشوری از توریسم و گردشگری درآمد داشته باشد .

نقاط مختلف آب و هوایی و وجود چهار فصل مشخصه طبیعی و اقلیمی که کمتر کشوری داراست .

اما چرا با اینهمه ثروت و نعمت بسیاری از مناطق هنوز در فقر و محرومیت هستند؟؟؟

جواب این سوال در دو چیز است :نابلدی سیاستمداران  و ناآگاهی مردم

عده ای که باید قوانین درست بنویسند دانش و تجربه اش را ندارند.

دولتی ها که باید مجری قوانین باشند در چهارسوهای پر طمطراق بوروکراسی مانده اند .

و ملت در تمام صدسال گذشته به این روش مملکت داری عادت کرده است .

شاید اگر فضای مجازی نبود بسیاری از دانش آموختگان دانشگاههای ما هیچوقت نام بسیاری از نویسندگان مشهور ، تئوریسین ها و

دانشمندان و فیلسوفان و.‌.‌ را نمی دانستند .

هر چند فضای مجازی باعث بالارفتن آگاهی گشت ، اما تنها گستره اطلاعات را وسیع کرد واز عمق تفکر و آگاهی کاست .

بیشتر افراد از هر علم و مبحث تنها جمله یا خلاصه ای از آن را می شنوند و هنوز فرصت اندیشیدن درباره آن را پیدا نکرده اند در

معرض اطلاعات و اخبار دیگری قرار میگیرند .

این افراد در خیالشان خود را مطلع و اهل مطالعه میدانند اما در اصل علم و آگاهی را بسیار آسان ، بدون تلاش و تاثیر بر روند اخلاق

وفرهنگ شان و جامعه تنها دریافت میکنند.

ایران تنها کشوری است که مردم اینچنین سرگرم فضای مجازی هستند

دلیل اصلی اش را باید در بی محتوا بودن و جاذبه نداشتن برنامه های شبکه های تلویزیونی دانست .

در دانشگاهها سهمیه ومدرک بر دانش واطلاعات پیشی گرفته  است.

حتی تعداد دانش آموختگان دانشگاهی ما بیش از کشورهای دیگر است و این را افتخار میدانیم بدون اینکه در این سالها شاهد پیشرفت

کشور باشیم

وقتی همه این مسائل را کنار هم می گذاریم به کشوری می رسیم که با وجود ثروت زیاد هنوز در الفبای توسعه مانده است .

جوانانی که باید چرخ اقتصاد و تولید و دانش افزایی را بچرخانند ، در امورات زندگی مانده اند .

درس هایی که حفظ کردند و سالهایی که تلف کردند توانایی آنان را بالا نبرده است.

وقتی به این سرمایه اصلی و ثروت انسانی هم امید چندانی نمیتوان بست معنی اش این میشود ما هیچ صاحب نظر و کارشناسی برای

روزهای آینده و مردم آینده پرورش نداده ایم .

نه به سرمایه های ملی نه انسانی هیچکدام در ایران به اندازه کافی توجه نشده ونمی شود

با اینکه انتخابات محصول نظارت استصوابی است و نمایندگان و رییس جمهور با تایید صلاحیت و رای اعتماد شورای نگهبان انتخاب

میشوند و درجه کاردانی و تجربه و دانش آنها چندان مطلوب نیست ،با این حال نمی توان قطعا گفت این همه مشکل نتیجه این معضلات

است زیرا با همین افراد ناآگاه و این همه سرمایه ملی و انسانی هم میشد خیلی بهتر بود.

در یک کلام این همه نابسامانی و مشکل تنها کار خودی ها و حکومت نیست

بنظر میرسد دنیا به این نتیجه رسیده که ایران باید روی آرامش نبیند و با تدوین برنامه هایی درازمدت و کارشناسی شده و اعزام جاسوس

یا استخدام وطن فروشان ، جلوی پیشرفت و توسعه ایران را میگیرند.

وگرنه حکومت هر چقدر هم ناتوان و ضعیف باشد قادر به مهار چنین هرج ومرج و بدبختیهای می باشد.

 

منبع : نگام ؛ ناگفته های ایران ما