یادداشت : “ایران صدسال پیش” / غلامعلی دهقان

 

 

سران نزدیک به صد کشور جهان در پاریس گردهم آمدند تا سالگرد صدمین سال پایان جنگ جهانی اول را یادآوری کنند.
۱۹آبان ۱۲۹۷ سرانجام جنگ ویرانگر جهانی اول به پایان رسید؛ جنگی  که از ۶مرداد۱۲۹۳ در قاره اروپا میان متفقین با همکاری آلمان و اتریش -هانگری و بعدا با مساعدت عثمانی در برابر محور متحدین با حضور فرانسه و انگلیس و روس تزاری و صربستان به بهانه ترور ولیعهد اتریش-هانگری در سارایوو آغاز شد تا در پایان آن شاهد افول چهار امپراتوری آلمان، اتریش-هانگری، عثمانی و روس تزاری باشیم.
اما آنچه دردناک بود و به یک تراژدی تمام‌عیار تبدیل شد؛ صدمات ناشی از جنگ اول برای کشور ما بود.
شروع به کار سومین دوره مجلس شورای ملی پس از مشروطیت، مقارن با شروع جنگ اول جهانی شد و به واسطه اختلاف نمایندگان که برخی از عثمانی و بعضی از متفقین حمایت می‌کردند؛ مجلس منحل شد تا دموکراسی نیم‌بند پس از مشروطه به محاق برود و بار دیگر پس از هفت سال در سال ۱۳۰۰ مجلس چهارم تشکیل شود.
هرچند برآمدن رضاخان بر اریکه قدرت از مجلس ششم به بعد، راه تنفس را بر دموکراسی ایرانی بست.
رقابت قدرت‌های جهانی طی جنگ جهانی کشور ما را محل تاخت و تاز آنان قرار داد. آنچه سبب این تاخت و تاز شد؛ ضعف حکومت مرکزی بود.
احمدشاه به دلایل مختلف نه می‌توانست و نه می‌خواست امور کشور به سامان شود.
حضور نیروهای انگلیس و روس به بهانه حضور نیروهای آلمانی و عثمانی سبب دخالت گسترده آنان در امور کشوری و لشکری شده بود.
انبار آذوقه ارتش انگلیس مالامال از گندم ایران بود که بهای آن قحطی برای مردمانش بود.
شیوع گسترده وبا و پس از چندی ورود آنفولانزای خارجی به قول مادربزرگ، بنا به روایتی چند میلیون قربانی از ایرانیان گرفت.
واقعیت این است درباره این مقطع از تاریخ ایران یعنی سال‌های جنگ جهانی اول کمتر سخن گفته شده است.
اینکه چگونه می‌شود تقریبا نیمی از جمعیت کشور به جهت وجود دو بیماری وبا و آنفلوآنزای اسپانیایی و همچنین قحطی حاصل از اشغال ایران توسط قوای اشغالگر به خاک سیاه بنشینند؛ موضوع ساده‌ای نیست که بتوان به‌راحتی از آن گذشت.
حداقل اینکه باید باور کرد تنها با توسعه و پیشرفت و توجه به امکانات ملی و دارا بودن قوای مسلح قدرتمند می‌توان از کیان کشور دفاع کرد.
منبع : آفتاب