گفتگو با محمد کیانوش راد : قانون جدید احزاب ، مانع فعالیت بخش عمده سیاسیون در احزاب است

 

 

به عقیده بسیاری از کارشناسان، حزب به معنای واقعی آن وجود ندارد. حزبی که بتواند برنامههای مشخصی را ارائه دهد و اقتصاد کشور نیز در چارچوب آن برنامهها پیش رود. به عقیده برخی دیگر نیز در ایران دولت حزبی نداریم و یا به عقیده برخی نیز احزاب در دولتها جایگاه خاصی ندارند. نبودن حزب به معنای این است که دولتها استراتژی مشخصی برای اهداف خود ندارند . بنابراین حزب میتواند چارچوبهای مختلفی رابرای رسیدن دولت به اهداف داخلی و بینالمللی تعیین کند و به آن کمک کند.

 

در این ارتباط «آرمان» با محمد کیانوش راد فعال سیاسی اصلاح طلب و نماینده سابق مجلس به گفتگو پرداخت که میخوانید:

 

*به عقیده بسیاری از شخصیت ها و کارشناسان سیاسی نبود حزب به معنای واقعی، معضلی است که همواره جامعه و کشور را دچار مشکلات بسیاری کرده است. حزبی که بتواند برنامههای دولت را پیش ببرد و به آن چارچوب مشخصی دهد. نظر شما در این مورد چیست؟

سابقه حزب در ایران از زمان مشروطه است امابطور جدی تر از سال ۱۳۲۰ به بعد است که اگر ملاک تحلیل قرار دهیم، سابقه کمی تاکنون برای شکل گیری و به کارگیری روشهای حزبی نیست. این تاریخ گویای آن است که چه به لحاظ فرهنگی و چه به لحاظ آمادگی های اجتماعی، شرایط برای وجود حزب در ایران فراهم است ، اما برخی از مشکلات ساختاری و قانونی مانع شکل گیری جدی و فراگیر و ماندگار حزب در ایران بوده است .

برخی مشکلات اتفاقا از نه سوی جامعه و نخبگان حزبی ، بلکه بیشتر از سوی حاکمیت و قدرت حاکم ایجادشده و می شود . به همین دلیل ، امکان گسترش و تداوم‌ احزاب را تا حد زیادی در جامعه مخدوش ساخته است. البته بخش پذیرش مردم از جریانات حزبی مبحث دیگری است که به کارکردها و کارآمدی نخبگان حزبی در دیدگان مردم باز میگردد . که تحلیل آن بحث مهم دیگری است و در فرصت دیگر باید بدان پرداخت .

اگر بنا باشد احزاب فراگیر و کارآمد در کشور شکل گیرد حداقل در شرایط کوتاه مدت به سه فاکتور مهم ۱- کاهش فشارهای امنیتی و تضمین آزادیهای سیاسی، ۲-تامین و شفافیت منابع مالی احزاب سیاسی آنگونه که در بسیاری از کشورهای با نظام های حزبی مورد عمل قرار می گیرد. ۳- اصلاح قانون تشکیل احزاب سیاسی به گونهای که رسمیت نظام حزبی را در انتخابات شاهد باشند. اگر چنین شرایطی به صورت واقعی شکل گیرد، قاعدتا نباید مشکلی برای حضور نخبگان و فعالان سیاسی در آنها نباشد در حالیکه اکنون چنین نیست .

متاسفانه قانون تشکیل احزاب سیاسی در شرایط فعلی برای فعالان سیاسی به شدت محدودیت ایجاد کرده است . به تعبیری این قانون می گوید که بسیاری از افرادی که عضو جامعه ایران هستند از فعالیتهای حزبی به دلایل سیاسی و عقیدتی محروم هستند. وجود برخی شرایط در این قانون به معنای محروم کردن بخش زیادی از فعالان سیاسی از فعالیتهای حزبی و یا ایجاد نظامی مبتنی بر توجیه نفاقِ سیاسی سیستماتیک بر ای حضور در احزاب سیاسی است. در واقع با این قانون تنها بخش بسیار اندکی از فعالان سیاسی جامعه ایران را می تواند در خود جای دهد.این اصلی ترین مشکلی است که متاسفانه نه تنها در جهت گشایش بیشتر فعالیت حزبی نیست ، بلکه با قانون فعلی بدتر هم شده است . این موارد بخشی از دلایلی است که فعالیتهای حزبی را در جامعه ایران دچار مشکلات اساسی کرده است.

*چرا جریانات سیاسی در ایران برنامههای اقتصادی مشخصی ندارند؟ به ویژه اینکه در شرایط فعلی اقتصادی در کشور نیازمند برنامه مشخص اقتصادی هستیم. حزبی در ایران نداریم که برنامه مشخصی را ارائه دهد، به گونهای که مردم بدانند وقتی که یک حزب روی کار میآید برنامه های اقتصادی آن مشخص است و راحت تر دست به انتخاب میزنند،

در زمینه برنامههای اقتصادی احزاب با دو مسئله روبرو هستیم. یک به لحاظ نظری که اصولا نوعی سردرگمی میان جریانات فعال موجود که اجازه فعالیت دارند مواجه هستیم، بحث اقتصاد برنامه ای و یا اقتصاد نئولیبرالیسم دو نوع گرایشی است که از ابتدا وجود داشته است. اقتصاد بازاریا اقتصاد برنامهریزی شده که به نام های متفاوتی می توان را مورد توجه قرارداد . در این بحث نوعی سردرگمی میان فعالان سیاسی و یا نوعی جابه جایی در مواضع قبل و اکنونی آنها وجود دارد. این مسئله، البته در برخی از احزاب روشن تر است و در برخی احزاب بیشتر دچار ابهام است .

اما در اینکه تمام احزابی که حداقل به نام احزاب اصلاح طلب نامیده شدند نوعی از گرایش اقتصادی که مبتنی بر خواست اکثریت مردم و منافع اکثریت مردم است وجود دارد، اگرچه میان اقتصاد بازارآزاد و یا اقتصاد متمرکزوبرنامهریزی شده اختلاف نظر وجود دارد اما در عمل پیوندی را در جهتگیری به سمت اقتصادی با منافع عامه مردم رقم زده است. در بخش دوم‌یعنی نظام اجرایی ما علاوه بر مشکلاتی که به لحاظ نظری وجود دارد، قاطعیت و توان لازم در دولت برای تصمیمگیری وجود نداشته و یا کمتر مشاهده شده است . این امر بخشی به درون دولت و تیم اقتصادی ضعیف دولت و بخشی نیز به صورت واقع بینانه به شرایط خارج از دولت و محدودیتهایی که در برابر دولت قرار میگیرد بستگی دارد. شرایط و‌محدودیت های داخلی مخالفان دولت و شرایط تحریمی آمریکا بستگی دارد. امابه طور کلی باید اذعان داشت که دولتهای مختلفی که تاکنون روی کار بودهاند اگرچه به طور مشخص، احزاب سیاسی، مانیفستهای افتصادی خود را ندادند اما میتوانیم در دورانی که جریان چپ و راست وجود داشت و یا بعدا در قالب اصلاح طلبان و اصولگرایان وارد شدند، میتوان به جهت گیری آنها اشاره کرد . دولتهای پس از انقلاب از جمله دولت مرحوم هاشمی، دولت آقای خاتمی ، آقای احمدی نژاد و آقای روحانی، هر کدام گرایشهای کلی خود را دارند.

*اینکه برخی در عرصه سیاسی کشور اظهار میدارند به هیچ حزبی وابسته نیستند از سوی بسیاری نفی شده است. همچنین موضوعی که باید به آن توجه داشت این است که هیچ فردی نمیتواند فارغ از علایق و سلایق شخصی خود عمل کند و این علایق و سلایق انسانها به ویژه در سیاست بسیار تاثیرگذار است. نظر شما در این مورد چیست؟

روسای جمهور در ایران تاکنون مورد حمایت احزاب مشخصی واقع شدند و به ریاست جمهوری رسیدند. به تعبیری شاید به دلیل نوع ساختار سیاسی که در ایران وجود دارد که بخشی از آن به نبود یک نظام حزبی پارلمانی مشخص معطوف است ، لذا روسای جمهور را در موقعیتی قرار داده که از تعلق خاص خود به یک حزب سیاسی خاص کناره بگیرند اما هیچگاه از جریان سیاسی وابسته به جناح سیاسی حامی ، خود را کنار نکشیده اند . به عنوان مثال مرحوم هاشمی به طور مشخص در جریان سیاسی کارگزاران و در مجموعه اصلاح طلبان خودرا تعریف نمود. رئیس دولت اصلاحات نیز در چارچوب اصلاح طلبان، همچنین احمدی نژاد در چارچوب اصولگرایان و در حال حاضر نیز آقای روحانی با شعار اعتدال، خود را در میانه اصولگرایان و اصلاح طلبان تعریف نموده است. بنابراین هر رئیسجمهوری اگرچه مستقیما حزبی نبوده اما گرایش سیاسی و جناحی خود را نفی نکردند.

*بحث فراکسیون مستقل که در مجلس تشکیل شده است را آیا میتوان به معنای واقعی مستقل دانست؟

ایرادی ندارد که در یک نظام حزبی، افراد به صورت مستقل فعالیت کنند و یا در مجلس نیز فراکسیونی به صورت مستقلین شکل بگیرد. این مسئله ایرادی ندارد اما اگر افرادی که به نام لیست امید به مجلس راه یافتهاند علی القاعده باید نسبت به جریان و مجموعه سیاسی خود وفادار باشند یا حداقل از آن فراکسیون خارج شوند . نظام حزبی در جمهوری اسلامی به نحوی است که امکان گردش نمایندگان از موضعی به موضع دیگر فراهم میسازد. یک نظام حزبی چارچوب دار و غیرمنعطف نیست. همانگونه که در آمریکا نیز شاهدیم که گاهی افرادی از دوحزب جمهوریخواه و دموکرات، به حزب مقابل رأی میدهند و وفاداری حزبی خود را کنار میگذارند. البته در نظام پارلمانی آمریکا، حالت محدودی دارد اما در جامعه ایران ، وضعیت بسیار ژلاتینی و منعطفی دارد ، به نحوی که کارکردهای یک جریان حزبی را تضعیف میکندو گاهی هم بهترین زمینه برای فرصت طلبان است . این مشکل را در وهله اول، خود احزاب باید چاره جویی کنند و از افرادی حمایت کنند که به چارچوبهای حزبی یا به حداقلهای از چارچوب حزبی وفادار باشند. در غیر این صورت نوعی بی نظمی در رفتارهای سیاسی منتخبان مردم چه در سطح مجلس و چه در سطح روسای جمهور خواهیم بود .نتیجه این امر نا امیدی مردم به مثلا شورای عالی سیاسی است .

شفافیت نه تنها در اقتصاد ، که در سیاست لازم تر است . خصوصا زمانی که سیاست و سیاسیون تعیین کننده بسیاری از معادلات اقصادی هستند .