چگونه سازمان مرکزی ایرانیان مهاجر به جامعه ایرانی در اسراییل خدمت می کند

انجمن همبستگی همه ایرانیان دنیا (آهاد) _ صیون حاسید در سال ۱۹۶۳ متوجه شد که دیگر نمی تواند در ایران اقامت کند. او برای خبرنگار اورشلیم پست چنین تعریف می کند.

من با عده ای دیگر از دوستان ایرانی یهودیم با اتوبوس برای تجارت به کناره دریای مازندران مسافرت کردیم.  متاسفانه برای برگشتن،  اتوبوس خود را از دست دادیم و با توجه به  شروع سال نو یهودی عجله داشتیم که به موقع بگردیم. تاکسی هم پیدا نمی شد مجبور شدیم یک سواری برای برگشتن به تهران کرایه کنیم. متاسفانه راننده مشروب الکلی بسیار نوشیده بود و مست مست بود و هم چنین گواهینامه رانندگی نیز نداشت و به همین دلیل سبب سقوط اتومبیل شد البته خوشبختانه هیچ کداممان صدمه جدی نخوردیم. در دادگاهی که به همین منظور برای رسیدگی به ماجرا برگزار شد، راننده بی گناه شناخته شد و ما چون در اتومبیل آهنگهای یهودی سر داده و خوانده بودیم گناهکار و محکوم چرا که به تشخیص قاضی ما حواس راننده را پرت کرده بودیم.

این جا بود که من به خود گفتم ” من دیگر نمی توانم در ایران بمانم” به پدرم گفتم که من می خواهم به اسراییل مهاجرت کنم و شما وهمه خانواده با من بیایید. او پاسخ داد که تو آزادی که بروی ولی من این جا می مانم و در برابر پرسش من که چرا؟ او گفت اورشلیم شهر مقدس است و گمان نمی کنم که آنها به ما اجازه اقامت در این شهر را بدهند. به پدر گفتم اجازه بده امتحان کنیم و برویم در اورشلیم زندگی کنیم اگر نشد در بدترین حالت به ایران بر می گردیم. پس از چندی همه خانواده حاسید در اورشلیم اقامت کردند و بزودی به یکی از بزرگترین پیمانکاران ساختمانی در پایتخت تبدیل شدند.

در دفتر اورشلیم او عکس کنیسای تیفعرت صیون و سارا قرار داده شده که او ان را در اورشلیم ساخته است که احساسات عمیق او را به شهر دیوید نشان می دهد. هم چنین در دفتر کار او عکسی از کاخ چهل ستون است که در قرن هفدهم در دوران شاه عباس ساخته شده است ( بنایی با ۲۰ ستون که با توجه به انعکاسی که در هر ستون در آب دارد آن را چهل ستون می خوانند) و درکنار آن عکسی از پاسارگاد مقبره کوروش بزرگ قرار دارد پادشاهی که با تمام شدن اسارت در بابل به یهودیان اجازه داد به میهن خود بازگردند و معبد خود را از نو بنا کنند. حاسید به من اظهار کرد هیچ می دانی که روح الله خمینی می خواست پاسارگاد ( ایرانشهر: این جا آقای حاسید اشتباه می کند چرا که شیخ خلخالی بدنبال انهدام تخت جمشید بود که اهالی مرودشت به او این اجازه را ندادند و البته شاید اگر موفق می شد پاسارگاد را نیز از این هدف اهریمنانه بی نصیب نمی گذاشت) را با بولدوزر ویران کند که مردم در برابر این بولدوزرها دراز کشیدند و این اجازه را به او ندادند. حاسید ادامه می دهد که منشور کوروش نخستین اعلامیه جهانی کوروش بزرگ است که نمونه  آن نیز در مقر  سازمان ملل نصب شده است. این نمونه توسط شاهدخت اشرف پهلوی خواهر محمدرضاشاه به این سازمان هدیه شده است و البته اصل این منشور در موزه در انگستان است.

زمانی که به حاسید در مورد کوششهای جمهوری اسلامی برای این که روابط خود را با یهودیان عادی سازد و بهتر کند و از نمونه هایی مانند ثبت آرامگاه استر و مردخای به عنوان میراث جهانی در سال ۲۰۰۸ در یونسکو و تبریک محمد جواد ظریف برای تعطیلات یهودی می گویم او آشکارا اظهار ناامیدی می کند و می گوید این ها همه  یک نمایش است. حکومت با تمیز کردن گورستانهای یهودی و مرمت کنیساها برای خود خبرهای در سطح جهان دست و پا می کند. در ادامه حاسید می گوید ایرانیان غیر یهودی حتی پیش از انقلاب نیز علاقه ای به یهودیان نداشتند و ما را نجس می نامیدند(توضیح ایرانشهر: فقهای شیعه یهودیان و دیگر اقلیت ها را کافر محسوب می کردند نه مردم ایران) و اگر در روز بارانی سوار اتوبوس می شدیم بدلیل آن که ما را نجس می دانستند در کنار ما نمی نشستند چرا که بر این باور بودند که آب این ناپاکی را منتقل می کند.

او می گوید که آرزویش این است که بنایی در اورشلیم  بسازد که نیازهای فرهنگی ایرانیان یهودی را از نظر برگزاری سمینارها و سخنرانی ها برطرف کند. او ادامه می دهد با آن که ایرانیان یهودی در اسراییل خیلی موفق بوده اند ولی از هویت خود به عنوان یک جامعه ایرانی دست شسته اند و پذیرفته اند که اسراییلی هستند در حالی که بقیه جوامع در کشور اسراییل که مهاجر نشین و مهاجر پذیر است این چنین رفتار نکرده اند.

من آرزو دارم که ایرانیان یهودی بتوانند به نمایندگی کنست( مجلس) برسند تا بتوانند مواضع ایرانیان را در کنست مطرح کنند به همین دلیل است که من می خواهم در آینده از سوی حزب لیکود برای نمایندگی مجلس کاندید شوم.

و در پایان او اظهار می کند که ۱۵ سال است که هیچ رهبر سیاسی در اسراییل علاقمند به مسائل و موضوع های مورد توجه ایرانیان یهودی علاقمند نبوده است. من هم چنان آرزو می کنم  که یک نشانی و یک خانه برای ایرانیان یهودی در اورشلیم بسازم.